برنامه ماه عسل شب گذشته روایتگر قصه روز مهم زندگی نوزاد 13 ماهه شد.  
 
در ابتدا علیخانی میزبان کاپیتان عشایری شد و پیرامون زندگی روزمره او گفتگو کرد.  
 
عشایری 65 ساله است و ماه های آخر فعالیت پرواز خود را سپری می کند و نسبت به این روزها نگرانی هایی دارد. امیدوار است که قانون 65 ساله پرواز تغییر کند و او زمان بیشتری پرواز کند. 
 
کاپیتان عشایری در خصوص نظم و عاطفی بودن خود گفت: من خیلی نظم دارم. حتی در دوران سربازی همه از دست منظم بودن من کلافه بودند. البته در کنار نظم و مقررات، آدم عاطفی هستم. اکثرخلبانان برعکس نگاه مردم خیلی احساسی هستند. 
 
در ادامه کاپیتان عشایری اتفاق مهم مهر ماه سال گذشته را این طور تعریف کرد: 
 
ما در هواپیما آماده پرواز بودیم که با ما ارتباط برقرار کردند. گفتند یک کودک 13 ماهه بر اثر سانحه تصادف دستش قطع شده و باید با این پرواز به شیراز برود. من همان لحظه قبول کردم اما هیچ مجوزی نداشتم. کودک و پدرش بدون بلیت و مجوز پزشک قرار بود سوار هواپیما شوند. این  کودک فقط نیم لیتر خون در بدنش داشت. در ادامه به همه مسافران اطلاع دادم وآنها هم خیلی دلسوزی کردند.  
 
وی ادامه داد: ما با دکتر لیاقت در شیراز تماس داشتیم. او به ما گفت قبل از اینکه شش ساعت از این حادثه بگذرد، باید به بیمارستان منتقل شود تا بتوانیم پیوند کنیم. ما هم به خاطر داشتن زمان کم به کار خودمان سرعت دادیم. در این مدت همه  برج مراقبت، فرودگاه شیراز و ... کمک کردند.  
 
کاپیتان عنوان کرد: زمان پرواز به شیراز یک ساعت و ده دقیقه است اما ما پنجاه دقیقه ای به فرودگاه شیراز رسیدیم. در طول پرواز فقط به این فکر می کردم؛ زمانی که بچه بزرگ شود و بدون دست باشد. این تصویر مدام جلوی چشم من بود. وقتی به شیراز رسیدیم آمبولانس منتظر بود و کادر پزشکی هم در بیمارستان حضور داشتند. 
 
عشایری افزود: ما به همراه کودک به بیمارستان رفتیم. بعد از هشت ساعت، دکتر گفت که باید 24 ساعت از عمل بگذرد؛ امیدوارم ناخن های کودک سیاه نشود. آن 24 ساعت برای ما خیلی طولانی گذشت و خدا را شکر بعد از یک هفته شرایط خوب بود. در این مدت من تلفنی با خانواده کودک در ارتباط بودم اما تصویری از ساجد ندیدم. 
 
در ادامه گفتگو دکتر لیاقت پزشک جراح ساجد، در قاب ماه عسل حضور پیدا کرد. 
 
دکتر لیاقت در خصوص این اتفاق گفت: بعد از تصادف خانواده ساجد از طریق آشنایی که داشتند، با من تماس گرفتند و من به آنها گفتم که فقط شش ساعت بعد  از این حادثه می‌توانم عمل کنم. بیشتر از شش ساعت نمی‌شود. 
 
وی ادامه داد: زمانی که فهمیدم کودک 13 ماهه است، هیجان زده شدم. تا حالا بچه 13 ماهه نداشتیم اما به آینده او فکر کردم و به آنها پذیرش دادم و بعد از این تصمیم کاپیتان با من تماس گرفتند و هماهنگ شدیم. ما فقط یک ساعت ونیم زمان داشتیم. 
 
در ادامه عکس های ساجد در هواپیما و بیمارستان نشان داده شد. علیخانی عنوان کرد: خود من از دیدن بعضی از عکسها فشارم افتاد.  
 
دکتر لیاقت عنوان کرد: ما همه فرم های پذیرش را با هماهنگی و تماس ها در طول پرواز پر کردیم و همه امکانات فراهم بود. در عمل پیوند ثانیه ها ارزشمند دارد و بعد از ورود ساجد به بیمارستان، مستقیما وارد اتاق عمل شدیم. من زمان عمل را مانند جنگ می دانم که لحظه به لحظه اهمیت دارد.  
 
وی ادامه داد: این اتفاق نادر است؛ یک هواپیما برای یک پسربچه ایستاد و یک بیمارستان آماده بود که کودک برای عمل به موقع برسد و حدود سی نفر از ما و سی نفر هم از گروه کاپیتان در این اتفاق شریک بودند. 
 
کاپیتان عشایری ادامه داد: در طول عمل همه ما پیگیر  و نگران بودیم. 
 
در بخش پایانی برنامه ساجد و پدرش در استودیو حضور پیدا کردند. پدر ساجد از چگونگی تصادف صحبت کرد و اینکه این تصادف باعث می‌شود دست کودک قطع و به بیرون از ماشین پرتاب شود. پدر ساجد تاکید کرد اگر در لحظه تصادف دست ساجد به دور گردن مادرش حلقه نشده بود، احتمال اینکه در این حادثه رگ گردن مادرش قطع بشود و او از دنیا برود، بسیار بود. در این اتفاق در واقع به خواست خدا این کودک 13 ماهه مادر را از خطر مرگ نجات داد.
 
پدر  ساجد از استرس بسیار زیاد خود پیش از عمل فرزندش سخن گفت و در نهایت به این موضوع اشاره کرد: این عمل یک عمل بسیار دشوار بود که در دنیا سابقه نداشت. این جراحی روی افراد کم و سن و سال اجرا نشده بود اما در ایران این اتفاق افتاد و موفقیت آمیز بود.  
 
پدر ساجد در پایان از کاپیتان عشایری و دکتر لیاقت تشکر کرد و گفت: دین آنها به گردن من است. هیچ وقت نمی توانم ادای دین کنم. آنها زندگی دوباره به من بخشیدند. 
 
دکتر لیاقت گفت: حال ساجد الان خوب است اما عمل های دیگری هم باید روی او انجام شود. 
 
کاپیتان عشایری در بخش پایانی از دیدن ساجد خوشحال بود و گفت: از تصمیمی که گرفته ام، پشیمان نیستم. البته من همیشه فکر می کردم که همه آدم ها خوب نیستند و ممکن است در حق هم ظلم کنند اما در این داستان همه خوب بودند و برای جان یک انسان کمک کردند. 
  
‏‎‏دکتر لیاقت عنوان کرد: خیلی خوبه آدم موثر باشد وبه دلیل پر بیننده بودن ماه عسل می‌خواهم بگویم که پزشکان از خود مردم هستند. دوست دارم رابطه پزشکان و بیماران بهتر شود و قدر یکدیگر را بدانند.