علی اکبر جوانفکر از آن احمدی نژادی‌های دوآتشه است که اعتقاد دارد رئیس دولت دهم ولایی ترین رئیس جمهور تاریخ ایران بوده است. او هم ماننده بسیاری دیگر از احمدی نژادی‌ها بر این باور است که رئیس دولت‌های نهم و دهم طی هشت سال گذشته مظلوم واقع شده است.

به گزارش پارس به نقل از نامه نیوز ؛ مدیرعامل سابق خبرگزاری ایرانا، درخواست ما را به این شرط که مصاحبه کتبی باشد پذیرفت. مصاحبه‌ای که در ادامه خواهید خواند حاصل این گفت‌وگویی مکاتبه ای با علی اکبر جوانفکر است که و در دو نوبت انجام گرفت؛ نخست سوالاتی برای ایشان ارسال شد و پس از پاسخگویی سوالات تکمیلی نیز به این گفت‌وگو افزوده شد و آقای جوانفکر متعاقبا پاسخ های تکمیلی را در اختیار ما قرار دادند.

جوانفکر در این گفت‌گوی کتبی به نکاتی اشاره کرد که شاید پیش از این به آن نپرداخته بود. نوع نگاه احمدی نژاد به هاشمی رفسنجانی، نقد عملکرد دولت روحانی و حال این روزهای مشایی قسمت‌های جذاب این گفت و گوست .


بخش هایی از گفتگوی مکتوب جوانفکر:
-فرضیه شما این است که آقای احمدی نژاد مسئولیت کمبودها و مشکلات دولت شان را متوجه دولت قبل از خود می کردند که این فرضیه ، کاملا خلاف واقع است. توجه داشته باشید که آقای احمدی نژاد ریاست یک دولت موفق، رو به جلو و پرشتاب در مسیر پیشرفت های همه جانبه و بزرگ را برعهده داشت و پیوسته فرصت های جدید را فراروی کشور قرار می داد. دکتر احمدی نژاد فقط آمار عملکرد دولت خودش را در زمینه های مختلف ارائه می کرد و به مردم امکان می داد تا آن را با عملکرد دولت های قبل از خود مقایسه کنند اما متاسفانه دولت یازدهم در عمل نشان داده است که یک دولت ایستا و بدون هرگونه برنامه برای حرکت رو به جلو می باشد. بدیهی است چنین دولتی برای توجیه ناکارامدیهای خود، به بهانه جویی می پردازد و پیشینیان را آماج انواع اتهامات قرار می دهد و از پذیرش هرگونه مناظره ای برای تبیین حقایق گریزان است. تشخیص این مساله کار ساده ای است مگر آنکه فرار از حقیقت بر پذیرش آن رجحان داشته باشد.

-کار جوانمردانه ای به نظر نمی رسد در شرایطی که دکتر احمدی نژاد به خاطر مصالح کشور سکوت اختیار کرده است، برخی افراد یا رسانه ها هر چه دلشان می خواهد به ایشان نسبت دهند. علاوه بر این توجه داشته باشید که تمرکز یک رسانه بر خبرهای بی پایه و اساس، اعتبار آن را مخدوش می کند.

-سوابق خدمات آقای مشایی همواره حاکی از گرایشات فرهنگی ایشان است و پس از خاتمه کار دولت قبل بیشتر به مطالعات فرهنگی مشغول هستند و از ورود به عرصه سیاست پرهیز دارند.

-فقط آقای احمدی نژاد سکوت اختیار کرده‌اند و نه همکارانشان! این سکوت هم موضوع تازه‌ای نیست. ایشان در دوران ریاست جمهوری شان نیز سکوت وحدت بخش را در قبال هجمه های بی امان سیاسی و رسانه‌ای، در پیش گرفتند. ما آرزو می کردیم که دولت یازدهم منشاء خدمت به کشور و امید و دلگرمی به مردم می شد و سرانجام مثل دولت قبل با یک کارنامه درخشان کار را به دیگری می سپرد. از ناکارامدی دولت کنونی واقعا متاسف و ناراحت هستیم. ای کاش دولت آقای روحانی هر روز به مدت یک ساعت از شبکه های سراسری صدا و سیما به دولت قبل ناسزا می گفت اما امروز که یک سال و نیم از عمر آن سپری شده است، یک کارنامه عملکردی قابل دفاع را به مردم ارائه می‌داد.

-بنده از تصمیمات حامیان دکتر احمدی نژاد بی اطلاع هستم اما ایشان هیچ برنامه ای برای انتخابات مجلس نداشته اند.

-شاید بتوان گفت که طرح اینگونه سووال ها، ریشه در فرار از فهم و پذیرش یک حقیقت دارد و آن اینکه دکتر احمدی نژاد ولایی ترین رئیس جمهور سالهای پس از انقلاب بوده است.
- کسانی که به خط اصیل انقلاب اسلامی و آرمانها و اهداف بزرگ ملت عزیز ایران پایبند باشند، همیشه شبیه و نزدیک به هم هستند.

-این واقعیت است که چنین جلساتی (در ولنجک) وجود خارجی ندارد و شما می خواهید بدانید که در این جلسات فرضی، چه مباحثی مطرح می شود؟!!
-دکتر احمدی نژاد هیچ خصومت شخصی با آقای هاشمی رفسنجانی نداشته و ندارند. تفاوت در نگرش مدیریتی و چگونگی اداره بهینه کشور با حفظ آرمانهای انقلاب و برخی باورها و رفتارهای ناهنجار از سوی آقای هاشمی، اساس این اختلاف را تشکیل می دهد. البته با کمال تاسف باید تصریح کنم که رفتار و مواضع آقای هاشمی رفسنجانی نسبت به آقای احمدی نژاد و دولت قبل، به هیچوجه قابل توجیه نبوده و نیست زیرا پیوسته تمایلات خصمانه و کینه جویانه ایشان را به نمایش در آورده است.

- شما روی نکته ای انگشت گذاشته اید که به طور قطع نشانه ای مثبت از شخصیت دکتر احمدی نژاد است. به این معنا که قضاوت و نظر ایشان، همواره مبتنی بر حال افراد بوده است. تمجید از آقای هاشمی رفسنجانی دوران امام و کسی که در سالهای ریاست جمهوری اش با وجود برخی انتقادات اصولی، منشاء کارهای مثبتی برای کشور بوده است، به همان اندازه ارزشمند است که تقبیح آقای هاشمی رفسنجانی ده دوازده سال اخیر بویژه بازیگر اصلی در وقوع حوادث تلخ و غم انگیز پس از انتخابات سال 88.

-استفاده از لفظ "دولت شما" کار صحیحی نیست. دولت متعلق به ملت است و در ملکیت افراد قرار ندارد. ثانیا شما کافی است به سوابق دو سال اول دولت نهم در خصوص ملاقاتهای مستمر رئیس جمهور با مراجع معظم مراجعه کنید و سپس آن را با دیدار سایر روسای جمهور سالهای پس از انقلاب با مراجع محترم در مدت مشابه مقایسه نمایید. در آن صورت متوجه خواهید شد دولت دکتر احمدی نژاد در ابتدای کار خود، اهتمام ویژه ای به ارتباط با مراجع معظم داشته است. ضمنا توجه داشته باشید که دولت موظف است در چارچوب منویات ولایت فقیه حرکت کند و مراجع معظم می توانند نظرات خود را در باره مسائل کشور به رهبر معظم انقلاب منعکس کنند تا اگر صلاح دانستند ، به صورت دستور العمل به مقامات ذیربط منعکس شود. این امر نباید به منزله بی توجهی با مراجع محترم تلقی شود.


-من ترجیح می دهم از ورود به این مساله (روابط بد دولت دهم با علمای قم) اجتناب کنم اما معتقدم که این امر دلایل مختلفی دارد و نقش منفی آقای هاشمی رفسنجانی و دست های پیدا و پنهان او در این امر نیز تاثیر خود را داشته است.

- شخصا بر این باورم که آقای روحانی و دولت یازدهم با چشمانی کاملا بسته و بدون توجه به ضرورت بستر سازی های لازم، وارد مذاکره با 1+5 و سپس آمریکا شدند و آنچه امروز به شکل تاسف باری شاهد آن هستیم ، محصول یک بی تدبیری بزرگ و خطای استراتژیک است.
-فرض را بر صحت اظهارات آقای روحانی می گذاریم. به این ترتیب در نتیجه بی تدبیری دولت قبل!!، ملت ایران با عزت و قدرت تمام بر حقوق هسته ای خود تاکید کرد و ایران با تبدیل شدن به یک کشور هسته‌ای، قدرت چانه زنی خود را با قدرتهای جهانی افزایش داد اما در نتیجه تدبیر دولت یازدهم!! شاهد هستیم که داشته های هسته ای خود را به ثمن بخس از دست دادیم، غربی ها با زبان تحقیر و تهدید با ملت ایران مواجه شدند و "دستاورد هیچ" ره آورد غم انگیز و تاسف باری برای ایران بوده است.
- در دولت آقای احمدی نژاد، شاهد یک فضای باز سیاسی و رسانه ای در کشور بودیم و رسانه ها با آزادی کامل تندترین توهین ها و تخریب ها را به اسم انتقاد علیه دولت و شخص رئیس جمهور انجام می دادند تا آنجا که گلایه شدید رهبر معظم انقلاب را در پی داشت. در دولت کنونی متاسفانه یک فضای بسته را در عرصه سیاست و رسانه تجربه می کنیم. بخش اعظم رسانه ها با گرایش اصلاح طلبی حامی دولت هستند و با این وجود در موارد خاصی شاهد هستیم که شورای امنیت یا وزارت ارشاد، رسانه ها را از پرداختن به برخی موارد مثل موضوع کرسنت منع کرده اند. در این فضای بسته، بزرگترین حادثه یعنی مذاکرات هسته ای با کمترین اطلاع رسانی در حال انجام است و مردم نامحرم انگاشته شده اند و البته هیچ صدایی در مخالفت با وضع موجود نیز به گوش نمی رسد. دولت یازدهم با وجود برخورداری از بیشترین حمایت رسانه ای، تا کنون کمترین ظرفیت انتقاد پذیری را از خود نشان داده است. بدون تردید اگر فضای باز رسانه ای دولت قبل در دولت یازدهم نیز ادامه می یافت، دولت کنونی در برابر بسیاری از چالش های واقعی و سنگین، به زانو در می آمد.
- یکی از مواردی که آقای احمدی نژاد در دوره ریاست جمهوری شان به آن انتقاد زیادی داشتند، سنگ اندازی مجلس و نمایندگان بود، این موضوع در دولت آقای روحانی نیز مطرح است، مقداری در خصوص تعامل مجلس و دولت در دوره خودتان و اکنون توضیح بفرمایید. آیا مجلس در برابر رفتارهایی که دارد، از بیرون مجلس خط می گیرد؟ اگر پاسخ شما مثبت است در دروه شما از کجا خط می گرفت و اکنون از کجا خط می گیرد.

- داشتن یک ارزیابی صحیح و جامع از وضعیت کشور بیش از هر چیز مستلزم واقع بینی است و این امر حکم می کند که هر رفتاری در موقعیت زمانی خودش مورد بررسی قرار گیرد. به این معنا که دولت های نهم و دهم با تمام ظرفیت در حال خدمت به کشور و حرکت رو به جلو بودند. درهمه بخشهای زیرساختی و فعالیت های عمرانی مثل احداث بزرگراه، آزاد راه، راه روستانی، مسکن، بیمارستان ومراکز بهداشتی و درمانی، گسترش بی سابقه ارتباطات، صنایع مهم مانند فولاد، سیمان، پتروشیمی، پالایشگاه و بسیاری از موضوعات دیگر، کارهای انجام شده در دولت قبل چند برابر دولتهای پس از انقلاب بوده است، قهرا چنین دولتی که به تعبیر رهبر معظم انقلاب توانسته است، انقلاب را در ریل صحیح خودش قرار دهد، باید در همه زمینه ها مورد حمایت دو قوه دیگر قرار گیرد تا ضمن برخورداری از یک هم افزایی ضروری، بتواند با شتاب افزونتری در مسیر پیشرفت همه جانبه کشور حرکت کند اما آشکارا مشاهد شد که بیشترین کارشکنی را در کار دولت قبل انجام دادند. امروز دولت یازدهم با وجود برخورداری از بیشترین حمایت دو قوه دیگر، متاسفانه، ناکارامدی آشکار و البته شبهه انگیزی را در اداره امور کشور از خود نشان داده است.
-شما اگر تمایل دارید ، افرادی مثل کسی که از او نام بردید با مفهوم اصولگرایی از نگاه آقای احمدی نژاد آشنا شوند، بهتر است متوجه "آب در هاون کوبیدن" خود باشید. برای پی بردن به تعریف اصولگرایی از نگاه دکتر احمدی نژاد، کافی است به کارنامه درخشان عملکرد دولتهای نهم و دهم نگاه کنید که مبتنی بر خدمت صادقانه به مردم و منعکس کننده پیشرفت همه جانبه مادی و معنوی کشور، دستیابی به بالاترین رشد علمی در میان کشورهای جهان و تبدیل ایران عزیز به یک کشور هسته ای بود.
-تشکل هما چیست؟ اگر چنین تشکلی وجود دارد، چه ارتباطی با رئیس جمهور سابق دارد؟ نباید اجازه دهید که ذهن شما تحت تاثیر فرضیات و اطلاعات ناصحیح قرار گیرد.
-در دو ماه آخر دولت هشتم، رئیس جمهور وقت مجوز 200 دانشگاه را صادر کرد که با 60 مجوز قبل از آن مجموعا به 260 مجوز رسید. دولت دکتر احمدی نژاد بر این باور بود که باید از همه ظرفیت های بالقوه در عرصه علمی کشور استفاده شود ، بنابراین با هیچیک از مجوز های رئیس جمهور هشتم مخالفت نشد. مجوز دانشگاه ایرانیان از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی صادر گردیده و همه اقدامات لازم در وزارت علوم پیگیری و به نتیجه رسیده است. رفتار خصمانه در برابر دانشگاه ایرانیان ، مظهر مخالفت غیرقانونی و زورگویانه دولت یازدهم با علم و گسترش آن در کشور است.
- اولا تصمیم گیر اصلی در این زمینه (بازگشت به قدرت) خود دکتر احمدی نژاد هستند و بنده نمی توانم از ایشان اعلام نظر کنم. ثانیا درست است که بسیاری از مردم در آرزوی بازگشت دکتر احمدی نژاد به عرصه مدیریت اجرایی کشور هستند اما شخصا معتقدم که این امر، مستلزم فراهم آمدن شرایط مناسب است زیرا اگر روند امور کشور بر همان منوال تاسف باری باشد که در دو سال آخر دولت دهم شاهدش بودیم، ایشان قادر به انجام وظایف و تعهدات خود در جایگاه ریاست جمهوری نخواهد بود.


- مایل به بیان جزئیات این مساله (بازگشت به قدرت احمدی نژاد) نیستم اما روشن است که رئیس جمهور باید بتواند بر اساس اختیارات تعیین شده در قانون اساسی ، به وظایف خود عمل کند. ماموریت های سنگینی بر عهده رئیس جمهور گذاشته شده است که از جمله آنها برنامه ریزی جامع در جهت پیشرفت های اقتصادی، تنظیم روابط خارجی و پشتیبانی از حقوق اساسی ملت است. برای انجام بهینه این وظایف، دو قوه دیگر باید پشتیبان رئیس جمهور باشند نه در مقابل او.