آنچیزی که در ماه های پس از انتخابات ریاست جمهوری به چرخش حسن روحانی، رئیس جمهور دوازدهم از مواضع انتخاباتی اش تعبیر شده، باعث ایجاد شکاف تحلیلی میان اصلاح طلبان شده است. مدتی است عده ای در جریان اصلاح طلب عده ای دیگر را متهم به قدرت طلبی یا سهم خواهی می کند و برخی دیگر نصیحت می کنند که اصلاح طلبان نباید از روحانی عبور کنند.

پس از پیروز حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری، او ناگهان ادبیات سیاسی خود را نسبت به دو هفته مانده به انتخابات تغییر داد. در دوران تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری او سخنان تندی را مطرح کرد و آشکار به انتقاد از سپاه پاسداران، برخی افراد و شخصیت های موثر سیاسی و حتی برخی نهادها پرداخت. این رویکرد در سخنرانی های روحانی تندتر از مناظره های انتخاباتی بود.

ناظران معتقدند که همین تغییر آشکار روحانی بود که به پیروزی قاطع او در انتخابات ریاست جمهوری کمک کرد. در واقع او با تند کردن فضای سیاسی و بالابردن سطح مطالبات اعتماد بخش کثیری از رای دهندگان را به خود جلب کرد و توانست برای بار دوم به پاستور راه باید.

ادبیات انتخاباتی روحانی عبور از اعتدالگرایی و نزدیک شدن به اصلاح طلبی را نشان می داد. اما با تغییر لحن و ادبیات او پس از انتخابات بزرگترین طیف حامی او یعنی اصلاح طلبان او را متهم به عقب نشینی، معامله و حتی فریب افکار عمومی کردند.

برخی نیز از نزدیک شدن روحانی و حلقه مورد اعتمادش به علی لاریجانی سیاستمدار اصولگرا سخن می گویند.

روحانی در اولین مصاحبه تلویزیونی خود بعد از برگزاری مراسم تحلیف و تنفیذ بدون هیچ ابهامی و به روشنی از مواضع پیشین اش فاصله گرفت و حتی از مواضع اصلاح طلبانه دور شد و به نوعی مرز خود با اصلاح طلبان را به نسبت 4 سال اول ریاست جمهوری اش روشنتر کرد.

او هشتم شهریور ماه پس از یک ماه آرامش سیاسی در کشور گفت: "در فضای سیاسی، فضای یک ماه گذشته را خیلی می‌پسندم. در یک ماه گذشته انتقادها سالم‌تر بود، نرم‌تر بود، لحن‌های خشونت‌آمیز در فضای رسانه‌ای ما کمتر دیده می‌شد، حتی در مجلس شورای اسلامی ما برای رأی اعتماد وزرا، فضای بهتر و زیباتری را نسبت به دولت یازدهم مشاهده کردیم."

او حتی در انتخاب همکاران خود در دولت نیز محافظه کاری ویژه ای را به خرج داد و کابینه ای را برگزید که به اعتقاد ناظران نمایانگر حرکت روبه جلو نیست و حتی عده ای معتقدند که این لیست کابینه در خوشبینانه ترین حالت ادامه دهنده راه دولت قبلی است.

برخی گزارش ها نیز حاکی از وجود اختلاف میان اسحاق جهانگیری معاون اول اصلاح طلب روحانی با اوست. گفته می شود نقش او در تصمیمات کلیدی دولت کمرنگ شده است.

اما حسن روحانی این موارد را نمی پذیرد او حتی بحث فشار برای تعیین کابینه را نیز رد کرده و می گوید با "همه چهره‌های سیاسی معروف، جناح‌ها و احزاب" مذاکره کرده است و برای انتخاب وزیرانش به هیچ عنوان تحت هیچ فشاری نبوده است.

در چنین فضایی برخی از هم پیمانان اصلاح طلب روحانی به رویکرد او شدیدا اعتراض کرده اند. آنها خواستار ارائه زمین بازی بزرگتر به اصلاح طلبان هستند. در مقابل نزدیکان حسن روحانی همچون حسام الدین آشنا این طیف از اصلاح طلبان را به سهم خواهی متهم کرد.

شاید بتوان گفت محمد رضا عارف رییس فراکسیون امید مجلس شورای اسلامی به نوعی سردمدار طیف منتقدان حسن روحانی در میان اصلاح طلبان است. او از همان روزهایی ابتدایی پس از پیروزی روحانی انتقادات از رییس جمهور را آغاز کرد. عارف در آن زمان گفته بود "بعضی‌ها پیروز می‌شوند یادشان می‌رود چه کسانی برایشان زحمت کشیدند و من این گله را دارم."

این رویکرد عارف ادامه پیدا کرد تا که اخیرا گفته است که در انتخابات مجلس آینده ائتلافی میان اصلاح طلبان و اعتدالگرایان شکل نخواهد گرفت.

اما این رویکرد در میان خود اصلاح طلبان هم منتقدان جدی دارد. اصل انتقاد از این جا نشات می گیرد که برخی اصلاح طلبان می گویند که آنها در انتخابات سال 92 و 96 با حسن روحانی ائتلاف کرده اند، در نتیجه در هر ائتلافی طرفین باید سهم مشخصی را کسب کنند، اما روحانی با نادیده گرفتن نقش برجسته اصلاح طلبان در پیروزی اش در دو انتخابات زمین بازی برای فعالیت مدیریتی و سیاسی آنها فراهم نکرده است.

اما طیف دیگری از اصلاح طلبان می گویند اصلاح طلبان در انتخابات سال 92 و 96 با روحانی ائتلاف نکرده اند، آنها به تشخصی خود و درک شرایط سیاسی کشور از روحانی حمایت کردند.

بهزاد نبوی یکی از این افراد است. او در این باره معتقد است: "در هیچ‌کدام از این انتخابات، اصلاحات شرایط بیع برای حمایت نداشت بلکه اصلاح‌طلبان به تشخیص خودشان عمل کردند. نه اینکه با توافقی با روحانی وارد عمل شده باشند و حالا بگویند از آن توافق تخلفی صورت گرفته است."

او سهم خواهی اصلاح طلبان از دولت را رد کرد و گفت: «اگر روحانی می‌گفت حتی یک پست و یک امتیاز یا یک سیاست شما را اجرا نمی‌کنم، من اگر بودم ترجیحم این بود به روحانی رأی بدهیم. می‌خواهم بگویم به همین دلیل کسی نرفت دنبال ائتلاف. بله، روحانی خیرالموجودین بود.»

اصلاح طلب دیگری که در این بین اعتقادی نزدیک به دیدگاه نبوی دارد، عباس عبدی است. او در این باره می گوید: «متاسفانه اصلاح‌طلبان توقعات غیرواقعی از دولت و رییس آن دارند.آنان راهی جز رای دادن به روحانی نداشتند. اگر این کار را نمی‌کردند، مواجه با گزینه‌ای می‌شدند که امروز صدبار پشیمان بودند. آنان به عللی نمی‌توانند از قطعه اصلی خود استفاده کنند و به اجبار از قطعه نامتناسب با دستگاه اصلاحات استفاده کرده‌اند، ولی انتظار کارکرد مشابه را دارند.»

او با بیان اینکه "آقای روحانی تفاوت چندانی با زمان انتخابات نکرده است." ، گفت: «این دولت نه توان و نه اراده مبارزه جدی با فساد را دارد و نه اقدامی موثر برای حقوق شهروندی می‌تواند انجام دهد و نه منادی شفافیت خواهد بود، حداکثر کارش تدوین یک کتابچه تحت عنوان منشور حقوق شهروندی است و حتی گمان نمی‌کنم که اقدام موثری در اقتصاد هم بتواند انجام دهد و... در واقع نگاه خود را معطوف به دولت کردن و انتظار داشتن اینکه آنان کاری کنند، از اساس نادرست است. با برگ رای به تنهایی نمی‌توان تغییرات اساسی ایجاد کرد، هرچند بدون آن نیز شدنی نیست. نیروی سیاسی باید در درجه اول به توان و قدرت خود در بسیج اجتماعی و اثرگذاری مدنی توجه کند.»

در واقع این گروه از اصلاح طلبان به جای تقابل و حمله به روحانی توصیه درک شرایط و همراهی با دولت حسن روحانی را دارند. حالا سوال اساسی این است که این شکاف تحلیلی میان اصلاح طلبان چه تحولی را در این گروه رقم می زند. هیچ سیاستمدار و هیچ ناظری نمی تواند تصویر دقیقی از آینده این اختلاف و شکاف ارائه کند. اما آن چیزی که روشن است، نارضایتی گسترده در میان بدنه فعال جریان اصلاح طلب از عملکرد دولت روحانی به وجود آمده است.

نارضایتی که با وجود شبکه های اجتماعی از حوزه سیاستمداران به حوزه فعالان سیاسی و از آنجا به طیف خاموش بدنه اصلاح طلبان سرایت کرده است. شاید همین اختلاف دیدگاه و شکاف در میان اصلاح طلبان در انتخابات آینده مجلس بارز تر شود آنگونه که محمد رضا عارف گفته است ائتلاف و هم پیمانی میان حداقل منتقدان عملکرد روحانی با اعتدالگرایان صورت نگیرد و گسستی میان نیروها و احزاب سیاسی اصلاح طلب ایجاد شود.