در زندگی واقعی نمی توان مثل عکس های اینستا گرامی خوشحال بود و خم به ابرو نیاورد ، خوشبختی مانند ماه است که از قرص کامل تا هلال لاغر نوسان دارد. در این گزارش تفاوت بین خوشبختی واقعی با ادای خوشبختی در شبکه های اجتماعی را مشاهده می کنید:

یک: به تجربه دریافته ام زوج هایی که واقعا با هم خوب هستند نیازی ندارند که ادای زوج های خوشبخت را درآورند.

دو: اجازه بدهید که در همین آغاز تکلیف مان را با یک ترکیب به نام "زوج های خوشبخت" مشخص کنیم. زوج های خوشبخت چه کسانی هستند؟ آیا این خوشبختی مثل یک تکه فولاد ضد زنگ در گوشه ای از یک انبار است که هر وقت سراغش رفتی بدون هیچ تغییری همان جا باشد؟ آیا یک ماده کاملا همگن و یکنواخت و بدون تغییر است؟ یا نه مثل هر موجود زنده ای نفس می کشد، بیمار می شود، تب می کند، بالا و پایین و فراز و نشیب دارد و مثل قرص ماه که از ماه کامل تا هلال لاغر ماه نوسان دارد خوشبختی هم می تواند همین نسبت ها را طی کند.

سه: گاهی ما تصور می کنیم زوج های خوشبخت یعنی آدم هاییی که کم تر از جان همدیگر را صدا نمی زنند و در هر موقعیتی جز لبخند بر چهره شان نیست. آخر این چه تصوری است؟ آدم یک میخ را وقتی می خواهد به دیوار بکوبد عضلات چهره اش تغییر می کند. حالتش را عوض می کند. مگر ممکن است که در روزگار پرتلاطم آدمی بتواند مثل عروسک ها همیشه لبخندش روی صورتش پهن باشد؟

چهار: وقتی می گویم عروسک هایی که همیشه لبخند روی صورت شان پهن است و نه زلزله و نه دعوا و نه مشکلات اقتصادی و نه انتخاب مدرسه برای بچه ها و نه مشکلات اخیر همسر با محل کار و نظایر آن نمی تواند آن لبخند را از چهره شان جمع کند یاد زوج هایی می افتم که در اینستاگرام نقش این عروسک ها را بازی می کنند. آدم هایی که همیشه لبخند بر چهره شان است، همیشه همدیگر را بغل کرده اند و قربان صدقه هم می روند. آیا چنین چیزی واقعیت دارد؟ آدم می تواند همیشه کسی را بغل کند و همیشه لبخند بر چهره اش داشته باشتد؟ چند دقیقه بعد مجبوری طرف را رها کنی چون در آن حالت قبض، فشار خونت بالا می رود و احساس بی قراری می کنی، مجبوری از او جدا شوی چون گرسنه شده ای و ترجیج می دهی دست هایت به جای این که بخشی از بغل را بسازد به قاشق و چنگال بچسبند چون گرسنگی بد جور دارد اذیت می کند.


این واقعیت زندگی ماست و حتی آدم های خوشبخت هم روزهای ابری و بارانی و توفانی دارند. آدم های خوشبخت هم روزهای بحرانی دارند و قطعا واکنش هایشان در روزهای بحران شبیه روزهای آفتابی نیست. معلوم است که در روزهای بحران جدی تر می شوند و حتی گاه ممکن است رفتارهای عصبی ای از آن ها سر بزند اما وقتی در صفحه اینستاگرام فلان ستاره و سلبریتی می بینی جز خوشبختی و سفر به ویژه سفرهای خارجی چیز دیگری وجود ندارد دچار توهم می شوی و با خودت فکر می کنی که ما چطور زندگی می کنیم و مردم چطور. چقدر فاصله عمیقی میان ما و آدم های دیگر وجود دارد، در حالی که اگر ستاره ها و افراد دیگری که در اینستاگرام دنبال شان می کنید تصویرهای واقعی تری از خود به نمایش بگذارند چنین وهم هایی به وجود نمی آید.

پنج: یک قاعده ذهنی و روانی در ما وجود دارد و آن قاعده تعمیم جز به کل است. ما ناخواسته در دام این قاعده می افتیم و آن 50 فریم تصویر یا آن 100 فریم تصویر یا بیشتر را به کل زندگی آن فرد تعمیم می دهیم به گونه ای که پازل زندگی آن شخص فقط با آن 50 تصویر یا آن 100 تصویر ساخته می شود در حالی که اگر بخواهیم همه فریم های زندگی یک شخص را در نظر بگیریم آن 50 یا 100 فریم حکم یک قطره در اقیانوس را خواهد داشت.

شش: واقعیت آن است که احساس خوشبختی به شکل جزیره ای وهمی بیش نیست. آنچه ما را عمیقا خوشبخت و خوشحال می کند نه ممتاز بودن ما از دیگران که اتفاقا پیوستن ما و چرخش های ما به دردهای دیگران است. خودتان قضاوت کنید کسی که در کشورش زلزله ای مهیب روی داده و او برای خوشگذرانی به سواحل خارجی رفته حس خوبی خواهد داشت یا نه کسی که برای تسکین و کاهش درد هموطنان خود گامی برداشته است؟ ممکن است که ظاهر ا آن فردی که به مناطق زلزله زده رفته با زنان و مردان و کودکان هم اشک بریزد و گریه کند و ظاهرا آن فردی که به سواحل خارجی رفته با دوستانش بگوید و بخندد اما این ظاهر ماجراست.
کسی که می تواند با دیگران گریه کند و ابزار همدردی داشته باشد در قلب خود از خویشتن خرسند خواهد بود اما آن فردی که ظاهرا می خندد در نهایت به شادی عمیق و خوشبختی پایداری نخواهد رسید. زوجی که دایم فریم به فریم سفرهای خارجی خود را در اینستاگرام می گذارند در واقع تمکن مالی خود را به رخ می کشند و زندگی لاکچری خود را به نمایش می گذارند و شاید از این رهگذر کمبودها و خلأهای روانی و حفره های معنایی خود را می خواهند پوشش بدهند اما آیا با خود می اندیشند که با این کار، بسیاری از افرادی را که نمی توانند از عهده چنین هزینه هایی برآیند دچار حسرت های عمیقی می کنند؟

هفت: تردیدی نیست خوشبخت بودن با نمایش ظاهری خوشبختی بسیار متفاوت است. من وقتی عمیقا خوشبختم نیازی نیست که حتما آن را جار بزنم بلکه این خوشبختی مثل عطری ملایم فضا را خواهد گرفت. به گل ها نگاه کنید. هیچ کدام از آن ها بلندگویی ندارند. هیچ کدام داد نمی زنند و میکروفون دست نگرفته اند که ببینید ما چقدر گل تشریف داریم. آن ها با عطر ملایم حضور خود حرف می زنند. من فکر می کنم آن هایی که گلوی خود را پاره می کنند تا بگویند ما چقدر گل تشریف داریم آرام آرام از آن لطافت گل بودن خارج می شوند چون هیچ گلی گلویش را پاره نمی کند که بگوید چقدر گل است.

منبع: تبیان

بازگشت به صفحه رسانه‌ها