به گزارش پارس نیوز، 

مردی به دیوان محاسبات هارون راه یافت و دفتری را گشود. در یکی از صفحات نوشته بود: چهارصد هزار دینار بابت بهای خلعت جعفر برمکی. دفتر را ورق زد. در صفحه دیگر نوشته بود: ده قیراط جهت خریدن بوریا برای سوزاندن جسد جعفر. تاریخ دو نوشته را مقایسه کرد.

فقط چهار روز فاصله داشت. حکایت این روز های تیم ملی فوتبال آلمان، بی شباهت به حکایت یاد شده نیست. گروهی از معتمدترین مردان که در برابر سی مرغ تیم ملی فرانسه دوام نیاوردند و بعد تر، آنچنان سقوط کردند که حتی از پس فرومایه ترین دشمنان نیز برنیامدند.

از جام جهانی 2010 آغاز می کنیم؛ نسل جدیدی از بازیکنان تیم ملی آلمان با نام هایی کم تر شنیده شده راهی آفریقای جنوبی شده بودند. یواخیم لو در چهارمین سال حضورش روی نیمکت مانشافت، پوست ترکیب قدیمی تیمش را پاره کرد تا ظاهری جدید به یکی از قدرتمندترین تیم های فوتبال تاریخ ببخشد.

اگرچه نام های جدید، کم تجربه و ناشناخته بودند اما اتکا به نیروی جوانی، چیزی فراتر از یک تابو شکنی است. فوتبال آلمانی که به مکانیکی بودن و حالت ماشینی اش معروف بود، با حضور کارگران جدید رونق متفاوتی گرفت. چرخ دهنده های جدید، به زیبایی دور دستگاه آلمانی چرخیدند و جلوه ای نو به فوتبال صنعتی صنعتی ترین کشور اروپا بخشیدند.

زوج پخته شده کلوزه-پودولسکی برای نابودی هر خط حمله ای کافی بودند. آن ها ابتدا با چهار گل، نسخه استرالیا را پیچیدند. صربستان با یک گل، ضربه محکمی به قلعه عقاب ها وارد کرد تا سومین بازی ارتش آلمان ها، با جراحتی غم انگیز مقابل غنا باشد. آلمان ها به سختی و با گل دقیقه 60 مسوت اوزیل، پدیده خط میانی‌شان مقابل شگفتی سازان آفریقا پیروز شدند.

آلمان در نهایت با شش امتیاز در کنار غنای چهار امتیازی که به لطف تفاضل گل بهتر دوم شده بود، به مرحله حذفی صعود کرد. به لطف دوم شدن انگلیس بحرانی در گروهی که اسلوونی، الجزایر و آمریکا حضور داشتند، آلمان کار سختی برای صعود به جمع هشت تیم برتر آفریقای جنوبی نداشت. کلوزه و پودولسکی هر کدام یک گل و توماس مولر، تیرانداز تازه نفس ارتش آلمان با دو گل انگلیس را به خانه فرستادند.

رقابتی جنجالی که تاثیری باورنکردنی در تغییر مسیر داوری های فوتبال داشت. ضربه فوق العاده فرانک لمپارد، بالاتر از دستان مانوئل نویر بر تیر افقی دروازه آلمان ها نشست و سپس درون دروازه فرود آمد. گلی که از دید داوران مخفی ماند و جنجال های زیادی به پا کرد.

انگلیسی ها که تا آن ضربه دیدنی، بازی پایاپایی را نشان داده بودند، بی اعتماد به نفس ادامه دادند. گل پذیرفته نشده لمپارد، بهانه جدیدی برای مخترعین فوتبال بود تا بی سرانجامی‌شان در جام جهانی را تقصیر ضعف داوری بدانند. اتفاقی که بعد ها باعث اضافه شدن فناوری خط دروازه شد.

آلمان به خشونت های شبیه به دو جنگ جهانی اش، دشمنان را یکی پس از دیگری ویران می کرد. آن ها با چهار گل از آرژانتین پذیرایی کردند؛ کلوزه باز هم بهترین گلزن آلمان ها شد. دفاع مستحکم در کنار خط میانی هماهنگ و مهاجمانی قدردان باعث شده بود تا آلمان، شانس بیشتری از رقبای اصلی اش در جام جهانی داشته باشد.

اسپانیا که رقبایش را با تک گل شکست می داد در کنار هلند دوست داشتنی و اروگوئه شگفتی ساز به نیمه نهایی رسید. سکته ناگهانی آلمان ها مقابل اسپانیا باعث شد تا گل فراموش نشدنی کارلوس پویول یکی از آماده ترین تیم های تاریخ جام جهانی را به رده بندی بفرستد. آن سوی میدان، هلند با شکست اروگوئه به فینال صعود کرد و در رقابتی خونین بازی را به اسپانیا واگذار کرد. آلمان ها در رده بندی، از خجالت اروگوئه درآمدند اما مدال برنز، به شیرینی طلا نبود.

در یورو 2012 جای اشتباهی وجود نداشت. نسل طلایی آلمان ها که از سال 2006 و میزبانی جام جهانی دوباره رمیده بود، باید با جام به خانه باز می گشت. این حقیقت را می شد در ساق شاگردان یواخیم لو احساس کرد. آن ها ابتدا پرتغال را با تک گل گومز شکست دادند.

مقابل هلند، باز هم با درخشش گومز پیروز شدند و پیروزی مقابل دانمارک، جواز صعود 9 امتیازی مانشافت را صادر کرد. پیروزی 2-4 مقابل یونان، همه را مطمئن کرده بود اگر آلمان ها قهرمان اروپا نشوند قطعا به فینال خواهند رسید. اما هیچکس به ایتالیا توجه نمی کرد. تیمی که اسپانیاوار به نیمه نهایی رسیده و تقابلش با آلمان آماده، حکم حذفش را آماده کرده بود.

احساسات، همیشه بر منطق پیروز می شوند. آتزوری بی مهابا به آلمان حمله می کرد و دو گل دیدنی سوپر ماریو ایتالیایی، سربرگ حکم حذف ایتالیایی ها را تغییر داد. اگرچه اوزیل در دقیقه 92 با پنالتی تلاش کرد تا فاصله را کمتر کند اما برای صعود به فینال بیش از حد دیر شده بود.

عامل حذف مانشافت در فینال مقابل اسپانیا تحقیر شد تا آلمان ها برای دومین بار و با وجود تمام شایستگی ها زیر سایه ماتادور ها قرار بگیرند. و یورو حتی رده بندی هم نداشت تا یواخیم لو دست خالی به خانه اش باز نگردد.

برزیل، سال 2014. آخرین فرصت یواخیم لو برای بهره گیری از نسلی بود که یک جام از جهان بدهکار بود. مانشافت با 4 گل پرتغال را تحقیر کرد. با غنا مساوی کرد و با شکست آمریکا باز هم صدرنشین گروهش شد. در یک هشتم نهایی، الجزایر را 1-2 شکست داد و در یک چهارم نهایی با یک گل از سد فرانسه اوج گرفته گذشت.

در نیمه نهایی اما آن ها ثابت کردند چرا لایق قهرمانی جهانی هستند؛ تحقیر بی رحمانه برزیل در خانه اش، آن هم با هفت گل توسط پنج بازیکن. با آن پیروزی سراسر اقتدار کسی شک نداشت آلمان ها جام را بالای سر خواهند برد. تساوی نود دقیقه ای مقابل آرژانتین، آن سوی فینال، در ماراکانا، بازی را به وقت اضافه کشاند.

فشار دو تیم با غلبه مانشافت ادامه داشت و در نهایت ماریو گوتزه در دقیقه 113 تنها گل فینال برزیل را ثبت کرد. جوانی برخواسته از دورتموند شگفتی ساز آن روز ها، ستاره چهارم آلمان را آویزان کرد. لحظه ای که آلمان ها برای 24 سال در جستجوی آن بودند، با تلاشی مثال زدنی به دست آمد.

برنامه ریزی درست برای مدیریت بهترین استعداد های عصر خود، در نهایت به زیباترین شکل ممکن نتیجه داد. جوانانی که در مسیر کسب یک جام ارزشمند، پخته شده بودند و قهرمانی در جهان، بهترین پایان را برای آنان رقم زد. قهرمانان جهان در یورو 2016 فرانسه در نیمه نهایی، مقابل میزبان حذف شدند اما قهرمانی در جام کنفدراسیون ها، آن هم با مجموعه ای از کم سن و سال ترین بازیکنان نوید ادامه روز های خوب آلمان را می داد. روز های خوبی که هرگز نیامدند.

بر روی اتوبوس تیم ملی آلمان عبارت جالبی حک شده است: "هرگز نگو هرگز". اما طلسم اعجاب انگیز تحقیر قهرمان جام جهانی در جام بعدی، گریبانگیر آلمان هم شد. اتفاقی که پیشتر برای فرانسه و ایتالیا افتاده بود، در اردوی عقاب ها تکرار شد. تاریخ تکرار شد و قهرمان جهان، بدترین عملکردش را برای دفاع از عنوان قهرمانی ثبت کرد.

آلمان ها که در دوازده سال گذشته، در هر تورنمنتی (به جز یورو 2008 که پایین تر از کرواسی قرار گرفتند) به عنوان تیم نخست گروهشان صعود کرده بودند، در جام جهانی روسیه قعرنشین جدول گروهی شدند که بسیاری آن را ساده ترین گروه برای صعود مانشافت می دانستند.

آن ها ابتدا با یک گل مقابل مکزیک آماده شکست خوردند. مقابل سوئد، نیمه اول را شکست خورده راهی رختکن شدند اما یواخیم لو که نمی خواست جام را بدون امتیاز ترک کند، در نیمه دوم تیمش را به حمله فراخواند. مارکو رویس در دقیقه 48 گل مساوی مانشافت را به ثمر رساند اما آن چه آشکارا رخ نمایی می کرد، یک حقیقت تلخ بود؛ آلمان پر ستاره توان مقابله با هیچ تیمی را ندارد.

ده نفره شدن مدافع عنوان قهرمانی جهان در دقیقه 82 با اخراج بواتنگ، حکم حذف مانشافت را امضا کرده بود. اما مکانیک های فوتبال که از هر فرصتی برای برگرداندن ورق استفاده می کنند، صاحب یک ضربه ایستگاهی در ضلع غربی زمین سوئد شدند. در دقیقه 95، در آخرین ثانیه های بازی، تونی کروس پشت توپ ایستاد و با یک ضربه قوس دار زیبا، دروازه رابین اولسن سنگربان سوئد را گشود.

پیروزی در آخرین ثانیه های بازی، در بدترین روز ها و در سخت ترین شرایط همه را یاد همان جمله معروف در ستایش آلمان ها انداخت: "فوتبال ورزشی است که بیست و دو نفر دنبال توپ می دوند اما در نهایت آلمان برنده می شود". اما یواخیم لو و شاگردانش که تازه به بازگشت به جام جهانی خوشبین بودند، نمی دانستند چه چیزی در انتظار آنان است.

با توجه به وضعیت وخیم بیمار آلمانی، کمتر کسی انتظار داشت آن ها از پس کره جنوبی بر بیایند. به خصوص آن که پرواز قلعه عقاب ها از گروهی که خودشان آن را مرگ آور کردند، چیزی شبیه به یک معجزه دست نیافتنی بود. یک نیمه سرشار از تکل های بی پایان کره ای ها با مساوی بدون گل به اتمام رسید و تساوی در وقت قانونی بازی، خیال قهرمان چهار دوره جام جهانی را راحت کرده بود که حالا در آخرین نقطه جدول از جام خداحافظی نمی کند.

اما فوتبال، آنقدر ناجوانمرد هست که به هیچکس رحم نکند. شش دقیقه وقت اضافه بازی، قلعه آلمان را به طور کامل ویران کرد. دو گل در کمتر از چهار دقیقه وارد دروازه مانوئل نویر شد. دروازه بان تازه به چارچوب برگشته بایرن مونیخ، بدون کلین شیت جام جهانی را به پایان برد. قهرمان جام جهانی، بازی های میزبان در مراحل حذفی را در خانه تماشا کرد. در نهایت فرانسه قهرمان جهان شد و دومین ستاره را بر پیراهنش نقاشی کرد.

هیچکس انتظار نداشت نسل در حال تغییر تیم ملی آلمان پس از جام جهانی به روز های ایده آلش بازگردد. اما کسی هم تصور نمی کرد شرایط آلمان ها از این هم بدتر شود. پر افتخار ترین تیم جام ملت های اروپا، پس از پیروزی مقابل سوئد در جام جهانی هیچ کدام از بازی های رسمی اش را پیروز نشده است.

به جز سه برد که در بازی های دوستانه مقابل عربستان، پرو و روسیه به دست آمد، آلمان ها سایر بازی هایشان را بدون پیروزی پشت سر گذاشته اند. با شکست در شش مسابقه از 13 بازی فصل، آلمان ها کمتر از 31 درصد از بازی هایشان در سال را با پیروزی تمام کرده اند؛

ضعیف ترین آمار از سال 1964. رتبه آخر تیم ملی آلمان در جدول گروهی جام جهانی، برای پایان روز های تیره یواخیم لو کافی نبود و او در نخستین دوره لیگ ملت های اروپا، با دو مساوی و دو باخت به گروه پایین تر سید نخست اروپا سقوط کرد. یکی از مهم ترین بازیکنان خط حمله ای که در چهار مسابقه، تنها سه گل ثبت کرده بود، تیمو ورنر است که پیش از پیروزی از دست رفته مقابل هلند، بیش از 750 دقیقه از آخرین گل ملی اش می گذشت.

و اما آخرین میخ تابوت آلمان، آن چنان محکم بود که پیکره مانشافت را زخمی کرد؛ از همان پیروزی از دست رفته مقابل هلند حرف می زنیم. پیروزی دو گله تا دقیقه 85 مقابل هلند، شاید تاثیری در سرنوشت آلمان از پیش سقوط کرده نداشت اما ایستادن مقابل شگفتی ساز این روز های فوتبال اروپا، آغاز بازگشت آلمان ها بود.

اتفاقی که رخ نداد. هلندی ها در کمتر از ده دقیقه دو بار دروازه آلمان را گشودند تا هم مقابل اوج گیری دوباره رقیب‌شان ایستادگی کرده باشند و هم مانع صعود فرانسه به دور نیمه نهایی لیگ ملت های اروپا شوند.

روز های شوم آلمان در سال 2018 رو به اتمام است. سخت تر آن که در صورت عدم پیروزی پرتغال در بازی امشبش مقابل لهستان، آلمان از سید نخست قرعه کشی یورو 2020 به سید دوم سقوط خواهد کرد؛ سقوطی باورنکردنی. اما چه تضمینی وجود دارد که تیم بی انگیزه و بی هدف یواخیم لو، برای رقابت های پیش رویش آماده شود؟

شاید عقاب ها برای پرواز دوباره نیاز به یک قلعه جدید داشته باشند. شاید خروج فلسفه یواخیم از کارخانه آلمان، تنها راه نجات یکی از پرافتخار ترین تیم های ملی تاریخ فوتبال باشد. داروی درمان بیماری آلمان هر چه باشد، متفاوت با آن چیزی است که امروز تجویز شده است.

امیر محمد سلیمانی

انتهای پیام/