مرز میان واقعیت علمی و شایعات فضای مجازی
روایت علمی از یک شایعه جنگی؛ آیا میتوان گسلهای تهران را فعال کرد؟
همزمان با جنگ اخیر علیه ایران شایعاتی درباره احتمال تحریک گسلها و وقوع زلزله بزرگ در پایتخت مطرح شد، ولی تجربه رویدادهایی چون بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی نشان میدهد که انفجارهای نظامی سطحی، حتی در مقیاس بسیار بزرگ، توان فعالسازی گسلهای اصلی را ندارند و محققان کشور نیز با رد این ادعاها تأکید میکنند که فعالسازی عمدی گسل شمال تهران از طریق حملات نظامی از نظر علمی و فنی امکان پذیر نیست.
به گزارش پارس نیوز، در طول تاریخ، هرگاه جنگها با انفجارهای گسترده، بمبارانهای سنگین یا آزمایشهای تسلیحاتی همراه بودهاند، این پرسش در افکار عمومی مطرح شده است که آیا انسان میتواند موجب وقوع زلزله یا فعال شدن گسلهای زمین شود؟ این پرسش پس از رویدادهای نظامی بزرگ بارها تکرار شده است؛ از آزمایشهای هستهای دوران جنگ سرد گرفته تا بمبارانهای گسترده در جنگهای معاصر.
یکی از شناختهشدهترین نمونهها به سال ۱۹۴۵ بازمیگردد؛ زمانی که دو بمب اتمی بر شهرهای هیروشیما و ناگازاکی ژاپن فرود آمد. این انفجارها که از مخربترین رویدادهای ساخت دست بشر به شمار میروند، انرژی عظیمی را در مدت زمانی بسیار کوتاه آزاد کردند و آثار ویرانگری بر انسان، محیط زیست و زیرساختها برجای گذاشتند. با این حال بررسیهای لرزهشناسی و زمینشناسی نشان میدهد که این انفجارها نتوانستند زلزلههای بزرگ زمینساختی ایجاد کنند یا گسلهای اصلی منطقه را به حرکت درآورند.
دلیل این موضوع در تفاوت بنیادین میان انرژی انفجارهای انسانی و سازوکار وقوع زلزله نهفته است. زمین پوستهای یکپارچه و ساکن نیست، بلکه از مجموعهای از صفحات تکتونیکی تشکیل شده است که به آرامی و با سرعتی در حد چند میلیمتر تا چند سانتیمتر در سال نسبت به یکدیگر حرکت میکنند. این جابه جایی مداوم موجب انباشت تدریجی تنش در سنگهای پوسته زمین میشود. هنگامی که میزان تنش از مقاومت سنگها فراتر رود، شکست ناگهانی در امتداد یک گسل رخ میدهد و انرژی ذخیره شده طی سالها، دههها یا حتی قرنها در چند ثانیه آزاد میشود. این آزادسازی انرژی به شکل امواج لرزهای در زمین انتشار یافته و زلزله را پدید میآورد.
گسلها در واقع سطوحی از ضعف ساختاری در پوسته زمین هستند که دو بلوک سنگی در دو سوی آنها نسبت به یکدیگر جابهجا میشوند. بسیاری از گسلهای فعال جهان در شرایطی قرار دارند که به طور مداوم تحت تأثیر نیروهای زمینساختی هستند و بخشی از آنها ممکن است در آستانه گسیختگی قرار داشته باشند. از همین رو دانشمندان میان «ایجاد زلزله» و «تحریک زلزله» تفاوت قائل میشوند. ایجاد زلزله به معنای تولید انرژی لازم برای وقوع یک زمینلرزه است؛ انرژیای که معمولا تنها از فرایندهای زمینساختی تأمین میشود. اما تحریک زلزله به شرایطی اشاره دارد که یک عامل خارجی بتواند زمان رخداد زلزلهای را که از پیش در آستانه وقوع بوده، اندکی جلو یا عقب بیندازد.
مطالعات علمی دانشمندان نشان میدهد که برخی فعالیتهای انسانی در مقیاس محدود قادرند لرزه خیزی القایی ایجاد کنند؛ پر شدن مخازن بزرگ سدها، استخراج نفت و گاز، تزریق سیالات به اعماق زمین، بهرهبرداری ژئوترمال و حتی برخی آزمایشهای هستهای زیرزمینی از جمله عواملی هستند که میتوانند تعادل تنش را در محیطهای زمینشناسی خاص تغییر دهند و زمینلرزههای کوچک تا متوسط ایجاد کنند. با این حال این پدیدهها عموماً در محدودههای محلی رخ میدهند و با زلزلههای بزرگ ناشی از فعالیت گسلهای اصلی تفاوت اساسی دارند.
در حوزه نظامی نیز انفجارهای متعارف، حملات هوایی و حتی سلاحهای بسیار پرقدرت معمولا انرژی بسیار کمتری نسبت به زلزلههای بزرگ آزاد میکنند. برای نمونه، انرژی یک زلزله با بزرگای ۷ دهها تا صدها برابر بیشتر از بزرگترین انفجارهای غیرهستهای شناخته شده است. افزون بر این، انرژی انفجارها عمدتاً در نزدیکی سطح زمین متمرکز میشود، در حالی که کانون بسیاری از زمینلرزههای مخرب در عمق چندین تا چند ۱۰ کیلومتری پوسته قرار دارد، یعنی جایی که گسلهای فعال تحت تأثیر تنشهای زمینساختی عمل میکنند.
با وجود این اجماع علمی، همزمان با جنگ اخیر علیه ایران و وقوع برخی زمینلرزههای کوچک در اطراف تهران، شایعاتی در فضای مجازی و برخی محافل غیرتخصصی درباره احتمال تحریک گسلهای فعال، به ویژه گسل شمال تهران، از طریق حملات نظامی و انفجارهای گسترده مطرح شد. این ادعاها نگرانیهایی را در میان شهروندان ایجاد کرد و این پرسش را به وجود آورد که آیا انفجارهای ناشی از جنگ میتوانند موجب فعال شدن گسلهای اصلی و وقوع یک زلزله بزرگ شوند؟
دکتر مهدی زارع، استاد تمام پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله، درباره ادعاهای مطرحشده پیرامون تأثیر حملات نظامی بر وقوع زلزله، این گونه توضیح میدهد: بمب اتمی هیروشیما هنگام انفجار بازده لرزهای معادل حدود ۵.۶ تا ۵.۷ داشت، اما با وجود اینکه هیروشیما در منطقهای لرزهخیز قرار دارد، پس از بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی توسط آمریکا در سال ۱۹۴۵، زلزلهای در اثر این انفجارها رخ نداد.
وی افزود: وقوع زلزله نیازمند شرایط خاصی در اعماق زمین است. انفجار ناشی از بمب اتمی هیروشیما عمدتاً در سطح زمین یا بسیار نزدیک به سطح زمین رخ داد، در حالی که زمینلرزهها در اعماق قابل توجهی از پوسته زمین ایجاد میشوند؛ از این رو چنین انفجارهایی نتوانستند موجب فعال شدن گسلها و وقوع زلزله شوند.
زارع با اشاره به زمینلرزههای اخیر پردیس، گفت: زلزلههایی که اخیراً در محدوده پردیس و نزدیکی تهران رخ دادهاند، عمدتاً در عمق بیش از ۷ تا ۱۰ کیلومتری زمین به وقوع پیوستهاند. این در حالی است که تمامی حملات و پرتابههایی که طی یک سال اخیر به تهران و اطراف تهران اصابت کردهاند، در سطح زمین یا نهایتاً چند متر زیر سطح زمین منفجر شدهاند.
وی ادامه داد: حتی حملاتی که در جریان جنگ اخیر به محدوده پردیس صورت گرفت نیز ماهیتی سطحی داشتند و فاصله بسیار زیادی با اعماق محل رخداد زمینلرزهها داشتند. بنابراین این انفجارها نمیتوانستند بر میزان تنش موجود در اعماق حدود ۸ کیلومتری زمین تأثیر بگذارند یا آن را تحریک کنند.
استاد پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله تأکید کرد: هیچیک از این انفجارها قادر نبودهاند موجب تحریک وقوع زمینلرزه شوند؛ حتی زمینلرزههایی در حد زلزلههای اخیر پردیس نیز نمیتوانند تحت تأثیر چنین انفجارهایی قرار گیرند.
وی خاطرنشان کرد: در روزهای جنگ شایعاتی مطرح میشد مبنی بر اینکه ممکن است دشمن به صورت عمدی برای فعال کردن گسل شمال تهران و ایجاد یک زلزله مخرب اقدام کند، اما از نظر علمی چنین موضوعی امکانپذیر نیست.
زارع تصریح کرد: حتی اگر دشمن به صورت عمدی نیز بخواهد گسل شمال تهران را فعال کند و از این طریق موجب وقوع زلزله و تخریب گسترده در تهران شود، انجام چنین کاری امکانپذیر نیست. موضوع صرفاً به قصد و اراده مربوط نمیشود، بلکه از نظر فنی و علمی چنین تواناییای وجود ندارد.
وی تاکید کرد: فعالسازی عمدی گسلهای اصلی با استفاده از حملات نظامی یا انفجارهای سطحی امکانپذیر نیست و چنین سناریویی نه در ایران و نه در سایر نقاط جهان قابلیت تحقق ندارد.

ارسال نظر