به گزارش پارس به نقل از فارس، امروزه پدیده ((جهانى شدن))، امرى فراگیر، گسترش یابنده، پیچیده و داراى آثار و پیامدهاى گوناگون در زندگى بشرى است؛ به طورى که شرایط زندگى انسان‏ها را در بیشتر جنبه‏هاى آن، دستخوش دگرگونى‏هاى ژرف کرده است. از این رو نمى‏توان گسترش نوآورى‏هاى اقتصادى در سرتاسر جهان، انطباق‏هاى فرهنگى و سیاسى ملازم این گسترش، تغییر و تحوّلات ارتباطاتى و تکنولوژیکى، در هم تنیدگى روابط، افکار و اندیشه‏هاى بشرى، پیچیدگى انگاره‏هاى اقتصادى، مالى و اعتبارى و... را نادیده گرفت و نسبت به آن بى‏تفاوت بود.
از طرفى به علت تنوّع، پیچیدگى و نو بودن مباحث و موضوعات آن، نمى‏توان موضع‏گیرى مثبت یا منفى قاطعى در مورد آن داشت؛ هر چند جنبه‏ها و پیامدهاى منفى و آثار نگران کننده آن، رو به فزونى است. همچنین به علّت این که در پس پرده این روند، عوامل و کارگزاران متعدّد سیاسى، اقتصادى، فرهنگى و نظامى قرار دارند؛ باید به دقت و هوشمندانه آن را مورد بررسى و تحلیل قرار داد.
به هر حال روشن است که: مبانى، اهداف، ویژگى‏ها، آثار و پیامدهاى ((جهانى کردن)) و ((جهانى سازى)) و حتّى ((جهانى شدن))، تفاوت و تباین اساسى با مبانى، اهداف، ویژگى‏ها و خصوصیات ((حکومت جهانى حضرت مهدى(عج))) دارد. هدف و مبناى اصلى این ((جهان‏گسترى)) سودجویى و تأمین منفعت بیشتر براى دولت‏هاى بزرگ، شرکت‏ها و نهادهاى فرا ملّى و... و نیز برترى‏طلبى و سلطه‏جویى قدرت‏هایى چون ایالات متحده است.
حتى مى‏توان قائل شد که ((جهانى شدن)) - به رغم مبانى قابل توجّه آن - به نوعى با سرمایه‏دارى جهانى پیوند خورده است. به هر حال در این دو پروژه، شاهد گسترش و هژمونى سیاسى و فرهنگى غرب و ایالات متحده هستیم که نکته تلاقى و نزدیکى آنها نیز به شمار مى‏رود. گفتنى است که آنچه در این دو وجود ندارد، تلاش براى تأمین نیازهاى اساسى جهانیان، چون برابرى، عدالت، معنویت، اخلاق، رفاه همه جانبه و... است؛ برعکس در سایه آنها جهان اینک با اباحى ‏گرى و بحران معنویت، هویت و اخلاق رو به رو است؛ بلکه بحران ناامنى، فقر، بهره‏کشى و نابرابرى نیز به طور فزاینده‏اى گسترش مى‏یابد.


((جهانى شدن)) با داشتن ابعاد و اشکال مختلف و مبهم و پیامدهاى سوء، نمى‏تواند وجه مشترکى با ((حکومت جهانى حضرت مهدى(عج))) داشته باشد؛ هر چند پاره‏اى از ویژگى‏ها و نشانه‏هاى آن، با بعضى از ویژگى‏هاى حکومت آن حضرت مشابهت دارد و به خوبى مى‏تواند نشانگر این باشد که زمینه تشکیل حکومت جهانى فراهم شده و سطح آگاهى، علم، پیشرفت و بالندگى جوامع به حدى رسیده است که بتوان به طور علمى و استدلالى، صحبت از آن حکومت جهانى و قریب الوقوع بودن آن نمود و ویژگى‏هاى والا و برترى‏هاى بى بدیل آن را مطرح کرد.

((جهانى شدن))، به روشنى نیاز انسان‏ها را به نزدیکى و اتحاد با هم و تشکیل ((جامعه جهانى واحد)) آشکار مى‏سازد و راه‏کارهاى سیاسى، اقتصادى و فرهنگى آن را به گونه‏اى مدرن نمایان مى‏کند. گسترش سریع ارتباطات و نزدیکى جوامع به یکدیگر، امکان گفت‏و گو و تبادل آرا و افکار، استفاده مردم جهان از آخرین اخبار و یافته‏هاى علمى و پزشکى، تعامل و همفکرى در مورد مسائل سیاسى (جنگ، صلح و...) جهان، بالا رفتن سطح سواد و معلومات، جهانى شدن فنّ آورى و صنعت و... برخى از وجوه مثبت و قابل قبول جهانى شدن است که مدل کامل و مطلوب آنها در حکومت جهانى حضرت مهدى(عج) وجود خواهد داشت.


وقتى جامع بشرى به مرحله‏اى از رشد و شکوفایى علمى، صنعتى و فکرى مى‏رسد که در آن نیاز شدیدى به اتحاد و نزدیکى احساس شده و بشر در بیشتر جنبه‏هاى زندگى، رفتارها و گفتارهاى فرا ملّى و جهانى از خود بروز مى‏دهد؛ در این صورت مى‏توان تئورى ((تشکیل دولت کریمه جهانى)) را به جهانیان ارائه داد و نکات مثبت و ارزنده آن را بیان نمود. از آنجایى که انسان‏ها نمى‏توانند موانع، کاستى‏ها و کمبودهاى حرکت رو به رشد خود را، به طور کامل از بین ببرند؛

در این صورت نیاز به قدرتى برتر و فوق بشرى بیشتر احساس مى‏شود و قلب‏ها و افکار بدان سو متمایل مى‏گردد. البته حکومت حضرت ولى عصر(عج) نه تنها حکومتى آرمانى و الهى است؛ بلکه حکومتى کاملاً عقلانى و علم‏گرا است و با وضعیت پیشرفته جهان، سازگار و متناسب است.
به هر حال شیعه با دیدگاهى روشن نسبت به آینده تاریخ بشرى، همواره منادى و بشارت دهنده ((زندگى مطلوب جمعى)) و تشکیل ((حکومت صلح و عدل جهانى)) بوده است و با اتکا به همین اعتقاد، خود را در تمامى سختى‏ها و بحران‏ها حفظ کرده و منتظر پایان خوش تاریخ بوده است.
مدعاى اصلى ما در این نوشتار این است که ((جهانى کردن)) و ((جهانى‏سازى)) دنیا را در ورطه انحراف، جنگ، ناکامى و اباحى ‏گرى قرار داده است و پیامدها و آثار نامطلوب و ناگوارى با خود به همراه دارد که هیچ یک در حکومت جهانى حضرت مهدى(عج) وجود نخواهد داشت. با توجّه به انحرافات به وجود آمده، مى‏توان گفت که ((جهانى شدن)) نیز لزوماً پیشرفت طبیعى زندگى بشرى نیست و اکنون یک سیر طبیعى را طى نمى‏کند. به گفته پروفسور مولانا: ((این چه جهانى‏سازى است که 14 مردم دنیا گرسنه به خواب مى‏روند؟!

 

25% مردم افریقا زیر محور فقر زندگى مى‏کنند؟! 1% مردم دنیا، 95% تسلیحات جهان را در دست دارد؟! عدالت اجتماعى هنوز در تئوریهاى روابط بین‏الملل مطرح نشده است؟ جهانى سازى، جهان را به نفع عده‏اى تغییر مى‏دهد و...؟))
بر این اساس الان جهان - به خصوص دنیاى غرب و مدرن - از چند بحران بزرگ، رنج مى‏برد: 1. بحران مشروعیت 2. بحران فساد 3. بحران اخلاق 4. بحران هویت 5. بحران مشارکت 6. بحران اشتغال و صادرات و... غرب تلاش مى‏کند با انتقال این بحران به خارج از مرزهاى خود، کمى از آثار و نتایج سهمگین آن بکاهد و به عبارت روشن‏تر، درصدد جهانى کردن این مشکلات و بحران‏ها آمده است. بر این اساس جهانى کردن، جهانى‏سازى و حتّى جهانى شدن - در بعضى از وجوه آن - داراى اختلافات و تفاوت‏هاى اساسى با حکومت جهانى حضرت مهدى(عج) است.

تفاوت‏ها و برترى‏ها
در این قسمت به طور مختصر، بعضى از ویژگى‏ها، چالش‏ها و کاستى‏هاى فراروى جهانى شدن - در هر سه چشم‏انداز پیشین - ذکر و تفاوت آن با حکومت جهانى حضرت مهدى (علیه‏السّلام) روشن و آشکار مى‏گردد.
1. این پدیده جهانى، هر چند به سرعت در حال گسترش و پیشروى در عرصه‏هاى مختلف جهانى است و نظرات و دیدگاه‏هاى بسیار زیادى درباره آن ارائه مى‏شود؛ اما در عین حال امرى مبهم، نارسا و پیچیده است.

 

ژان مارى گینو در این باره مى‏نویسد: ((وضعیت اجتماعات انسانى در تجربه جهانى شدن، با وضعیت شخص نابینایى قابل مقایسه است که ناگهان بینایى‏اش را به دست مى‏آورد و فقط یک اسطوره از عهده شرح هیجاناتى برمى آید که این دگر دیسى برخواهد انگیخت... رویارویى بى‏واسطه فرد با جهانى شدن دنیا ((سکر آور)) است؛ منتها شرایط دموکراسى را از ریشه دگرگون مى‏کند...)).(80)
در حالى که تصویر حکومت جهانى حضرت مهدى(عج) به روشنى در روایات و احادیث بیان شده و ویژگى‏ها و ساختار کارآمد و جامع‏نگر این حکومت، با دقّت هر چه تمام‏تر، ترسیم و تبیین گشته است و هیچ‏گونه ابهام و کاستى در آن وجود ندارد. در عین حال، وى به دنبال ((حکومت خوب)) مى‏گردد و آرمان درونى خود را در نوشته‏اش به این شکل ابراز مى‏دارد: ((راهى که این کتاب نشان مى‏دهد باریک است. سیّال بودن جهانى شدن را مى‏پذیرد.

حتّى از نوع دموکراتیک آن قداست زدایى مى‏کند و با این وصف از تقلیل دادن نهادهاى سیاسى به جریان‏هاى ساده کارکردى امتناع مى‏ورزد. راهى که ترسیم مى‏کند، متواضعانه است: جلوس ((حکومت خوب)) - خوب به این سبب که بیان عقلایى اجتماع انسانى، خواهد بود که آرزوى تشکیل دادن آن را داریم. اجتماعى از انسان‏هاى آگاه و خردورز - بلکه خیلى ساده‏تر، توزیع محتاطانه قدرت که با تقسیم آن، امکان سوء استفاده از آن را محدود مى‏کند... اجتماعات دموکراتیک آینده، اجتماعاتى در عین حال خردورز و تاریخى خواهند بود، دستاوردهاى بلند پرواز آزادى ما و میراث پیوسته ناپایدار تاریخ ما))(81).

 

ما نیز معتقدیم که ((حکومت خوب)) در تمامى عرصه‏ها و جنبه‏ها فقط حکومت کامل و بى‏بدیل حضرت ولىّ عصر(عج) است که همه بشر، باید منتظر چنین روزى باشند. این حکومت، هم آسمانى و الهى است و هم علم دوست و افرادى خردورز و آگاه، عالم، متعهد و موحّد زمام آن را در دست دارند.
2. جهانى شدن در عرصه اقتصادى، در صدد رفع موانع و کاستى‏هاى پیشرفت و توسعه اقتصادى، اتکا به بازار و تجارت آزاد و رفع بى کارى و بحران‏هاى اقتصادى است؛ اما با این حال مشکلات جهان (فقر، نابرابرى، بهره‏کشى، استثمار، بى‏کارى و...) همچنان پا برجا است. جهان شمولى اقتصاد، به معناى جهانى شدن مشکلات و نارسایى‏هاى برخاسته از لیبرال - دموکراسى و اقتصاد گرایى غربى است. چون سرمایه‏دارى غربى با طرح مسأله ((جهانى شدن))، سعى در انتقال مشکلات و بحران‏هاى اقتصادى و مالى به خارج دارد که این امر تبعات سختى براى کشورهاى جهان سوّم در پى دارد.

 

در حالى که برنامه و استراتژى اصلى حکومت جهانى حضرت مهدى(عج)، رفع فقر، نابرابرى، کاستى‏ها و مشکلات از سراسر جهان و از بین بردن ظلم، اجحاف، تبعیض و حق‏کشى است. از آن جایى که مواهب و منابع طبیعى جهان، به طور عادلانه مورد استفاده همگان قرار خواهد گرفت و علم و تکنولوژى بشر نیز رشد فراوانى خواهد یافت، مشکلات و نگرانى‏هاى بشر برطرف گشته و مدینه فاضله موعود تحقّق خواهد یافت.


3. جهانى سازى، باعث تسلّط و یکّه تازى آمریکا در عرصه‏هاى سیاسى و اقتصادى مى‏گردد و به دنبال خود ناامنى و رفتارهاى خصمانه به همراه دارد. چیزى که هیچ دولت و کشورى حاضر به پذیرش آن نیست.آلن دوبنوآ مى‏نویسد: ((سده بیست و یکم، سده افول آمریکا و قدرت یابى کشورهایى نو خواهد بود: چین، روسیه، هند، ایران و مصر. اروپا که در شرایط دشوارى به سر مى‏برد، بار دیگر ناگزیر است با سرنوشت خود روبه رو شود و جنگ هایى روى خواهد داد که تاکنون مانندشان دیده نشده است.

هیچ کس را از رویارویى جهانى - که فروکاستگى ادعاى ((جهان شمولى)) ارزش‏هاى غربى خواهد انجامید - گریزى نیست.))(82) در حالى که اساس و برنامه اصلى حضرت مهدى(عج) گسترش و برقرارى صلح و امنیت و آسایش و ریشه‏کنى ظلم و ستم، جنگ و خونریزى از جهان است. در حکومت آن حضرت جایى براى گردن‏کشان و ستمگران باقى نمانده، ریشه تمامى جنگ‏ها و ستیزه‏جویى‏ها - که همان خواستارهاى فزون‏تر مادى و اقتصادى است - از بین خواهد رفت و همان طور که قرآن مى‏فرماید، ترس مردم، به امنیّت و آسایش مبدّل خواهد شد (ولیبدلنّهم مِن بعدِ خوفهم اَمناً).
4. جهانى شدن از نظر فرهنگى و اجتماعى، ادعاى نزدیکى، پیوند و جسمانى فرهنگ‏ها و جوامع را دارد؛ اما روشن است که - بر خلاف نظر مدعیان غربى - در جهان آینده، یکپارچگى به وجود نخواهد آمد و پس از تقابلى بنیادین، تمدن‏ها و فرهنگ هایى نوین سر بر کشیده و چهره جهان را متحول خواهند ساخت. اروپا در این شرایط مى‏تواند هویت جدیدى یابد و سرنوشت خود را از لیبرال - دموکراسى جهان گراى آمریکایى جدا کند. آلن دوبنوآ مى‏نویسد: ((ملّت‏ها و فرهنگ‏ها عوامل راستین تاریخ هستند.

سرمایه دارى دموکراتیک، اینک صاحب بلامنازع میدان است. اما اشتباهى بزرگ است که فکر کنیم، براى همیشه مى‏تواند صحنه را کنترل کند و با پیروزیش تاریخ متوقف خواهد شد)).(83) این برخورد و تضادّ تمدّن‏ها، جهان را آبستن التهاب، تنش و ناامنى مى‏کند؛ در حالى که در ((عصر ظهور))، نشانى از اختلاف و کشمکش فرهنگى و سیاسى و حتى سلطه‏جویى تمدّن‏ها و فرهنگ‏ها نخواهد بود و مردم با گزینش و انتخاب خود، آیین و فرهنگ واحدى را پذیرا خواهند شد و در سایه آن با آرامش و آسودگى خیال، زندگى خواهند کرد.
5. از دیگر معایب و نقص‏هاى بزرگ جهانى شدن، عدم مدیریت واحد در جهان، ظهور بلوک‏هاى قدرت و گسترش واحدهاى سیاسى قدرتمند و متنازع با هم است. این مشکل اساسى، در حکومت جهانى حضرت مهدى(عج) به خوبى حل شده و جهان در تحت فرمان و ید با کفایت آن حضرت قرار خواهد گرفت.

 

کشورهاى جهان تحت رهبرى واحد، اداره و مدیریت خواهند شد و کارگزاران و یاران نزدیک ایشان، حکومت بر واحدهاى سیاسى را برعهده خواهند گرفت. چنان که امام صادق علیه‏السّلام مى‏فرماید: ((مهدى، اصحاب خویش را به تمامى شهرها و بلاد اعزام مى‏کند و آنان را به عدالت و احسان فرمان مى‏دهد(84))).
6. یکى از مباحث جهانى شدن، کم اهمیت شمردن مرزها و ترغیب کردن مردم به ابراز هرگونه موضعى و تولید هرگونه محصولى است که بازار بتواند آن را جذب کند و به عبارتى ترویج اباحى‏ گرى و بى مبالاتى است.

انفجار بازى‏هاى ویدیویى و بازى‏هاى مهمل در اینترنت و... ترویج‏گر فروترین کارهاى رایج و بدترین نوع میانه مایه گى است.(85) اینترنت، با هجمه وسیعى از اطلاعات و دنیایى از اطلاعات که بر سر ما مى‏ریزد، امکان این را مى‏گیرد که به عمق پناه ببریم و با حقایق و واقعیات به طور جدى آشنا شویم و... .

رسانه‏هاى صوتى و تصویرى، فیلم‏ها، عکس‏ها و... نیز عامل مخرّبى بر زندگى معنوى بشر بوده و اخلاق و رفتار او را به شدّت در جهت ترویج مفاسد و ناهنجارى‏ها سوق داده است. اما عصر ظهور، عصر حاکمیت فضیلت، اخلاق، علم، دانش و انسانیت خواهد بود. مردم به کرامت ذاتى خود پى برده، از رفتارها و گفتارهاى پوچ و پلید، دورى خواهند گزید. امام باقر علیه‏السّلام مى‏فرماید: ((هنگامى که قائم ما قیام کند، خداوند دستش را بر سر بندگان مى‏نهد و عقول آنان را با آن جمع مى‏کند و افکار آنها با آن تکمیل مى‏شود)).(86)


7. از نظر برخى، جهانى شدن باعث ایجاد تعامل و برابرى فرهنگى، اقتصادى و سیاسى جوامع مى‏شود و همگان از محصولات فرهنگى و ارتباطات استفاده کرده و در نتیجه تفاوت‏ها و نابرابرى‏ها از بین مى‏رود. اما از نظر دیوید هلد، رشد ارتباطات جهانى یا افزایش جریان‏هاى فرهنگى، ارتباط چندانى با هموارسازى زمینه فعالیت‏ها و کاهش نابرابرى‏هاى جهانى ندارد؛

بلکه این امر - برخلاف آنچه معمولاً تبلیغ مى‏شود - باعث تشدید نابرابرى‏ها در عرضه تولید و توزیع کالاها، خدمات و امتیازات شده است و به نوبه خود، میان کسانى که از مجموعه رو به تزایدى از منابع و وسایل ارتباطى برخوردار هستند و آنان که فاقد الکتریسیته، فناورى ارتباطات و یا قدرت دسترسى به اطلاعات هستند، فاصله و شکافى ایجاد کرده است که به طور روز افزون در حال گسترش است. دار ندورف نیز ادعا مى‏کند: تعداد فزاینده‏اى از مردم - به ویژه نسل جوان‏تر - از بازار کار طرد خواهند شد.(87)
همان‏گونه که پیش‏تر گذشت، رکن اساسى حکومت حضرت مهدى(عج) رفع نابرابرى و تبعیض و استفاده کامل و بهینه از منابع طبیعى جهان خواهد بود. او اموال را میان مردم چنان به مساوات تقسیم خواهد کرد که دیگر محتاجى دیده نخواهد شد تا زکات بگیرد. همگان به طور برابر از نعمت‏هاى الهى برخوردار شده و بیکارى و فقر ریشه کن خواهد شد. امام باقر (علیه‏السّلام) مى‏فرماید: ((... در روى زمین خرابى باقى نمى‏ماند، مگر آن که [پس از پیروزى قائم ما] آباد شود(88))).
8. جهانى شدن در عین حال که خدمات مثبت و مفیدى براى جوامع انسانى دارد؛ اما آلودگى‏هاى سیاسى و اخلاقى، گسترش تروریسم و سوء استفاده از آن، فزونىِ قاچاق مواد مخدر و کلاهبردارى‏هاى مالى، مشکلات زیست محیطى، گسترش بیمارى‏هاى جمعى، سوء استفاده‏هاى جنسى، فروش کودکان و زنان و... نیز جنبه جهانى پیدا کرده است. این مسائل و مشکلات، به علّت باز شدن مرز کشورها بر روى یکدیگر، گسترش مبادلات بین المللى و... به مشکلات و جرایم فرامرزى و جهانى تبدیل شده است؛ یعنى، با گسترش ((جهانى‏شدن))، این مشکلات نیز فراگیر و گسترده مى‏شود.(89)
در حالى که در حکومت جهانى حضرت مهدى(عج)، مجال و امکانى براى بروز این گونه مشکلات نخواهد بود. افراد فاسد و تباه گر از بین خواهند رفت و افراد صالح، جانشین آنان بر روى زمین خواهند شد. زمینه‏هاى فکرى و اعتقادى مردم تغییر خواهد یافت و رذایل اخلاقى و آلودگى‏هاى جنسى، ریشه کن خواهد شد. مردم به نحو شایسته و به اندازه نیاز از طبیعت بهره خواهند برد و امنیت روانى بر جامعه حاکم خواهد شد.


مشکلات و ناگوارى‏هاى زیادى که اینک گریبانگیر جوامع جهانى است و در آینده نیز بشر از آن رهایى نخواهد یافت؛ در حکومت جهانى حضرت مهدى(عج) وجود نخواهد داشت و همه مردم در امنیت، رفاه، آسایش و راحتى جمعى خواهند بود و همگان از ثروت، عدل، برابرى، علم و دانش جهانى بهره‏مند خواهند شد. این وعده حتمى خداوند به همه مستضعفان و یکتاپرستان جهان و نقطه اوج و متعالى تاریخ بشرى خواهد بود.

اصولاً حکومت جهانى امام مهدى(عج)، براى رفع و ریشه‏کنى مشکلات، ناهنجارى‏ها، کاستى‏ها، نابرابرى‏ها، فسادها و انحراف‏ها تشکیل خواهد یافت و جنگ و ستیزه‏جویى، ناامنى، ظلم و برترى‏طلبى و... ریشه کن خواهد شد. در این صورت امنیت یک تن، امنیت همه و رفاه یک تن، رفاه همه خواهد بود. رفاه و تنعّم بدان سان خواهد بود که دیگر نیازمند و صاحب حاجتى در سطح جامعه پیدا نمى‏شود؛ زیرا ثروت و منابع عادلانه در میان مردم تقسیم خواهد شد. حکومت حضرت مهدى(عج) براى مردم و به جهت هدایت و نجات آنان است؛ از این رو نوید بخش دوستى، یکرنگى، یکدلى و نوع دوستى در میان همگان خواهد بود.


جهانى شدن این حکومت، به معناى جهانى شدن فضلیت‏ها، عدالت‏ها، نیکى‏ها، برابرى‏ها و معنویت‏ها خواهد بود و مردم فرصتى خواهند یافت که خوب بیندیشند؛ خوب زندگى کنند؛ حکمت و دانش واقعى بیاموزند؛ یکدیگر را دوست بدارند؛ به حق همدیگر تجاوز نکنند؛ توحید محور و اخلاق‏گرا باشند؛ جامعه‏اى عارى از فساد و تباهى تشکیل دهند و... .

در مدینه فاضله مهدوى، همه جا سخن از عدالت و قسط است و مردم شاهد لبریز شدن زمین از عدل و داد خواهند بود. دامنه عدالت او، تا اقصا نقاط منازل و زوایاى ناپیداى جامعه گسترده خواهد شد؛ حتّى عدالت و دادگرى، همچون گرما و سرما در درون خانه‏هاى مردمان نفوذ کرده و مأمن و مسکن وجود آنان را سامان خواهد بخشید.

پی نوشت :

80) ژان مارى گنو، آینده آزادى، چالش‏هاى جهانى شدن دموکراسى، مرکز چاپ و انتشارات وزارت خارجه، ص 17 مقدمه.
81) همان، ص‏150.
82) فرهنگ گرایى، جهانى شدن و حقوق بشر، ص 125.
83) همان، ص 126.
84) یوم الخلاص، ص 395.
85) ر.ک: پدیده جهانى شدن، ص 153.
86) بحارالأنوار، ج 12، 182.
87) روزنامه جام‏جم، شماره 754، ص 8.
88) منهاج‏البراعة، ج 8، ص 353.
89) فصلنامه پژوهش و سنجش، شماره 25، ص 210.