پایگاه خبری تحلیلی «پارس»- امید ادیب-اول خرداد 89 بود که بشار اسد و جان کری که آن موقع عضو کمیته روابط خارجی کنگره بود، در ضیافت شامی با حضور همسران 2 طرف بر سر «افزایش نقش سوریه در روند صلح در منطقه» "مذاکره" کردند.

شاید اسد آن زمان گمان نمی کرد کمتر از یک سال بعد آمریکا بزرگترین حامی مالی و سیاسی گروه های تروریستی در خاک سوریه باشد. تعامل آمریکا با رئیس جمهور سوریه از سال 90 تا کنون 3 مقطع جدا را شاهد بوده است؛ اول چرخیدن در بر این پاشنه که اسد باید فوری و بدون پیش شرط از قدرت کنار برود، ایالات متحده این موضع را تا همین چند ماه پیش حفظ کرده بود. موضع دوم آمریکا، امکان حضور اسد در دولت انتقالی و موقت بود که از حدود یک ماه قبل تا 2 هفته پیش مطرح می شد.

اما به نظر می رسد از حدود 2 هفته پیش تاکنون که با تشدید بحران پناهجویان در اروپا ابعاد جدیدی از اقدامات غرب در سوریه رونمایی شده، یک موضع دیگر را هم باید به این لیست افزود؛ "درخواست های مکرر آمریکا از ایران و روسیه به عنوان بازیگران مطرح درسوریه برای مذاکره در مورد سوریه." کری در چند روز گذشته 3 بار علنا و به صراحت از آمادگی  کشورش برای مذاکره با ایران بر سر سوریه خبر داده؛ امری که در عرف دیپلماتیک معنایی جز خواهش ندارد. وندی شرمن و دیگر مقامات آمریکایی هم از لزوم گفتگو با ایران در این موضوع سخن گفتند، حتی خبرگزاری رویترز در گزارشی مدعی شد وزیر خارجه آمریکا طرحی مدون برای حل دیپلماتیک بحران سوریه در دست دارد و بنا دارد این موضوع را در دیدار با همتای ایرانی اش مطرح کند. دیدار ظریف و کری، 4 مهر در نیویورک با محوریت روند اجرای برجام به انجام رسید و تنها اتفاقی که افتاد خبری بود که رسانه های غربی روی خروجی خود قرار دادند؛ کری در انتهای این دیدار بر حل دیپلماتیک بحران سوریه تأکید کرد.

پس از این دیدار موضع رسمی مقامات ایران آغاز شد؛ ابتدا سخنگوی وزارت خارجه کشورمان از رد هرگونه مذاکره بر سر موضوع سوریه در برابر آمریکا سخن گفت، چندی بعد روحانی در نیویورک و در گفتگو با سی.ان.ان نیز همین موضع را تکرار کرد و گفت: «درباره سوریه، گفتگوی مستقیمی با آمریکا نداریم.» همه اینها در عرض مواضعی است که رهبر انقلاب بارها آن را تکرار کرده اند.

ایشان در سال جاری 4 مرتبه بر منحصربودن گفتگوهای ایران و آمریکا در مسائل هسته ای تأکید کرده اند و بعضاً بر مذاکره نکردن ایران در مسائل منطقه ای با آمریکا هم تصریح داشته اند. رهبر انقلاب حتی در دیدار اقشار مختلف مردم در 16 شهریور ماه، راهبرد نظام در خصوص مذاکره غیرهسته ای با آمریکا را به این شکل مطرح کردند؛ «با همه  دنیا ما مذاکره می کنیم، [امّا] با آمریکا نمی کنیم. ما اهل مذاکره ایم، اهل تفاهمیم؛ هم مذاکرات در سطح دولت ها، هم مذاکرات در سطح اقوام، هم مذاکرات در سطح ادیان؛ ما اهل مذاکره ایم و با همه مذاکره می‌کنیم جز با آمریکا و البتّه رژیم صهیونیستی به جای خود محفوظ که اصل وجود رژیم صهیونیستی، وجود نامشروع و دولت جعلی است.»

در این شرایط، یک سوال اصلی ذهن را درگیر می کند؛ چرا مذاکره با آمریکا در مسائل غیرهسته ای، از سوی ایران نفی می شود، در پاسخ به این سوال از 4 منظر می توان به صورت مسئله نگریست.

مبانی طرفین

گفتگو زمانی ممکن است که دو طرف میز، در خصوص ماهیت و ذات موضوع مورد گفتگو دیدگاه های متعارضی نداشته باشند و اختلاف نظرها در حد تقابل و دشمنی مبنایی و ماهوی نباشد. این در حالی است که به فرموده رهبر انقلاب سیاست های ایران و آمریکا در منطقه و از جمله سوریه، 180 درجه با هم متفاوت است. کمک های تسلیحاتی و سیاسی آمریکا به تروریست ها در سوریه و حتی برنتافتن انتخابات قانونی در سال 2014 نشان می دهد این کشور حاضر به تن دادن به رأی و نظر مردم نیست و تنها به دنبال شکستن ستون فقرات محور مقاومت در منطقه است. تا جایی که برای این اقدام تا یک قدمی حمله نظامی هم پیش رفت. در مقابل ایران به دنبال پیاده سازی خواست مردم سوریه و حمایت از رئیس جمهور قانونی این کشور و البته مهار آتش شوم تروریست در منطقه است. اثبات این که منافع ملی ایران به شکل گسترده ای با مقابله با داعش گره خورده، مجال دیگری می طلبد اما اجمالاً درک این نکته محرز است که ایران و آمریکا در سوریه "اهداف" و "برنامه ریزی هایی" متناقض دارند. آمریکا به دنبال مهار تروریسم در منطقه و به عبارتی هدایت آن به سمت تروریسم کنترل شده است، اما ایران به دنبال ریشه کنی هرگونه افراطی گری است. در این شرایط گفتگوهای منطقه ای 2 کشوری که یکی به دنبال حاکمیت اراده ملت ها و دیگری به دنبال حمایت از کشورهای مرتجع و دیکتاتور است، چگونه می تواند تصور شود؟ یک طرف گفتگو در چند دهه گذشته همواره متحد کشورهای مردم سالار بوده و طرف دیگر در همین چند دهه، چند حکومت مبتنی بر آرای مردم را ساقط کرده و در مقابل از سقوط چند دیکتاتور خون ریز جلوگیری کرده است.

ماهیت مذاکره

ماهیت مذاکره بده، بستان است و هر کدام از طرفین باید از بخشی از خواسته های خود در موضوع مورد مذاکره صرف نظر کنند تا خطوط قرمز 2 طرف مرز مشترکی پیدا کند. از سویی دیگر توجه به این نکته ضروری است که مؤلفه هایی چون استکبارستیزی، حمایت از مظلوم در برابر ظالم و همچنین مقابله با رژیم نامشروع صهیونیستی در منطقه در کنار حراست از منافع ملی جزو اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی در منطقه است و اتفاقاً مدخلیت ایران در بحران سوریه از منظر همین مؤلفه هاست.

حال ایران برای پیشبرد گفتگوها در سوریه کدام یک از این اصول را باید در مذاکره واگذارکند ؟ از همین جا تفاوت موضوع سوریه با مذاکرات هسته ای مشخص می شود، چرا که در موضوع هسته ای می توان برخی محدودیت ها را در عین حفظ "اصول" پذیرفت، اما در موضوعی مانند سوریه که مستقیماً با «منافع ملی و اصول» ما در ارتباط است، چگونه می توان هم خواسته های طرف مقابل را پذیرفت و هم اصول خود را حفظ کرد؟

تجربه تاریخی

مروری بر جنگ نابرابر 4 ساله در سوریه نشان می دهد آن چیزی که منافع ایران را پیش برده نه نشستن اسد و ایران پشت میز مذاکره، بلکه دست پر سوریه در میدان آن هم با مقاومت جانانه بوده است. گرچه امروز بخش وسیعی از خاک سوریه هنوز در اشغال تروریست هاست و گرچه تلفات جبهه مقاومت در سوریه سنگین بوده و چاه ویل مبارزه با تروریسم در سوریه برای پر شدن هنوز سنگ زیادی می طلبد، اما تجربه تاریخی ایران ثابت کرده مذاکره پیش از تثبیت مواضع در هر جنگی، عملاً به معنای دست کشیدن از نقاط غیرتثبیت شده است. تجربه پایان دفاع مقدس و یک سال پایانی جنگ علی الخصوص دست و پای غرب برای اتمام جنگ پس از فتح شهر فاو، این موضوع را روشن تر می کند.

فضای سیاسی و آسیب های مذاکره با آمریکا

جمهوری اسلامی طی 37 سال گذشته همواره در خط مقدم مبارزه با استکبار و غارت منافع ملت های مظلوم بوده است. این که استکبارستیزی چه ارتباطی با منافع ملی ایران داشته و چه تلازمی با اسلام سیاسی دارد، خود مباحث جداگانه ای است که موضوع این نوشتار نبوده، اما اجمالاً می توان دریافت که آبروی ضداستکباری جمهوری اسلامی طی سال های متمادی و ذره ذره انباشت شده است. برای این وجهه، هزینه زیادی هم داده شده؛ از 8 سال دفاع مقدس گرفته تا تحمل تحریم های سنگین. مذاکره با کشوری که خود مصداق اتم استکبار است، می تواند برای وجهه انقلابی ایران بسیار آسیب زا باشد. علی الخصوص مذاکره در مورد کشوری که در ادبیات سیاسی غرب آسیا به محور مقاومت معروف شده است. بدیهی است اگر آمریکا به عنوان مصداق اتم استکبار در عرصه مواضع و عمل حاضر به پذیرفتن واقعیت ها و مبانی احترام و تعهد به قول های خود شود جمهوری اسلامی ایران بر مبنای رویه همیشگی خود حاضر به گفت وگو و مذاکره خواهد بود .