به گزارش پارس به نقل از تبیین، «ابومحمد الجولانی» فرمانده و مؤسس «جبهه النصرة» شاخه سوری سازمان القاعده پس از ماه‏ها در شبکه الجزیره قطر ظاهر شد و به تشریح رویکردهای ایدئولوژیک و راهبردی این گروه و تعاملش با دیگر گروه های مسلح از جمله داعش پرداخت. تحلیل محتوای این مصاحبه از دو حیث قابل ملاحظه است:

1)از حیث راهبردهای سیاسی جبهه النصره در قبال تحولات سوریه و منطقه.

2)از حیث تحولات ایدئولوژیک و فکری این گروه و سازمان القاعده.

در این نوشتار سخنان جولانی در این چارچوب به صورتی مجزا مورد نقد و بررسی قرار می گیرد. پیش از آنکه به تحلیل محتوا پرداخته شود، لازم است به جبهه بندی جدید منطقه‌ای پس از روی کار آمدن خاندان ملک سلمان در عربستان سعودی اشاره شود. در راستای شکل‌گیری ائتلاف مثلث «عربستان، ترکیه و قطر» با تاکید بر حمایت از جریان‌های «اسلام سیاسی سنی»، به نظر می‌رسد که جبهه النصرة به همراه دیگر گروه‌های مسلح اسلامگرا در سوریه نقش اساسی ایفا خواهد کرد.[1] این گروه که به دلیل وابستگی سازمانی به القاعده در فهرست گروه‌های تروریستی قرار گرفت پس از ترور چند ماه قبل فرماندهانش در ادلب چاره را در آن دید تا برای ادامه بقا تصویری از یک گروه «میانه روی» مورد حمایت غرب از خود ارائه دهد.[2]شبکه تلویزیونی سی.ان.ان، سه ماه قبل گزارشی را پخش کرد درباره اینکه امیر قطر سعی داشت تا با فشار بر جبهه النصرة، سران این گروه را متقاعد کند تا با کنار گذاشتن بیعت خود با القاعده از پشتیبانی مالی و نظامی برخوردار شوند.

در چارچوب بازتعریف نقش النصرة در سوریه به نظر می‌رسد لاجرم دو اقدام جدی باید صورت می‌گرفت:

- یکی در بعد میدانی و ادغام این گروه در ائتلافی مورد قبول قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی که تشکیل ائتلاف موسوم به «جیش الفتح» در این راستا بود.

- اقدامات رسانه‌ای و ارائه بازتعریفی رسمی از رویکردهای متحول شده و معتدل گروه النصرة.

جولانی در این گفتگو تلاش کرد از جبهه النصرة تصویر یک گروه سلفی جهادی «میانه رو» حداقل در مقایسه با داعش ارائه دهد. در تمام طول مدت مصاحبه هیچ حمله و انتقادی به گروه‌های مسلح فعال در سوریه نداشت به جز داعش که سران آن را به خیانت در درگیری‏های قلمون و همکاری با نظام سوریه متهم کرد.

ابعاد سیاسی- نظامی

1- جولانی در این گفتگو تلاش کرد از جبهه النصرة تصویر یک گروه سلفی جهادی «میانه رو» حداقل در مقایسه با داعش ارائه دهد. در تمام طول مدت مصاحبه هیچ حمله و انتقادی به گروه‌های مسلح فعال در سوریه نداشت به جز داعش که سران آن را به خیانت در درگیری‏های قلمون و همکاری با نظام سوریه متهم کرد.

2-جولانی در این مصاحبه بارها از روابط بشار اسد، حزب الله و ایران سخن گفت و اینکه سقوط دولت سوریه، سقوط حزب الله لبنان را در پی خواهد داشت. با این وجود اما به نظر می‌رسد این سخنان، بیش از آنکه از روی اقتدار باشد واکنشی به شکست‌های اخیر «جیش الفتح» از نیروهای حزب الله در قلمون بوده است. در همین چارچوب وی از احزاب سیاسی لبنان خواست تا با النصرة در نبرد زمینی قلمون علیه حزب الله همکاری کنند. این بخش از سخنان وی نیز البته واکنشی به هشدار اخیر سیدحسن نصرالله بود که به سران جریان «14 مارس» لبنان هشدار داده بود اولین قربانیان حضور گروه‌های تکفیری در لبنان، خود آنها خواهند بود.

3- جولانی در ادامه بسیار تلاش کرد تا خیلی مستند اعلام کند که دولت سوریه و آمریکا در مقابله با این گروه، هم پیمان هستند و همزمان مواضع النصرة را هدف قرار می‌دهند. با القای پیش‌فرض همکاری سوری-آمریکایی، وی موضوع "مذاکرات ژنو" و طرح‌های سازمان ملل برای آشتی ملی در سوریه را مورد شماتت قرار می‌دهد و مدعی می‌شود که «مذاکرات آمریکایی» کار به جایی نخواهد برد. جولانی همچنین اشاراتی به «گروه خراسان» هم داشت و ضمن آمریکایی خواندن این گروه، یک تهدید سه جانبه را علیه گروهش ترسیم کرد: «ائتلاف آمریکایی، دولت سوریه و ایران». تصویری که در راستای گفتمان تبلیغی «ائتلاف صلیبی- صفوی» علیه اهل سنت و به منظور تحریک افکار عمومی منطقه ارائه می‌شود.

4- فرمانده گروه النصرة در ادامه به ابلاغ پیام‌های اطمینان‌بخش به طائفه علویان سوریه می‌پردازد: «هر کسی که به همراه ارتش سوریه بجنگد اگر خود را قبل از درگیری‌ تسلیم کند به سلامت به خانواده خود بازخواهد گشت. بازجویی و محاکمه نخواهد شد. هر کسی از طائفه علویان که تبری جوید در امان خواهد بود.»

این اطمینان‌بخشی و تمرکز بر روی طائفه علویان، حاکی از راهبرد پیش روی النصرة و مشخصا جیش الفتح برای کشاندن دامنه درگیری‌ها به مناطق ساحلی غرب سوریه است.

 پس از شایعاتی درباره احتمال انفکاک النصرة از القاعده، جولانی در این گفتگو بر ارتباطش با القاعده تاکید کرد و یادآور شد که حتی با درخواست «ایمن الظواهری» راهی سوریه شده و به تبعیت از دستورات او در سوریه می جنگد.

ابعاد ایدئولوژیک

تحول در رویکرد ایدئولوژیک جبهه النصرة و ارتباط آن با القاعده بسیار مورد توجه محافل سیاسی و رسانه‌ای قرار گرفته است. پس از شایعاتی درباره احتمال انفکاک النصرة از القاعده، جولانی در این گفتگو بر ارتباطش با القاعده تاکید کرد و یادآور شد که حتی با درخواست «ایمن الظواهری» راهی سوریه شده و به تبعیت از دستورات او در سوریه می‌جنگد. از این حیث، شاهد تحولی اساسی و آشکار در روابط النصرة و القاعده نیستیم با این حال، گفتمان جولانی تغییرات آشکاری را نسبت به گفتمان سنتی القاعده داشته است. وی تاکید می‌کند که "دشمن اصلی جبهه النصرة، نظام سوریه است نه ایالات متحده."

القاعده سوریه جنگی با آمریکا ندارد

این سخن را باید به درستی، تحول بزرگی نسبت به ایدئولوژی اولیه القاعده دانست. رویکردی که بر مبنای نظریه اولویت جنگ با «دشمن دور» یعنی غرب به صورت عام و ایالات متحده به صورت خاص بنا شده بود. القاعده پیش از این همواره از آمریکا به عنوان «رأس الأفعی» و «اصل الشر» یاد می‌کرد. بر این اساس، دشمنی و مبارزه با حکومت‌های منطقه به مثابه حکومت‌های کافر و نامشروع در اولویت دوم قرار می گرفت.[3] با این حال، نقطه تحول در این است که جولانی به عنوان یک رهبر بلندپایه القاعده این‌بار، بر اولویت بُعد محلی یا همان «دشمن نزدیک» یعنی دولت سوریه تاکید کرد.

واقعیت آن است که هویت ایدئولوژیک النصرة از زمان تأسیس، همواره یک هویت «مبهم» بوده است. راهبردهای این گروه از دو مرجع فکری تاثیر پذیرفت: یکی سازمان مرکزی القاعده و دیگری شاخه عراقی سازمان که ماهیت طائفه‌ای بیشتری نسبت به سازمان مرکزی داشت. با این وجود اما همواره بیش از همه تحت تاثیر رویکردهای «عملگرایانه» القاعده از شاخه عراقی فاصله گرفت. جولانی در توجیه تغییر رویکرد گروه به اوامر رسیده از سوی الظواهری استناد کرد. وی آشکارا اعلام کرد که اکنون «غرب» هدف اصلی جبهه النصره نیست. هرچند به نظر می‌رسد این تغییر رویکرد بیش از همه ناشی از مسئولیتی است که پس از بن لادن بر گردن ظواهری نهاده شده و تحت تاثیر اندیشه‌های او است، با این حال این تحول گفتمانی تا حد زیادی از تحولات میدانی سوریه تاثیر پذیرفته است. به نظر می‌رسد این «اطمینان بخشی» النصرة به غرب، در راستای همان راهبرد معرفی النصرة به عنوان جریان میانه رو در سوریه صورت می گیرد. گروه النصرة طی ماه‌های اخیر نیز با آزاد کردن گروگان‌های غربی چنین پیام‌هایی را به غربی‌ها داده بود. به نظر می‌رسد القاعده سوریه به دنبال آن است تا بتواند با اعلام این تغییر رویکرد، چراغ سبز غربی‌ها برای اعمال نقش محوری در صحنه سیاسی سوریه را بدست آورد.

تقابل النصره و داعش

رویکرد دیگری که جولانی در این گفتگو دنبال کرد، مقایسه گروهش با داعش بود. وی تلاش کرد تا نشان دهد رویکرد ایدئولوژیک النصرة و رفتار گروهش در قبال مخالفان از تسامح بیشتری برخوردار است. دغدغه عمده وی این بود تا تصویر خشونت باری که تا کنون به عنوان یک گروه تروریستی از القاعده وجود داشت را اصلاح نمایند.

در این راستا، جولانی به بحث «تکفیر» می پردازد که از لحاظ تئوریک تن‌‌هایی را در میان محافل نظری گروه‌های سلفی جهادی در پی داشته است. جولانی در این گفتگو تلاش کرد تا به یک تفاوت مبنایی گروه خود(القاعده) با داعش بپردازد. آنچه تاکنون داعش را در این زمینه متمایز کرده،‌ گفتمان طائفه‌ای ضدشیعه است که به نوعی در تقابل با رویکرد عملگرایانه سنتی القاعده قرار دارد. بحثی که طبیعتا در حوزه راهبردی می‌تواند سیاست‌های دو گروه و اولویت‌های آنها را متمایز کند.[4] جولانی در این‏باره می‌گوید: «ما هیچ مسلمانی را تکفیر نمی‌کنیم مگر کسی را که فعل منافی اسلام انجام دهد. ما هیچ جنگی با مسیحیان نداریم.. در خصوص مسیحیان در صورتی که به قدرت برسیم حکم شریعت را اجرا می کنیم و کسانی که توانایی مالی داشته باشند جزیه پرداخت خواهند کرد."

همانگونه که پیش از این نیز ذکر شد، ظاهرا سناریوی تغییر رویکرد فراملی القاعده و تصویرسازی در راستای یک هویت سوری و ملی‌گرا سیاست کلانی است که رهبران این گروه در سوریه درپیش گرفته‌اند. جولانی حتی تلاش کرد گفتمان «سوری» را در پوشش ظاهری خود نیز مد نظر قرار دهد. در یک تفاوت آشکار با سران قبلی القاعده، این مصاحبه ظاهرا در دفتر استاندار ادلب انجام شد امری که تا پیش از این سابقه نداشت و سران القاعده همواره در کلیپ‌های ویدئویی در میان کوه‌ها و بر روی زمین و در کنار اسلحه ظاهر می‌شدند. این اقدام در واقع یک پیام واضح از سوی جولانی بود که النصره دیگر آن القاعده سابق نیست.

در پوشش ظاهری، به نظر می‌رسد استفاده از شلوار شامی و چفیه محلی اهالی ادلب و بدون عمامه در این راستا صورت گرفت تا خود را به عنوان یک سوری اصیل برای افکار عمومی سوریه و خارج از کشور معرفی کند.

شاید بتوان گفت جولانی، امروز فرمانده نسل جدیدی از «سلفیان جهادی» است. نسلی که بر خلاف گذشته هویتی سوری داشته و بیشتر عناصر آن را سوری‌ها تشکیل می‌دهند. واقعیت آن است که جولانی بعد از ترور مشکوک چند ماه قبل فرماندهان ارشد القاعده در ادلب، اکنون خود را از شر غیرسوری‌هایی که در جنوب بر او تحمیل شده بودند رها می‌بیند. امری که ظاهرا در راستای اهداف مورد نظر ترک‏ها و قطری‏ها صورت می‌گیرد.

مؤسس جبهه النصرة در این گفتگوی تلویزیونی با آرامش ظاهر شد، لباس محلی به تن کرد و گفتمانی عامه پسند ارائه داد. واقعیت آن است که انجام این مصاحبه توسط الجزیره قطر، فرصتی بود تا حدود و میزان اعتدال مورد انتظار از این گروه و تغییرات راهبردی سران القاعده به خوبی تبیین شود. این گفتگو به درستی شاخصی قابل توجه از گسترش نفوذ روزافزون گروه‌های سلفی جهادی در سوریه و در منطقه بوده است.

----------------------------------------

منابع:

[1]- نک: مصالحه ضدایرانی ریاض با اخوان، محمدرضا عشوری مقدم، روزنامه جوان، 28 اردیبهشت 1394

[2] - نک: افول القاعده سوریه و گزینه‌های پیش رو، محمدرضا عشوری مقدم، دیپلماسی ایرانی، 27 اسفند 1393  

[3]- نک: محمدرضا عشوری مقدم، زمینه‏ های گفتمانی تعامل داعش در قبال اسرائیل و مسئله فلسطین، فارس، 1393/05/18

 [4]- نک : تضادهای ایدئولوژیک؛ چرا داعش و القاعده متحد نشدند، محمدرضا عشوری مقدم، خبرگزاری فارس، 9

  محمدرضا عشوری مقدم/ کارشناس مسائل گروه های اسلامی