به گزارش پارس به نقل از قدس آنلاین و آگاهی دارند که این زن تحصیلکرده ساده لوح مقیم کانادا چون به شوهرش شک برد با توصیه مادرش به ایران آمد و به یک شیاد رمال بی‌سواد مراجعه کرد و رمال به او گفت به علت بعد مسافت ایران تا کانادا امواج ذهنی او و طلسم‌هایش به کانادا نمی‌رسد و زن ساده لوح باید پنجاه میلیون تومان بپردازد تا طلسم بند بتواند زنجیره‌ای اقدام کند و در مسیر بالای بیست هزار کیلومتری ایران تا کانادا ناچار است از نیروی ذهنی 6 جادوگر دیگر استفاده کند که اجنه‌هایشان با هم ارتباط دارند و به هر کدام از این جادوگران یا رمالها هم باید حق و حقوق و مزایا و حق مأموریت بپردازد تا خود و اجنه‌هایشان تغذیه شوند!

خانم فوق لیسانسیه در رشته حقوق و عضو یک مؤسسه حقوقی در کانادا هم مقداری پول و تعدادی طلا و جواهر آماده کرده خواهر و مادر این خانم هم کمک کرده 50 میلیون تومان تقدیم می‌کنند.
جالب اینجاست جادوگر پودری در شیشه‌ای به زن ساده لوح می‌دهد و از او می‌خواهد در مسیر حرکت به کانادا هر نیم ساعت وردی خوانده به شیشه فوت کند و وقتی به کانادا رسید شیشه را شکسته پودر را در گلدان بریزد و مطمئن باشد مهر زنی که وارد زندگی او و شوهرش شده از دل شوهر بدبخت خارج خواهد شد!
در مراجعت به کانادا با شوهر خود باب سخن را گشوده ورشکستگی مالی خود و لزوم کار در سایر ایالات را تشریح کرده معلوم می‌شود پای زنی در میان نیست و همه گفته‌های رمال، مزخرف و اباطیل و حقه بازی بابت اخاذی بوده است. و وقتی مأموران آگاهی فرد حقه باز را می‌گیرند اعتراف می‌کند من از طریق رابط شنیده بودم این خانم مقیم کاناداست و همین که به او گفتم تو از کانادا آمده‌ای یکه خورد و بنده را غیبگو تشخیص داد. در ضمن می‌خواستم یک میلیون تومان مطالبه اجرت کنم از بس این خانم و مادرش هالو تشریف داشتند، پنجاه میلیون گفتم و بی‌درنگ رفتند و آوردند.
موضوع استخدام 6 جادوگر و اجنه‌های آنان (اجنه جمع جنین است و نه جن و اجنه‌ها هم غلط است فقط مرا به یاد دوران کودکی می‌اندازد) مرا یاد سر پروفسور دکتر محمد اکبری انداخت که چند سال پیش بساط انرژی درمانی در ایران راه انداخت و هزاران کور و کر و چلاق و لال و افلیج و سرطانی را شفا داده و چند میلیارد تومان جمع آوری کرد و قرار بود بیمارستان قدیمی ایران را به قیمت 5/1 میلیارد تومان خریداری کند، اما مراجع علمی و پزشکی بر این دانشمند و کاشف و محقق بزرگ و بی‌همتا(!) این ابوعلی سینا و محمدبن زکریای رازی(!) بیهوده ایراد گرفتند و مدرک طبابتش را مطالبه کردند که معلوم شد مثلاً علم لدنی دارد و اصلاً وارد دانشگاه نشده است. ایشان مدتی در ایران تحت پیگرد بود و در کمال نامردی و بی‌معرفتی با توجه به شکایت یک مهندس ناشنوا و لال از بوشهر و همسرش که می‌گفتند ایشان صدها هزار تومان از مهندس بدبخت حق العلاج دریافت داشته، اما نتوانسته لال بودن و کر بودن او را درمان کند مطالبی درباره علم لدنی ایشان نوشتم. ایشان علیه من شکایتی کردند که دادگستری آن را بی‌اساس تشخیص داد. همان طور حاضر نشد در مراجع علمی و طبی معجزات خود را به اثبات برساند. راهی دبی و آمریکا شد و به تازگی خوشبختانه این نابغه، تلویزیون ماهواره‌ای راه انداخته و شیوه معالجه ایشان راه رفتن و آوازهای پرسوز و گداز خواندن است. دست روی هر مریضی می‌گذارد معالجه آنی می‌شود.
ایشان راه می‌رود و به سبک تصنیف سازهای قدیم آواز می‌خواند و بیماران معالجه می‌شوند. پیشنهاد می‌کنم تمام بیمارستانهای تهران تعطیل و پزشکان مرخص و از ایشان، این فرزند نابغه و معجزه‌گر درخواست عاجزانه شود به ایران بازگشته بساط وزارت بهداشت و درمان و وزیر زحمتکش و دلسوز آن تعطیل و تمامی امور درمانی به وجود ذی جود پروفسور علی اکبری محول گردد. لازم به یادآوری است ایشان پی در پی اسناد برائت خود را در محاکم از طریق رسانه‌ها نشان می‌دهند. چه خوبست دانشگاه‌های ایران از ایشان دعوت کنند نزول اجلال فرمایند و صریحاً بفرمایند کی و در چه زمانی تبرئه شدند. چرا در ایران محکمه باز نمی‌کنند؟ ایشان مخالفان معجزات خود را نفرین می‌کنند، که سوسک سیاه شوند!
امثال علی اکبری فراوان‌اند، اما مردم باید عاقل و زیرک باشند. من همچنان برانکار معجزات و کرامات امثال علی اکبری مصرم و معتقدم بدون آزمایشهای بالینی و کلینیکی، آزمایشگاهی، تصویربرداری از درون بدن، تزریق انواع آمپولها، عمل جراحی، ارتوپدی، و هرگونه اعمال جراحی در قسمتهای گوناگون بدن از جمله چشم، داخل سر، قلب، شکم، معده، زانو نمی‌توان بیماران دردمند را درمان کرد.
تمام دنیا اگر معجزات ایشان و امثال او را قبول داشته باشند و جلوی دوربین عده‌ای را بیاورند که مراتب نبوغ و قدرت او را تأیید کنند من کله خشک زیر بار نمی‌روم و معتقدم آقای پروفسور اکبری با پولهای گزافی که به دست آورده رفته تلویزیونی را اجاره کرده این ترهات را تحویل مردم می‌دهد. راستی چرا این همه پزشکان و جراحان عالیقدر ایران از تلویزیون اجاره‌ای آن طرف آبی استفاده نمی‌کنند، زیرا آنان نیازی ندارند و دنیا تأییدشان می‌کند.