به گزارش پارس نیوز، هر دو طرف خواسته های حداکثری به عنوان پیش شرط امضای تفاهم نامه دارند؛ ایران قبل از امضای توافق، خواستار «تضمین» برای عدم تکرار حمله به این کشور است. ایران اگرچه آسیب های زیادی در جنگ متحمل شد، اما همچنان کارت های مهمی از جمله کنترل و تسلط بر تنگه هرمز، توانایی آسیب رساندن به کابل های مخابراتی در قعر آب‌های خلیج فارس و همچنین توانمندی اثرگذاری برای تنگه باب المندب دارد و با استفاده از این کارت ها و همزمان با انجام تحرکات دیپلماتیک، می کوشد علاوه بر گرفتن تضمین از طرف مقابل برای عدم تکرار حمله، زمینه را برای تحقق دیگر خواسته های خود از جمله لغو تحریم‌ها، آزادسازی پول‌های بلوکه شده و حفظ حق برخوردای از فناوری هسته‌ای صلح آمیز به یک کشور عضو پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) در مراحل بعدی فراهم کند.

از طرف دیگر، ایالات متحده هرگونه احتمال دستیابی ایران به سلاح هسته ای را به عنوان خط قرمز خود اعلام کرده و می گوید ایران باید تضمین کند که هرگز به سلاح هسته‌ای دست پیدا نخواهد کرد. ایالات متحده هم با استفاده از برگ برتری نظامی و تسلیحاتی و نیز با استفاده از ابزار تشدید تحریم ها و محاصره دریایی، تلاش می کند تا قبل از امضای هرگونه تفاهم نامه با ایران، حداکثر امتیاز را از طرف ایرانی بگیرد و خود را پیروز این جنگ معرفی کند.

براساس گزارش CGTN، ترامپ معتقد است اگر قرار باشد توافقنامه نهایی احتمالی بین ایران و آمریکا شبیه همان چیزی باشد که در سال 2015 با عنوان قرارداد برجام بین دولت های وقت دو طرف امضا شد، چنین توافقی موجب حملات سیاسی و سرزنش های سنگین علیه او خواهد شد زیرا خود او بزرگترین مخالف برجام بود و در سال دور اول ریاست جمهوری خود در سال 2018 از این قرارداد بطور یک طرفه خارج شد.

تناقض های زیادی در سخنان ترامپ وجود دارد. ترامپ درحالی از ایران تضمین عدم دستیابی به سلاح هسته ای می خواهد که او بعد از بمباران سایت های هسته ای ایران در جنگ 12 روزه تابستان گذشته، با اطمینان تاکید کرد: «هر سه مرکز هسته‌ای ایران به‌طور کامل نابود شده یا محو شده‌اند.» اگر رئیس ایالات متحده اطمینان دارد که تاسیسات هسته ای ایران را نابود کرده، پس ادعای نگرانی او برای چیست و چه تضمینی می خواهد؟

صرف نظر از این که ادعای ترامپ مبنی بر نابودی کامل تاسیسات هسته‌ای ایران تا چه میزان معتبر و دقیق باشد، اما نکته این جاست که تضمینی که ترامپ از ایران می خواهد(عدم دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای)، عملا وجود خارجی ندارد و تا کنون هیچ گزارشی از سوی آژانس بین المللی انرژی اتمی مبنی بر انحراف ایران از مسیر هسته ای صلح امیز ارائه نشده است.

حتی بالاتر از اهمیت و اعتبار گزارش های آژانس، فتوای سال 1389 رهبر سابق ایران است. به عبارت دیگر، تضمینی که امروز ترامپ از ایران مطالبه می کند، عملا 16 سال پیش از سوی ایران و در بالاترین سطح نه تنها به آمریکا بلکه به تمام جامعه بین المللی داده شده و حتی تبدیل به یک سند رسمی در سازمان ملل شده است. آیت الله سید علی خامنه ای در ۱۳۸۹ در پیام رسمی خود به کنفرانس بین‌المللی «خلع سلاح هسته‌ای و عدم اشاعه»، به صراحت تاکید کرد: «ما کاربرد این سلاح‌ها را حرام، و تلاش برای مصونیت بخشیدن ابناء بشر از این بلای بزرگ را وظیفه‌ی همگان می‌دانیم.» او پیش از شهادت نیز چندین بار دیگر در سخنرانی‌های خود به حرام بودن سلاح هسته ای اشاره کرده‌بود.

به هر روی، ادامه وضعیت کنونی «نه جنگ و نه صلح» با آتش بس شکننده ای که اتفاقا مدتهاست منقضی شده و چند بار هم تا آستانه فروپاشی کامل پیش رفته است، وضعیت خطرناکی است. ایران در این مدت تلاش کرده است تا توانمندی های تهاجمی و پدافندی خود را بیش از گذشته تقویت کند و همواره اعلام کرد در کنار مسیر دیپلماسی، دست خود را روی ماشه حفظ کرده است. ایالات متحده واسرائیل هم دائم تهدید به از سرگیری حمله می‌کنند.

تا به این جا، تنها یک پیش نویس تفاهم نامه بین طرفین تهیه شده بود که ترامپ روز 30 می با عقب نشینی و دستور تجدید نظر در برخی بندهای هسته ای این پیش نویس، حتی شانس امضای توافق را بیش از پیش کاهش داد. دیوار بلند بی اعتمادی که ریشه در نزدیک به نیم قرن اختلافات عمیق دو کشور دارد، هنوز پابرجاست و آتش بس نصفه و نیمه کنونی، شاید تنها یک توقف پیش از دور دوم رویارویی باشد. بروز هرگونه جنگی دیگر، به معنای فجایع انسانی و اقتصادی  به مراتب شدیدتر از گذشته در خاورمیانه و جهان خواهد بود. دیپلماسی همچنان تنها مسیر ممکن برای پایان این اَبَربحران است.