بیش از یک هفته از رسانه ای شدن بازداشت یکی از کادرهای ارشد سازمان تروریستی مجاهدین خلق (منافقین) گذشته است. بعد از اعلام این خبر توسط سخنگوی نیروی انتظامی، هنوز جزئیات دقیقی از کم و کیف این دستگیری و ابعاد مبهم آن منتشر نشده است.

منتظر المهدی در نشست خبری گفت:"با تلاش‌ها و پیگیری‌های نیروی انتظامی در شناسایی عوامل این حادثه و همکاری با پلیس اینترپل، این عضو گروهک منافقین بازداشت شده و به زودی به ایران منتقل خواهد شد."

بعد از مصاحبه مطبوعاتی سردار منتظر المهدی مبنی بر بازداشت یکی از عوامل انفجار حزب جمهوری اسلامی اخبار متعدی در مورد فرد بازداشت شده و گمانه زنی های خیالی از این دستگیری منتشر گردید.

جنجال ها بر سر یک خبر؛ از تعیین جنسیت تا نام فرد بازداشتی

حجم گمانه زنی ها آن قدر زیاد بود تا آنجا که عاملان اصلی انفجارهای مهیب تاریخ انقلاب ـ "انفجار نخست وزیری" و "حزب جمهوری" ـ یعنی "کلاهی" و کشمیری" را نیز شامل می شد و هر فردی بنا بر بضاعت دسترسی خود، از رسانه های مجازی رسمی گرفته تا شبکه های تعاملی موبایلی فرد مورد نظر را به نقل از منبع آگاه! حدس می زد.

پس از اعلام خبر مبهم سخنگوی ناجا، فرماندهی این نیرو فرد بازداشتی را یک زن عنوان کرد.

سردار حسین اشتری در حاشیه مراسم اختتامیه مسابقات بین المللی قرآن کریم در جمع خبرنگاران گفت:" فرد شناسایی شده در کشور آلبانی نه کشمیری و نه عطریانفر است. این متهم خانمی است که در جریان بمب گذاری شرکت داشته و در تحقیقات پلیسی شناسایی شده اما در حال حاضر کشور آلبانی از استرداد وی به ایران سرباز می زند."

 اعلام خبر قطره چکانی در مورد این بازداشت موجب شد یکی از روزنامه های شاخص اصلاح طلب نیز در صفحه نخست خود، خبر بازداشت کشمیری را منتشر نماید. روزنامه شرق یک روز پس از اعلام رسمی دستگیری یکی از اعضای ارشد و تاثیرگذار در انفجار حزب جمهوری اسلامی، با نام آوردن از "کشمیری" متهم فراری و اصلی انفجار "دفتر نخست وزیری"! خبر از دستگیری وی داد و سعی کرد اذهان را از رفتن به سمت "زهره عطریانفر" که از قضا خواهر یکی از اصلی ترین سیاست گذاران سال های قبل روزنامه شرق یعنی "محمد عطریانفر" بود، دور کند. البته این گمانه زنی هم، اشتباه از آب در آمد.

روزنامه شرق در بخشی از گزارش خود که با تیتر "کشمیری دستگیر شد" در صفحه نخست این روزنامه نقش بسته بود می آورد :"سردار منتظرالمهدی، سخنگوی نیروی انتظامی، در میان مباحث مختلفی که در کنفرانس خبری خود مطرح کرد، از دستگیری عامل انفجار دفتر نخست‌وزیری جمهوری اسلامی ایران در کشور آلبانی خبر داد."

این در حالی بود که سخنگوی ناجا به صراحت در دو روز متوالی اعلام کرده بود، این متهم مربوط به انفجار حزب جمهوری اسلامی بوده است. معلوم نیست این روزنامه اصلاح طلب با چه قصدی از کشمیری که متهم نخست انفجار دفتر نخست وزیری بوده نام می برد.

البته شاید بتوان راز آن را در خبرهای روز بعد و در جابجایی محل اختفای کشمیری در آلمان به خوبی درک کرد.

http://www.jahannews.com/images/docs/files/000492/nf00492523-1.jpg

وقتی هیچ دلیل منطقی مبنی رسانه ای شدن این دستگیری نبود

وقتی دستگیری یک متهم در کشور اروپایی که جولان آمد و شد منافقین بدون هیچ گونه دردسر و منع قانونی است، اعلام عمومی می شود آیا دیگر امیدی به بازگرداندن مجرمی آن هم در حد تراز اول دخالت در انفجارهای مهلک ابتدای انقلاب وجود دارد؟

بارها قدرت رایزنی منافقین در آزاد نمودن متهمان این گروهک از دست پلیس اینترپل و همچنین اسکان نیروهای خود در کشورهای اروپایی دیده شده است. حتی این همکاری ها صرفا در حوزه آزادی فعالیت نیروهای منافق در این کشورها خلاصه نشده و حتی به کمک های مالی سنگین به این گروهک نیز رسیده است.

فهمیه اروانی کیست؟

بعد از چند روز نام متهم به صورت غیر رسمی اعلام شد. این فرد کسی نبود جز فهیمه اروانی، تروریستی که در آلبانی دستگیر شد اما ظاهرا آزاد گردید و به ایران عودت داده نخواهد شد.

او از کادرهای ارشد منافقین است و در ماجرای انفجار حزب جمهوری اسلامی دخیل بوده و اطلاعاتی که به سختی از او در فضای مجازی به دست آمده است تنها به چند عکس خلاصه می شود که یکی از آنها نیز در کنار مریم رجوی است. فهیمه اروانی بعد از مریم رجوی نفر دوم سازمان منافقین بود. این فرد بعد از انقلاب ایدئولوژیک بالا آمد و به حرمسرای مسعود رجوی رفت. بعد از مصاحبه سردار منتظرالمهدی، این گروهک تروریستی با رایزنی های خود مانع از رسیدن "اروانی" به ایران شده اند. این فرد بالای 62 سال سن دارد.

این نکته از ابتدا به خوبی قابل فهم است که خبر این گونه دستگیری ها تا قبل از رسیدن این نوع متهمان به مرزهای آبی و خاکی کشور، نباید رسانه ای شود ولی برای چه موضوع، آن هم توسط یک مقام انتظامی اطلاع رسانی شده و چند روز بعد از اعلام، خبر آزاد شدن وی اعلام می شود؟

آیا جز این است که صرفا یک عملیات روانی ناقص در جریان بوده که اهداف پشت پرده آن چندان معلوم نیست؟ آیا نباید به فکر آرامش روانی مردم و همچنین خانواده شهدای انفجار حزب جمهوری اسلامی و نخست وزیری بود که پس از این شیوه اطلاع رسانی ناقص، به نوعی مورد بازیچه قرار گرفته است؟