به گزارش پارس نیوز، 

بزرگمهر حسین پور نوشت: متاسفم که خبر درگذشت مرد بزرگی را می‌دهم که با طرح جلد‌های جذاب و بی‌نظیرش تاثیر بزرگی در کتاب‌خوانی نسل من گذاشت.

صادق صندوقی در سن هفتاد و سه سالگی درگذشت. در سکوت و تنهایی. در دوره‌ای که نه فتوشاپ بود و نه جلوه‌های کامپیوتری صندوقی تصاویری ارائه می‌کرد که در نوع خودش بی‌نظیر بود و چنان شوری در تصویر می‌آفرید که هر بیننده ای را مجاب می‌کرد کتاب را بخرد.

ناشران در دوره‌ای بر سرش دعوا داشتند و ستاره‌ی تصویرگران نسل خودش شده بود. مینیاتور کار می‌کرد و روزی که من و افشین صادقی‌زاده مهمانش بودیم چنان با شور و عشق از نقاشی‌هایش، مینیاتورهایش و حتا کاریکاتورهایش سخن می‌گفت که ما را به وجد آورده بود.

با آن‌که کمرش خمیده شده بود و درد می‌کرد همچنان قلم در دست داشت و خوابیده نقاشی می‌کرد.

یادم می‌آید که هفده هجده‌سال بیشتر نداشتم که در دفترِ کارِ نقاشی‌های کتاب‌های درسی توی خیابان ایرانشهر پیشش رفتم. کلی چیز یادم داد.

کسی قدر صادق صندوقی را ندانست

که از قلم فلزی استفاده کنم، که روی کاغذ کالک نقاشی کنم،‌که امضایم را واضح بزنم، که به آینده‌ی من بسیار امیدوار است، که کاریکاتور را جدی بگیرم…!

مهربان بود و آن‌چه می‌دانست برایم با دست و دلبازی بسیار شرح می‌داد و سخاوتمندانه رازهای طراحی را برایم افشا می‌کرد.

یادم می‌آید همان روز گفت سمت جمهوری می‌روی؟ می‌دانستم کاری آنورها دارد و الکی گفتم بله. گفت پس این کار من را هم پیش فلان ناشر ببر. اورژینال کارش را دستم داد. روی مقوای فابریانو با گواش طرح جلدی از کتابی که شبیه کتاب‌های ژول ورن بود کشیده شده بود.

آن امضای خاص و بی‌نظیرش پایین کارش بود و با سلیقه‌ای خاص کاغذ پوستی‌ای نیز بر رویش چسبانده شده بود. از ذوق دیدن اصل کار استاد در پوست نمی‌گنجیدم. کار را با سلام و صلوات زیر بغل زدم و به آدرسی که داده بود در کوچه پس کوچه های جایی در جمهوری بردم. لذت و حلاوت آن دیدار، آن دیدن اصل کار ایشان و بغل کردن کارشان و بردن تا مسیری سال‌ها مرا به جلو هل می‌داد.

راستش را بخواهید هیچ کس قدر او را آنچنان که باید ندانست… حتا خودش! یادش بخیر.

کتاب مرد نامرئی
کتاب هزار و یک شب
کتاب بینوایان
کتاب بیست هزار فرسنگ زیر دریا
 
کتاب اسرار معدن زغال سنگ
کتاب سفر به ماه
کتاب حضرت موسی
کتاب حضرت هود

انتهای پیام/