به گزارش پارس ، به نقل ازفارس، رضا ملک زاده، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در سالهای ۶۹ تا ۷۲، فوق تخصص بیماریهای گوارش و کبد و متولد کازرون است، او یکی از گزینه هایی است که به عنوان وزیر بهداشت احتمالی دولت یازدهم سر زبانها افتاده است، به همین بهانه به گفت وگوی تفصیلی با او نشستیم تا از این گمانه زنی ها و اولویتهای دولت آینده در حوزه سلامت، بگوید.

او احتمال وزیر شدن خودش را نزدیک به صفر دانست و گفت تمایلی ندارد وزیر بهداشت شود چون به قول خودش افراد بهتر از او هستند که او اسامی آنها را به رئیس جمهوری آینده پیشنهاد داده است. ملک زاده از نحوه اجرای برنامه پزشک خانواده در دولتهای گذشته و بی توجهی به توسعه شبکه بهداشت و خدمات پیشگیرانه نیز انتقاد کرد و برنامه اورژانسی دولت یازدهم را در حوزه سلامت، حل مشکل حاد دارو و بیمارستانهای دولتی دانست که به گفته او در مرز ورشکستگی هستند.

این روزها گمانه زنی در مورد وزیر بهداشت آینده در رسانه ها زیاد است، و از شما هم چون مشاور آقای روحانی در حوزه سلامت هستید، به عنوان یکی از گزینه ها یاد می شود، آیا در این مورد با شما صحبت شده است؟

ملک زاده: نه، با من هیچ صحبتی در این زمینه نشده است و هیچ قراری وجود ندارد، من به دلیل اینکه فکر کردم، آقای روحانی انتخاب خیلی خوبی برای شرایط فعلی مملکت است. مثل خیلی از ایرانی ها به او کمک کردم و از این به بعد هم هر کمکی بتوانم به این دولت می کنم. مشورت می دهم و به هر کسی که در آینده وزیر بهداشت بشود، کمک می کنم.

قرار این است که ما یک دولت وحدت ملی داشته باشیم و حداقل در بخش بهداشت و درمان کشور از فکرهایی که در هر گروهی می تواند باشد، استفاده می کنیم. واقعاً شایسته مردم ماست که در این شرایط همه با انرژی و فکر و تلاشمان به این سمت برویم که مشکلاتی که در کشور وجود دارد به خصوص در بخش بهداشت و درمان که خیلی هم « حاد» شده است هر چه زودتر حل شود.

اگر به شما پیشنهاد تصدی وزارت بهداشت را بدهند، قبول می کنید؟

ملک زاده: من ترجیح می دهم با توجه به اینکه یکبار این تجربه را داشته ام و چون افرادی را می شناسم که برای این کار از من بهتر و جوانتر هستند و انرژی بیشتری دارند، آنها وارد عرصه شوند و توصیه می کنم آنها مسئویت بپذیرند و من در کنار آنها باشم و به آنها کمک کنم. واقعاً تمایلی نداریم وزیر بهداشت بشوم. از کارهای علمی و تحقیقاتی که الان دارم راضی هستم و از آن لذت می برم و امیدوارم به من این مسئولیت داده نشود.

با این حال امکان وزیر شدن شما منتفی نیست؟

ملک زاده: امکانش درحد صفر است، شما هم دعا کنید این اتفاق نیفتد.

  شما افرادی را به آقای روحانی پیشنهاد کرده اید؟

ملک زاده: بله

ممکن اسامی آنها را بفرمایید؟

ملک زاده: اجازه دهید تا نهایی نشده این اسامی محفوظ باشد اما شما به عنوان رسانه خودتان می توانید گمانه زنی کنید.

خوب فکر می کنید، وزیر بهداشت آینده چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟

ملک زاده: مهمترین نکته این است که باید معتدل باشد و بتواند از همه نیروهای کارآمد در بخش سلامت استفاده کند. باید اهل تفکر و مشورت باشد و تصمیماتش مبتنی بر فکر و اندیشه باشد و با گروهی از کارشناسان خبره کار کند، به مسائل اصلی وزارت بهداشت و کشور آشنا باشد. قسمتهای مختلف وزارت بهداشت را بشناسد. اشکالات را بداند و خودش از نزدیک مسائل را لمس کرده باشد.

  چرا خودتان این مسئولیت را نمی پذیرید؟

ملک زاده: دلیل اصلی اش این است که افرادی را می شناسم که از من بهتر هستند.

فکر نمی کنید لازم باشد وزیر بهداشت ارتباط نزدیک و نفوذ کافی در دولت داشته باشد تا بتواند برنامه های خود را مصوب و اجرایی کند و بودجه های لازم را به موقع بگیرد، یک مثال آن برنامه پزشک خانواده است که همه به آن معتقدند اما به نظر می رسد در سالهای گذشته به علت اینکه وزیر بهداشت نتوانسته به موقع اعتبارات لازم را بگیرد، اجرا نشده است؟

ملک زاده: بودجه کمی در این مدت برای برنامه پزشک خانواده تخصیص داده نشده است، اما مسئله این است که برنامه پزشک خانواده از ابتدا درست اجرا نشده است، مسئله اصلی اینجاست. ما نمی توانیم نسخه پزشک خانواده را آن طور که مثلاً در انگلستان اجرا شده است، اجرا کنیم. ما جامعه متفاوتی هستیم. مردم ما سالهاست، عادت کرده اند به هر پزشکی که دوست دارند، مراجعه کنند. پزشکشان را با میل خودشان عوض کنند.

پزشکان ما سالها این طور یاد گرفته اند، طبابت کنند. یاد نگرفته اند در چارچوبهای پزشک خانواده کار کنند. ما آمدیم تعرفه های پزشکی را طوری تعریف کرده ایم که هیچ وقت یک پزشک را ترغیب و موظف نمی کند، پرونده سلامت برای مردم تشکیل دهد یا خدمات مشاوره و آموزشی به مردم ارائه کند.

یکی از مهمترین کارها در برنامه پزشک خانواده این است که وقتی مریض می آید، برایش پرونده کاملی تشکیل دهد و پزشک متخصص و سطح بالاتر در صورتی که بیمار به او ارجاع شود، می تواند این پرونده را ببیند اما هنوز زمینه اجرای این برنامه به وجود نیامده است.

جامعه پزشکی هنوز برنامه پزشک خانواده را نپذیرفته اند. خود مردم هم برایشان سخت است که طبق این برنامه عمل کنند. به نظر من، بزرگترین مشکل پزشک خانواده این است که بر اساس یک تفکر و مشورت کافی اجرا نشده است و گر نه بودجه های خوبی تاکنون برای اجرای آن تخصیص داده شده است.

  چقدر؟

ملک زاده: دقیقش را نمی دانم. اما حدود ۲ هزار میلیارد تومان پول گذاشته اند که بیشتر آن رفت توی دانشگاههای علوم پزشکی و صرف کارهای خاص دیگر شد.

حیف و میل شد؟

ملک زاده: نمی شود گفت، حیف و میل شد، بالاخره آن قدر در بخش بهداشت و درمان کمبود داریم که اصلاً نمی شود گفت، حیف و میل شده است. در بخش بهداشت و درمان ما حیف و میل نداریم، چون این قدر نیازها زیاد است که هر چقدر هم بوجه بیاید صرف نیازها می شود.

اولین نکته این است که هر کاری می خواهیم انجام دهیم، باید بر اساس فکر و اندیشه باشد. اول باید پایلوت شود. هیچ وقت نمی شود این برنامه بزرگ را در یک جای کوچک شروع کرد اول باید آن را در یک شهرستان اجرا کنیم، بعد بیاید در یک شهرستان بزرگ و بعد به تدریج با توجه به تجربه و سوابق آن را در جاهای دیگر اجرا کنیم.

  در بیش از دو دولت این برنامه شروع شده است، به نظر شما چرا اجرا نشد و به هدف اعلام شده نرسید؟

ملک زاده: چون هیچ وقت درست اجرا نشده است. این برنامه در زمان دکتر پزشکیان شروع شد ولی درست زمانی که می خواست به جایی برسد. این گروه رفتند. یک گروه دیگر آمدند و بعد آن گروه جدید آمدند و کار را از اول شروع کردند و همین طور گروههای دیگر. بعد هم که بودجه داده نشد.

مسئله اصلی این است که خیلی وقتها برنامه ادامه پیدا نکرد، بعضی کارها خوب اجرا شد ولی در کل نتیجه لازم را نگرفتیم. در حالی که در اجرای برنامه شبکه ملی بهداشتی- درمانی برنامه درستی اجرا شد و موفق شد. اما ما هنوز پزشک خانواده به معنای واقعی تربیت نکرده ایم، پزشکان ما برای کار دیگری تربیت شده اند.

برای کار در بیمارستان و ویزیت کردن.

ملک زاده: بله، برای کار در بیمارستان و مطب. واقعاً لازم است که پزشکانی که می خواهند این برنامه را اجرا کنند دوره ببینند.

ولی این کار طول می کشد و زمان می برد.

ملک زاده: نه خیلی طول نمی کشد، می توانیم طی یک برنامه دو ماهه برای همه پزشکان یک برنامه آموزشی بگذاریم بعد هم مرتب با آ نها برنامه آموزشی را ادامه دهیم. در برنامه آموزش کلاسیک پزشکان در دانشگاهها هم باید تغییراتی بدهیم و مطالبی اضافه کنیم.

  پزشک خانواده یک مصداق بود که اهمیت نقش وزیر بهداشت در پیگیری امور را بپرسم که می تواند یکی از اولویتهای دولت بعدی باشد اما در کل به نظر شما اولویت دولت یازدهم در حوزه بهداشت و درمان، چیست؟

ملک زاده: مهمترین اولویتی که الان داریم یکی مشکلات حادی است که در حوزه دارو داریم. مردم الان برای تهیه دارو و برخی تجهیزات واقعاً مشکل و نیاز جدی دارند و با مشکلات زیادی مواجه هستند.

به نظر من اولین کار این است که این مسائل حاد را بر طرف کنیم. مثلاً آدمی که بیماری صرع دارد و باید قرص صرع بخورد، داروی لازم را در دسترس ندارد. مسئله دارو یک مشکل حاد است که باید در اسرع وقت در دولت آینده حل شود. البته مسائل حاد دیگری هم هست که باید سریع حل شوند.

  مصادیق دیگر هم بفرمایید.

ملک زاده: مصداق دیگر وضعیت بسیار نابسامان بیمارستانهای دولتی است که اکتراً مقروض هستند، به همه شرکتهایی که از آنها کالایی می خرند اعم از دارو و دیگر تجهیزات، بدهی دارند. عملاً اقتصاد بیمارستانها اقتصاد ناتوانی شده است و به مرز ورشکستگی رسیده است. دولت باید خیلی سریع کمک کند و این بیمارستانها را به وضعیت تعادل برساند.

این برمی گردد به اینکه دولت سهمی که باید از یارانه ها به بخش سلامت اختصاص دهد را که تاکنون نداده است، بپردازد. بیمه ها هم مقروض هستند به همین علت بیمه ها هم به بیمارستانها مقروض هستند، ما پزشکانی را داریم که ۸ ماه حقوق نگرفته اند. مسائل شبیه این خیلی هست.

که کارهای اورژانسی هستند؟

ملک زاده: بله، اینها کارهای اورژانسی و فوری است، بعد از این باید چند تا کار اساسی هم انجام دهیم. یکی از مهمترین آنها کارهای پیشگیری و همان تکمیل و توسعه شبکه بهداشت و درمان یا نظام PHC است که در این سالها تضعیف شده است و خیلی به آن رسیدگی نشده است. این شبکه باید تقویت شود باید به آن رسیدگی جدی و دوباره شود. خدمات آن باید افزایش پیدا کند و کنترل و نظارت شوند.

سیستم بهداشت و درمان کشور در شهرها گسترش پیدا نکرده است. ما روستاهایی زیادی داریم که الان شهر شده اند ما باید به این خدمات در شهرها امتداد بدهیم و برای این کار خانه های بهداشت و مراکزی شبیه آن را افزایش دهیم و از خدمات پرستاران، ماماها و پیراپزشکان در این شبکه بیشتر استفاده کنیم.

  ولی ما کمبود پرستار داریم.

ملک زاده: اتفاقاً ما تعداد کمی پرستار و پیراپزشک خارج از سیستم نداریم که به علت سختی کار و مشکلات کار در بیمارستان تمایلی به کار ندارند و اگر از آنها بخواهیم چند ساعتی در شبکه بهداشت کار بهداشتی و مشاوره ای انجام دهند، می آیند.

  پس باید مراکز بهداشتی را در شهرها گسترش دهیم؟

ملک زاده: دقیقاً و این کاری است که با حضور یک پیراپزشک به مراتب موثرتر از یک پزشک می توانیم در ارتقای سلامت مردم اقدام کنیم.

  و کم هزینه تر است.

ملک زاده: بله، باید خدمات پیشگیری در دولت آینده به طور یکسان اجرا شود، این به عدالت نزدیکتر است و اگر دولت پولی دارد باید جایی صرف شود که به همه برسد و موثر باشد. بنابراین باید به پیشگیری اولویت بدهیم و خدمات پیشگیری از بیماریهای مزمن و غیر واگیر را در شبکه بهداشت و درمان اضافه کنیم. مثل دیابت، فشار خون، چربی بالا، چاقی، چون ۸۰ درصد علت مرگ و ناتوانی در کشور ما بیماریهای غیر واگیر است و ۸۰ درصد این بیماریها قابل پیشگیری هستند.

ما به جای اینکه صبر کنیم تا این بیماریها رشد کنند و پر هزینه شوند، می توانیم با یکسری برنامه ریزی ها از بروز آنها پیشگیری کنیم. من فکر می کنم این برنامه باید به صورت یک برنامه رسمی به عنوان خدمات پیشگیرانه وارد شبکه بهداشتی و درمانی کشور شود. همان طور که بچه ها را از کودکی و زمان تولد واکسن می زنیم باید آدمهای بزرگ و بالای ۳۵ سال را هم بیاوریم و فشار خون، قند خون، چربی و دورکمرشان را اندازه بگیریم و طبق یک پروتکل مشخص به آنها خدمات پیشگیرانه بدهیم و اگر لازم شد به آنها داروهای لازم را بدهیم که ناراحتی آنها گسترش پیدا نکند.

ادامه دارد…