به گزارش پارس به نقل از ایسنا، مانند باراک اوباما، حسن روحانی رئیس جمهور ایران هفته گذشته یک ریسک بزرگ انجام داد که البته خطرناک تر از همتای آمریکایی اش بود.


نامه نیوز به نقل از نیویورکر در ادامه می‌نویسد: رئیس جمهور ایران در نخستین واکنش به تفاهم لوزان در سخنرانی روز جمعه گذشته اعلام کرد که بیانیه تفاهم لوزان میان ایران و آمریکا و دیگر اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد «نخستین گام» برای رسیدن به «بالاترین نقطه از تعامل سازنده با دنیا» است. ایرانیان باید آماده برداشتن گام های دیگر باشند.

روحانی همچنین افزود: اگر ما هرگونه تنشی با دیگر کشورها داریم می خواهیم که این تنش به پایان برسد.

روحانی که دارای مدرک دکترای حقوق از دانشگاه گلاسگو اسکاتلند است یک سخنران نرم و روان است و اغلب از زبان آشتی جویانه درباره بهبود حقوق بشر و افزایش آزادی مطبوعات سخن می گوید، حتی اگر تندروهای مقابل وی روزنامه ها را تعطیل کنند.

اما اکنون روحانی به صراحت به مخالفت با مخالفان پرداخت و گفت: برخی فکر میکنند که ما یا باید با جهان بجنگیم تا تسلیم قدرت های دیگر شویم... ما معتقدیم گزینه سومی هم وجود دارد و آن این است که می توانیم با جهان همکاری کنیم.

سخنان روحانی به زبان انگلیسی ترجمه و به طور زنده از کانال پرس تی وی ایران پخش شد؛ روحانی اکنون ریاست جمهوری خود را بر توافق نزدیک بنا کرده است( ضرب الاجل توافق نهایی هسته ای ایران 30 ژوئن است) و پاداش اقتصادی ناشی از لغو تحریم ها در دستور کار دوران ریاست جمهوری روحانی را تضمین خواهد کرد. روحانی آن را «صفحه جدیدی» خواند. اگر این موضوع شکست بخورد اما این آخرین صفحه برای یکی دیگر از روسای جمهور ایران خواهد بود.

سه روسای جمهور پیش از روحانی همگی در دستیابی به یک فرمول قابل دسترسی در زمینه مذاکرات هسته ای ایران بازماندند.

هاشمی رفسنجانی، سیاستمدار زیرک ایرانی همانند حسن روحانی در زمان ریاست جمهوری خود تلاش کرد تا با پیشنهاد قرار داد چند میلیارد دلاری نفت و گاز با شرکت نفت کنکو آمریکا، کانال تجاری میان ایران و غرب در سال 1995 باز کند. این قرارداد که می توانست یک معامله پرسود در تاریخ ایران باشد در واشنگتن با تعلیق مواجه شد.

در سال 1998، محمد خاتمی رئیس جمهور بعدی ایران پس از هاشمی، از ایران و آمریکا خواست تا دیوار بی اعتمادی را فرو بریزند و در مجمع عمومی سازمان ملل متحد پیشنهاد گفت وگوی تمدن ها را داد؛ ایران در سال 2003 با تعلیق برنامه غنی سازی خود موافقت کرد.

زمان و شرایط ایران در این زمینه هیچ گاه از سوی دولت بوش در واشنگتن مورد موافقت قرار نگرفت و خاتمی در سال 2005 دوران ریاست جمهوری خود را به پایان رساند و این در حالی بود که از سوی تندروها در داخل کشور به حاشیه رانده شده بود و هردو دستور کار اصلاحات و گفت وگوی وی از بین رفت اما محبوب باقی ماند.

اندکی پس از سال 2005 و روی کار آمدن محمود احمدی نژاد رئیس جمهور متعصب ایران برنامه غنی سازی ایران از سر گرفته شد و تعداد سانترفیوژهای این کشور افزایش یافت. احمدی نژاد در سال 2009 عنوان داشت که آماده همکاری با غرب است موضوعی که مورد موافقت دیگر مقامات ایران قرار نگرفت و در این دوران چند قطعنامه شورای امنیت نیز علیه ایران به تصویب رسید.