حجت الاسلام والمسلمین دکتر احمد رهدار، عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ره) در ارائه مقاله خود در این کنگره گفت: خالق در خلق خود حضور دارد، هر تاریخی خالقی به نام مورخ دارد که در اثر خود حضور وجودی دارد.

 

وی افزود: در بحث‌های کلی و مبانی تحول علوم ادعای پذیرفته شده‌ای در بین محققان آن وجود دارد که بر مبانی و ارزش‌های علم موثر است. با پذیرش این ادعا این پرسش خاص تر می‌شود که آیا انقلاب اسلامی به تغییر مبانی یا روش‌ها منجر شده است؟ با انقلاب اسلامی یک دسته از ارزشها و مبانی تغییر یافته است. تاریخی نگاری معاصر باید با تاریخی نگاری موجود و قبل از انقلاب متفاوت باشد.

 

 عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) با بیان اینکه اولین عرصه‌ای که نسبت به حوزه سیاست به آن باید نگاه کرد علوم است، گفت: در انقلاب اسلامی بحث‌های فقه سیاسی برجسته شد، اما پیش از آن عمدتا منابع فقهی به معاملات و عبادات تقسیم می‌شد. با ظهور امام خمینی(ره)، فقه به معاملات، عبادات و سیاست تقسیم شد و این پررنگ شدن، ما را دعوت می کند که در عقبه تاریخی مکاتب فقه سیاسی، ظهور، اوج یا افول آن را مورد بررسی قرار دهیم.

 

وی با بیان اینکه بین مکتب فقه سیاسی در شیراز، مشهد و تبریز تفاوت وجود دارد و این هر سه از مکتب فقه سیاسی قم متفاوت هستند، اظهار داشت: پس از انقلاب اسلامی ما با یک درک متفاوت و جدیدی در حوزه عرفان مواجه شدیم. کتاب عرفان حماسی را تلاش کردند تا تئوریزه کنند، اما خوانش سیاسی از حوزه عرفان معاصر نداشتیم.

 

حجت الاسلام رهدار با بیان اینکه در یکی از موسسات قم خوانش سیاسی از عرصه عرفان سیاسی داشتیم، گفت: مردم با ساحت سیاسی عرفانی بزرگان تاریخ کمتر آشنا شدند به عنوان مثال مرحوم آیت‌الله بهجت، آیت الله جوادی آملی یا آیت الله بهاء الدینی دارای اندیشه سیاسی هستند.

 

عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) بیان داشت: چرا در کتاب تاریخ معاصر دبیرستان اصلا درباره علامه طباطبایی مطلب وجود ندارد در حالی که ایشان صاحب مکتب سیاسی است، اگر شاگردان مکتب را حذف کنید با یک شکست روبرو خواهید شد، اما در تاریخ نگاری سیاسی ما اسمی از علامه نیست، طوری که برخی نوشتند ایشان با امام و انقلاب زاویه داشت. ما باید در پایگاه انقلاب اسلامی خوانش نهضت سیاسی داشته باشیم