برای کودکان بعد ما تاریخ ننویسید

 

رسد روزی که در حیفا نماز جمعه میخوانیم

شاعران و اعضای حلقه ادبی مجاز، در تازه ترین فعالیت جمعی خود، بصورت کاملا خودجوش اقدام به بداهه سرایی جمعی با موضوع حوادث اخیر غزهنموده اند.

اسامی برخی از شاعران حاضر در این بداهه سرایی به شرح زیر است :

پیمان طالبی نفیسه سادات موسوی ، صهبا رحیمی ، ریحانه ابراهیم‌زادگان ، مهدیه نژاد ابراهیم، علی شوندی ، سیده محدثه موسوی، محمدحسین مددی،لیلا علیزاده, عمادالدین ربانی، لیلا فخیمی ،عهدیه حمزه لوئیا، هادی اشراقی، لیلا زمانی ، حمیدرضا عباسی، ریحانه عسگری، سیدرضا بابایی، عاطفه زارع، حسین شاه قلی، سعید حاتمی، مبینا گل صفتان، مصطفی محمدی و ...

این اولین بداهه سرایی جمعی شاعران در سال 97 و پنجمین بداهه سرایی گروه شاعران حلقه ادبی مجاز است. در بداهه های قبلی شاعران به موضوعاتی نظیر مدح و مرثیه حضرت زهرا سلام الله علیها، پاسداشت شهید محمدحسین حدادیان، سردار سرلشکر قاسم سلیمانی، شهدای مدافع حرم و ... پرداختند.

گزیده ای از ابیات سروده شده در این بداهه سرایی جمعی را در قالب قصیده ای در ادامه می خوانید :

کجا پنهان کنیم این بغض هاى سرد و سنگین را؟

که در اخبار مى بینیم اوضاع فلسطین را

صغیران و یتیمان را به خون آغشته میبینیم

دوباره خشم اهریمن گرفته دامن دین را

فلسطین مظهر مظلومیت بوده ست و میماند

که از خاطر نخواهد برد دنیا "دیر یاسین" را

نمی بیند کسی کشتار مردم را که انگاری

فقط پاریس و لندن داشته خون های رنگین را!

جهان دارد تماشا میکند از دور بالبخند

که قاتل میکُشد بر دوش مادر طفل غمگین را

شکست فتنه ی صهیون می آید عاقبت روزی

و ما درمان کنیم این رنجهای زخم چرکین را

به روی میز شیطان نقشه خاک فلسطین ست

نخواهد دید اما هرگز آن رویای شیرین را

سپاهی از شیاطینی یهودی متحد گشتند

کدامین سنگ باید بشکند بت های ننگین را؟

بساط سفره برچید و علم شد سایه‌ی وحشت

نقابش رفته و رو کرده حالا خوی گرگین را

دمی نگذشت که دستان این ابلیسکان مست

بهم زد خانه های مردم این خاک خونین را

و از ریز و درشت و کودک و پیر و زن و مردان

بسوزانَد در این آتش تمام مردم دین را

اگر تکرار، راه و رسم تاریخ است شکی نیست

که این نامردمان از کوفه آوردند این دین را

دوانده ریشه در اقصی و غزّه، غده صهیون

رها کن ای بلای سخت و صعب! این جان شیرین را

تموزی دیگر آید با صلابت های ما آری

فراری میدهد قطعا سلاح دین شیاطین را

تمام نقشه ی دشمن برای حذف قدس ماست

به گورش میبرد باور کنید این خواب دیرین را

تو آری! بیست و اندی سال آتی را نخواهی دید

یقین دارم ! که گفته رهبرم سیدعلی این را

چه نزدیک است محو نام اسرائیل از نقشه

به لطف سنگ ها روزی محقق می کنیم این را

"حقوق بی بشر" یعنی صدای خنده موشک

که پر کرده ست گوش داغداران فلسطین را

به روی دست مادر، غنچه ای نشکفته پژمرده

نمیبیند جهان مدعی این داغ سنگین را

بِاَیِّ ذنب... خون مردم مظلوم میریزد؟

هدایت میکند ابلیس بی شک این سلاطین را

کجا دانند حالش را سبک بالان ساحل ها

که برمیداشت با دستش، پدر قنداق خونین را

خدایا باز هم یک گل میان سردی گور است

تمامش کن تورا جان علی،این شرح غمگین را

دوباره روی دست یک پدر؛ شش‌ماهه غرق خون

خدایا من ندارم طاقت این داغ سنگین را

برای مادرش حتی گلوله پیشواز آمد

که شرحه شرحه باخود آورد همراه ، تسکین را

خدا هم اشک میریزد برای مادر لیلی

همان وقتی که می خواند به گوشش ذکر تلقین را

الهی ضاقَتِ الارضُ ... دعاها کم اثر بودند

کسی در آسمان باید بیابد مرغ آمین را

و اصغرهای دوران مشت باشد بر دهان صلح

که از تاریخ آورده کسی این برگ زرین را

و خونین است دستان طلایه دارهای صلح

و پاکی ره نمیابد دمی این داغ ننگین را

برای کودکان بعد ما تاریخ ننویسید

کسی باور نخواهد کرد این تاریخ غمگین را

بهای خاک را باید زخون روی آن فهمید

چو زر کردست این خون ها زمین های فلسطین را

مسلمانان روا باشد که از این غم بمیرید آه

گرفته جای خلخالی، چنین، لیلی شیرین را

چه فرقی میکند موصل فلسطین یا یمن با ما

سرشته خالقی دیگر مگر آن خاک خونین را؟

مگر بیت المقدس نیست بخشی از تن اسلام

مسلمان! کی مداوا می کنی این زخم چرکین را؟

نباید بغض را پنهان کنی، آرام بنشینی

ز چشم دشمنان باید بگیری خواب شیرین را

اگر غیرت نمرده در وجودت سنگ بردار و

دوباره پاسخی محکم بده این خشم خونین را

و پایان میدهد بر زخمهای سرزمین روزی

و او می آید و مرهم نهد این درد سنگین را

کسی می آید از اطراف کعبه مشعلی در دست

به آتش می کشد او غاصبان طور سینین را

رسد روزی که در حیفا نماز جمعه میخوانیم

و برپا میکنیم آنجا بساط جشن شیرین را

خدا خواهد نماز روز قدس امسال آنجاییم

خدا خواهد محقق میکند رویای دیرین را

فلسطین! صبر کن لختی که نزدیک است این رویا

بگیری در بغل ،آن قبله پاک نخستین را