به گزارش پارس،گروه داعش هم اکنون یکی از بزرگترین و مخوف ترین سازمان های تروریستی در جهان به شمار می رود که تاریخچه ظهور آن به سال 2013 بازمی گردد.
 
داعش چگونه متولد شد
 
برای شناخت بهتر شکل گیری این گروه تروریستی باید به عقب بازگشت و نسبت آن را با القاعده عراق بررسی کرد. سال 2003 میلادی پس از اشغال عراق توسط آمریکا حزب بعث و ارتش عراق منحل شد، در نتیجه به وجود آمدن خلأ قدرت و ناامنی در این کشور زمینه رشد شبکه تروریستی القاعده در عراق و نفوذ آن به ساختار سیاسی شکننده این کشور فراهم شد.
 
هلاکت «ابومصعب الزرقاوی» سرکرده القاعده عراق در سال 2006 نقطه عطفی بود که به تضعیف این گروه تروریستی منجر شد، پس از حدود 4 سال در سال 2010 میلادی «ابوبکر البغدادی» به عنوان سرکرده القاعده عراق معرفی شد.
 
ابوبکر البغدادی با این ادعا که در زمان نخست وزیری «نوری المالکی» اهل تسنن عراق به حاشیه رانده شده است خود را پرچمدار سنی ها معرفی کرد و سپس افسران ارتش و بعثی در رژیم منحل شده صدام به ویژه گارد ریاست جمهوری را جذب کرد افسرانی که توانستند علیرغم اختلافات ایدئولوژیک با گروه های رادیکال اسلامی اما صرفا به دلیل هدف مشترک با القاعده و دیگر گروه های افراطی یک ماشین آدم کشی به راه بیندازند. بنا بر اعلام منابع آگاه عراقی، ابوبکر البغدادی دارای یک شورای نظامی متشکل از 8 تا 13 افسر سابق ارتش عراق است.
 
مناطق تحت نفوذ داعش
 
پس از آغاز بحران سوریه در سال 2011، بغدادی یکی از اعضای خود به نام «ابومحمد جولانی» را به سوریه فرستاد تا حلقه های جهادی را در این کشور تشکیل دهد، در خلال این ماموریت گروه تروریستی جبهه النصره به عنوان شاخه ای از القاعده در سوریه شکل گرفت. سوریه برای تامین تسلیحات و عضوگیری مکان مناسبی بود اما در سال 2013 اختلاف میان سرکردگان القاعده بالا گرفت.
 
ابوبکر البغدادی قصد داشت القاعده عراق و جبهه النصره در سوریه زیر پرچم موجودیتی جدید تحت عنوان «داعش» با یکدیگر متحد شوند، جولانی با این اتحاد مخالف بود و در نهایت ایمن الظواهری رهبر القاعده از وی حمایت کرد و جولانی با الظواهری بیعت کرد. جنگ داخلی جهادی ها با یکدیگر آغاز شد و گروه داعش در سال 2013 به طور مستقل اعلام موجودیت کرد.
 
پس از اعلام ظهور داعش در سال 2013 ابوبکر البغدادی اهمیت بحران سوریه را درک کرد و از اوضاع این کشور برای گسترش نفوذ خود و آنچه به زعم خود تشکیل دولت اسلامی می نامید بهره برد.
 
برخی شهرهای سوریه و عراق از جمله رقه، تدمر، موصل و الرمادی هم اکنون به طور کامل در کنترل داعش قرار دارد و در برخی مناطق دیگر نیز تا حدودی نفوذ داعش وجود دارد. به طور کلی داعش در حال حاضر یک سوم از خاک کشورهای عراق و سوریه را در کنترل خود دارد. تروریست های داعش با استیلا بر مرزهای سوریه با ترکیه و اردن عملا کمک های مالی و نظامی بسیاری از آنکارا، ریاض، دوحه و امان دریافت می کنند.
 
داعش علاوه بر عراق و سوریه درصدد گسترش نفوذ خود در دیگر کشورهای منطقه است، «جان کمپل» فرمانده نیروهای ناتو در افغانستان در این رابطه از رشد و گسترش داعش در این کشور ابراز نگرانی کرده است. با توجه به هم مرز بودن افغانستان با کشورهای آسیای میانه نگرانی هایی از نفوذ گروه داعش در کشورهای مسلمان این منطقه همچون (تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان، قزاقستان و قرقیزستان) وجود دارد. افغانستان با این کشورها هزاران کیلومتر مرز مشترک دارد و کنترل مرزهای صعب العبور آن دشوار است. به عنوان مثال بنا بر اعلام مقامات تاجیکستان، شمار شهروندان این کشور که به داعش پیوستند 400 نفر برآورد می شود.
 
دلایل گسترش داعش؛ محبوبیت یا حمایت غربی – عربی
 
با نگاهی به جنایات و اقدامات هولناک گروه تروریستی داعش طی چند سال گذشته جنایاتی که هر انسان دارای وجدان بیدار آنها را محکوم می کند و حاضر به پذیرش آنها نیست این فرضیه که محبوبیت، نزد افکار عمومی عامل گسترش داعش در کشورهای مختلف است را رد می کند، در مورد اینکه چرا گروه تروریستی داعش علیرغم مخوف بودن در حال گسترش و ایجاد حوزه های جدید فعالیت در مناطق مختلف جهان است انگیزه ها و دلایل مختلفی وجود دارد که به مهمترین آنها اشاره می شود:
 
1- پایین بودن سطح زندگی، فقر و بیکاری: بسیاری از جوانان که با فقر، بیکاری و بیسوادی دست و پنجه نرم می کنند و آینده خوبی را برای خود متصور نمی کنند جذب گروه های افراطی می شوند. از جهتی می توان گفت فراتر از ایدئولوژی ضد شیعه تروریست های داعش، این گروه به نوعی به دنبال جنگی اقتصادی – اجتماعی است. در واقع داعش آسیب پذیرترین بخش های جامعه و طبقات محروم شهری و روستایی را برای عضوگیری خود انتخاب کرده است و افرادی که جذب این گروه می شوند انگیزه های اقتصادی و اجتماعی دارند.
 
2- به کارگیری افسران بعثی: همانطور که بالا اشاره شد افسران بعثی رژیم منحله صدام با وجود اختلاف ایدئولوژیک با گروه های رادیکال اسلامی اما صرفا به دلیل هدف مشترک به ویژه در عراق با تروریست های تکفیری همکاری دارند و آموزش نظامی و عملیاتی داعش و پیشتر القاعده بر عهده این افراد بوده است. افسران بعثی نه به خاطر ایدئولوژی اسلام گرایی بلکه برای احیای رژیم دیکتاتوری بعث در عراق با تکفیری ها همکاری می کنند.
 
3- ناآگاهی سیاسی: فقدان آگاهی سیاسی یکی از عوامل پیوستن به گروه داعش است، سرکردگان داعش از ناآگاهی افراد نسبت به وضعیت سیاسی کشورهای تحت نفوذ خود بهره برده و با فریب این افراد آنها را به همراهی با خود و شورش علیه نظام های سیاسی حاکم دعوت می کنند.
 
4- فساد در نهادهای دولتی: «آندره سرنکو» کارشناس مرکز مطالعات افغانستان معاصر در رابطه با گسترش نفوذ گروه داعش در آسیای میانه به پیوستن سرهنگ تاجیک به این گروه اشاره و اعلام کرد: افسران و مقامات بلندپایه نظامی تاجیکستان مجبورند یا به دایره فساد بپیوندند و بخشی از سیستم فاسد شوند یا اینکه به گروه هایی بپیوندند که انگیزه های غیر از رشوه خواری دارند و سرهنگ تاجیک ترجیح داده است به گروه داعش بپیوندد.
 
5- عدم دانش اسلامی: در برخی کشورها همچون کشورهای آسیای میانه یکی از دلایل گرایش مردم به ویژه جوانان به داعش این است که این افراد دانش اسلامی ندارند و اطلاعات دینی را از گروه های افراطی می گیرند. به عنوان مثال در تاجیکستان عملا گرفتن معلومات دینی ممنوع شده است. تبلیغات داعش در این رابطه در شبکه های اجتماعی بی تاثیر نبوده است. «مومن شعر» تحلیلگر مقیم شهر دوشنبه در این رابطه می گوید: تنها عامل پیوستن جوانان تاجیک به گروه داعش تنها فقر، بیکاری و مهاجرت نیست بلکه مشاهده شده است جوانانی که زندگی خوبی هم داشتند به گروه داعش پیوسته اند. این افراد تحت تاثیر تبلیغات داعش قرار گرفتند و ممنوعیت حجاب و رفتن جوانان زیر 18 سال به مسجد را علت پیوستن به گروه های افراطی اعلام کرده اند.
 
6- حمایت سازمان های اطلاعاتی کشورهای منطقه: «ناهید فرید» نماینده مردم هرات در پارلمان افغانستان معتقد است پاکستان در اکثر ناامنی های افغانستان دست دارد، داعش در پیشاور سربازگیری می کند و حتی یک نشریه نیز در این ولایت دارد که به زبان اردو چاپ می شود؛ پاکستان در خاک خود به داعش اجازه فعالیت داده است و اگر داعش در افغانستان نیز فعالیت دارد در نتیجه اجازه ای است که دولت پاکستان به آنها داده است.
 
7- حمایت مالی عربی – غربی: اگرچه اطلاعات بسیار دقیقی درباره تعداد اعضای گروه داعش در جهان وجود ندارد اما آنچه عیان است هزینه های گزاف این گروه برای اعضای خود است. العربیه یکی از رسانه های حامی گروه تروریستی داعش در گزارشی درباره حقوق اعضای داعش می نویسد:
 
- پرداخت هزار و 200 دلار هدیه ازدواج به اعضای بومی داعش در سوریه
 
-  پرداخت حقوق ثابت ماهانه 400 دلار به اضافه 50 دلار برای هر فرزند و 100 دلار برای هر همسر
 
- حق مسکن و تامین سوخت خودرو و همچنین پرداخت 400 دلار اضافی به عنوان حق مهاجرت برای اعضای غیر بومی
 
اگر تعداد عناصر داعش را که بین 10 تا 80 هزار نفر در عراق و سوریه تخمین زده اند در نظر بگیریم بنابراین تامین پایه حقوق 400 دلار برای 10 هزار نفر رقمی حدود 4 میلیون دلار در ماه است و اگر بیشترین تعداد یعنی 80 هزار نفر را در نظر بگیریم و هزینه بمبگذاری و عملیات های انتحاری را مد نظر قرار دهیم چه بسا رقمی معادل بودجه یک یا چند کشور جهان سوم باشد. این پرسش مطرح می شود که این هزینه های گزاف توسط چه گروه، سازمان یا کشورهایی تامین می شود؟
 
بدون شک اولین پاسخ به این پرسش کشورهای ثروتمند حاشیه خلیج فارس است که برای حمایت از گروه های افراطی و تکفیری از توان مالی و انگیزه های مذهبی و سیاسی برخوردار هستند و رویای نابودی نظام های سیاسی غیر دلخواه خود در منطقه را در سر می پرورانند.
 
به طور کلی حامیان مالی داعش به دو دسته تقسیم می شوند:
 
1- منابع مالی آشکار و مستقیم 2- منابع مالی غیر مستقیم و پنهان
 
گروه اول خود به 3 دسته تقسیم می شود:
 
1- گروه ها و شخصیت های افراطی که با جریان سلفی – تکفیری همراهی و تلاش می کنند با جمع آوری کمک به گروه داعش یاری برسانند.
 
2- باج گیری از اشخاص، موسسات و دولت ها که از طریق آدم ربایی صورت گرفته و معمولا مقادیر قابل توجهی پول را به سوی داعش سرازیر می کند. گروگان گیری خبرنگاران، تجار و کارمندان سازمان ملل متحد از جمله این موارد هستند.
 
3- غارت اموال عمومی مناطق به اشغال درآمده همچون غارت ذخایر طلای موجود در بانک ها و چپاول 420 میلیون دلار از بانک مرکزی موصل و مراکز تجاری. علاوه براین سیطره داعش بر میادین نفتی مناطق تحت نفوذ خود در عراق و سوریه و قاچاق آثار باستانی در این کشورها از دیگر منابع درآمدی این گروه تروریستی محسوب می شود.
 
دسته دوم منابع مالی غیر مستقیم داعش:
 
1- کشورهای تشکیل دهنده داعش که در گذشته نیز حامی مالی و فکری گروه های افراطی همچون القاعده بوده اند که در راس آنها عربستان قرار دارد.
 
2- کشورهایی که حضور و فعالیت داعش را در منطقه در راستای منافع خود می بینند و تلاش می کنند با کمک مالی از این گروه به اهداف خود در منطقه دست یابند، ترکیه در این زمینه مثال خوبی است.
 
3- کشورهایی که از بیم حملات داعش با این گروه تسامح دارد و با اختصاص کمک های مالی به آن به نوعی به این گروه تروریستی حق السکوت پرداخت می کنند که اردن یکی از این کشورها به شمار می رود.
 
در حال حاضر از عربستان، آمریکا، امارات، قطر و ترکیه به عنوان مهمترین کشورهای حامی گروه داعش یاد می شود و کشورهایی همچون اردن، کویت، تونس و چند کشور عربی دیگر و حتی برخی کشورهای اسلامی همچون پاکستان به نوعی این کمک ها را به عنوان حق السکوت و باج به گروه داعش پرداخت کرده یا حداقل برای درامان ماندن از حملات این گروه چشم خود را به روی کمک های ارسال شده به داعش می بندند.
 
از سوی دیگر کمک های مالی و اطلاعاتی غرب به ویژه آمریکا از داعش را نیز در چارچوب اهداف کوتاه مدت و بلندمدت خود در منطقه نباید نادیده گرفت. بسیاری از عناصر داعش به هزینه دولت آمریکا در اردن و چند کشور دیگر در منطقه آموزش نطامی می بینند. آمریکا پیش از این به دنبال سرنگونی دولت نوری المالکی در عراق به عنوان هدف کوتاه مدت و تجزیه عراق به 3 اقلیم به عنوان هدف بلندمدت در عراق است لذا داعش با کمک آمریکا و کشورهای مذکور و منابع مالی که در اختیار دارد به مخوف ترین و ثروتمندترین سازمان تروریستی در جهان تبدیل شده است.
 
با توجه به این حجم از حمایت مالی و تبلیغاتی از داعش به نظر می رسد نابودی این گروه تروریستی در وهله نخست نیازمند اراده سیاسی و درک خطر این پدیده جهانی است خطری که در نهایت گریبان خود کشورهای حامی داعش را نیز خواهد گرفت. در صورت تحقق اراده سیاسی از سوی کشورهای دنیا مؤثرترین راه نابودی داعش نه تشکیل ائتلاف به اصطلاح مقابله با داعش بلکه خشکاندن منابع مالی و تبلیغاتی این گروه و برقراری ثبات سیاسی در کشورهای منطقه از طریق حل و فصل سیاسی بحران کشورهای درگیر در منطقه است.
 
منبع:مهر