بیست و ششم شهریور، آقای روحانی رئیس‌جمهور محترم کشور در جلسه  هیئت دولت خطاب به مردم گفتند: «ملت ما کاملا حواسشان جمع باشد روز شنبه و یکشنبه روز پیروزی ملت ایران و روز شکست مفتضحانه آمریکاست.»

 ایشان در ادامه گفتند: «این شکست آمریکا از پیروزی‌ها و موفقیت‌های بزرگ تاریخی ایران است.»

منظور ایشان از شکست آمریکا به ناکامی ایالات‌متحده در فعال‌سازی مکانیزم ماشه بازمی‌گردد. مسئله‌ای که با عدم همراهی کشورهای عضو شورای امنیت و حتی تروئیکای اروپایی مواجه شد.

اما چرا این امر در نگاه و کام مردم، موفقیتی به‌حساب نمی‌آید و حلاوتی ایجاد نمی‌کند؟ چرا آقای رئیس‌جمهور مجبورند بگویند «مردم حواسشان جمع باشد» که مبادا این پیروزی را احساس نکنند؟ مگر پیروزی به این عظمتی که ایشان ترسیم و تعریف می‌کنند خودش آن‌قدر بزرگ نیست که همگان آن را لمس کنند؟

پاسخ مشخص است؛ یک‌وقت مُشکِ خوشبویی دارید و بی‌نیازید از تعریف و تمجید و مجیزگویی؛ اما گاهی عطار باید بگوید و تکرار کند و ازآنچه نیست، داستان‌سرایی کند تا مخاطب و مشتری بیابد.

نمی‌شود روغن ریخته اروپاییان و اعضای شورای امنیت را نذر ایران کرد و به‌به و چه‌چه راه انداخت! درست است که آنان همراه آمریکا ماشه‌ای نچکاندند، اما علتش این بود که قبلا برگه ناظم آتش را روی رگبار گذاشته بودند و با هر تحریم اقتصادی، طوعا یا کرها و از روی اختیار یا اکراه و اجبار، همراه شده بودند.

یادمان نرود هدف برجام نه اعتمادسازی بود نه برداشتن سایه توهمی جنگ، هدف برجام، مطابق آنچه خود آقایان می‌گفتند رفع تحریم‌های بانکی و اقتصادی بود و قرار بود چرخ معیشت مردم را بهتر بچرخاند، اما امروز خود دست‌اندرکاران توافق، اذعان می‌کنند که از عایدی اقتصادی برجام نه «تقریبا هیچ» که «تحقیقا هیچ» نمانده است.

هفته دفاع مقدس آغازشده و برای آنکه حماسه عظیمی مثل آن را با چیزی مثل مکانیزم ماشه و« اسنپ بک» مقایسه نکنند و دستاورد سازی نابجا انجام نشود، ذکر چند نکته لازم است. در جنگ تحمیلی، مردم جان می‌دادند تا دشمن چیزی نبرد؛ اما در منطق بعضی افراد، بُرد بُردی حاکم است که دشمن با آن خیلی چیزها را به‌راحتی بُرد!

در دفاع مقدس با خدا معامله می‌کردند اما بعضی افراد این روزها دنبال معامله با کدخدا هستند.

در دفاع مقدس، امام می‌فرمود حصر آبادان باید شکسته شود و رزمندگان آسمان را به زمین می‌رساندند که حصر شکسته شود و شکسته می‌شد اما اینجا شروط و خطوط قرمز مقام معظم رهبری رعایت نمی‌شود و خسارت محض به بار می‌آید.

نه آقایان! با برجام و معطل‌سازی کشور به دشمن قسم‌خورده این مرزوبوم، جوانی عده زیادی از دست رفت و کمر راست‌قامتانی خم شد. از برجام و شکست مکانیزم ماشه و امثال این‌ها نه آبی گرم می‌شود و نه دلی شادمان؛ هرچقدر هم حواس‌مان جمع باشد، نمی‌توانیم بر طبل شادانه بکوبیم. پیروزی شما پیروزی کشور است، اما پیروزی؛ از آن‌ نوعی که نگاه مردم با آن برق می‌زند؛ از آن‌ها که احساس امنیت و اقتدار و آرامش می‌دهد؛ از آن‌ها که سفره‌ای را برای مستضعفان گسترده می‌کند. با این پیروزی‌ها و قوی شدن واقعی ایران ژست پیروزمندانه به خود بگیرید وگرنه بگذارید از خاطراتی که برای‌مان با برجام ساختید عبور کنیم.

 محسن پیرهادی