به گزارش پارس نیوز، 

هر فردی‌، حق دارد هر جای‌دنیا که دلش می‌خواهد زندگی‌کند و هرجای‌دنیا که دلش خواست برود و هرجای‌دنیا که دلش خواست بچه اش را به دنیا بیاورد و به هیچ کس هیچ ربطی‌ندارد.

هر کسی حق دارد در پیج شخصی‌خودش هر حرفی‌ را بگذارد و هر صحبتی‌ را بکند و هرکاری که دلش خواست کند و هر نظری‌که دلش خواست داشته باشد اما اولا باید حقوق دیگران را رعایت کند و به حق کس دیگری تجاوز نکند و آن را زیر پا نگذارد، دوم این که تبعات و مسئولیت کارهای خود را بپذیرد.

پس هم آقای‌امیر مهدی ژوله اجازه دارد هر چیزی که دلش می‌خواهد در صفحه شخصی‌اش بنویسد و از دوست خود حمایت کند و هم رامبد جوان و نگار جواهریان حق داشتند به کانادا بروند و بچه خود را در آنجا به دنیا بیاورند.

خشم، خشم، خشم

اما یک نکته مهمی‌ در اینجا وجود دارد و آن داستان حق دیگران را ضایع کردن و پذیرش مسئولیت است. پذیرش مسئولیت که به خودشان مربوط است و باید ببینیم که مسئولیت کار و رفتار خودشان را می‌پذیرند، یا خیر؟

خشم جامعه ما را در برگرفته است. خشم دارد جامعه ما را از بین می‌برد و دقیقا وقتی که کلمه حق وسط می‌آید، هر کسی که حقش ضایع شده یا فکر می‌کند که ضایع شده است، دچار خشم می‌شود.

پس مردم الان فکر می‌کنند، البته نه همه مردم، همه کسانی که کامنت می‌گذارند و نظر می‌دهند منظورم است، الان یا حقشان ضایع شده است یا فکر می‌کنند که حقشان ضایع شده است و در هر صورت شروع می‌کنند به ابراز خشمشان.

مردم و یا بیننده ها فکر می‌کنند که رامبد جوان، به علت برنامه ای‌که اجرا کرده و بعد به خاطر کاری‌که کرده، حق آنان را زیر پا گذاشته است. از نظر شخص من، رامبد جوان حق داشته هر برنامه‌ای که دلش می‌خواهد در تلویزیون اجرا کند و برای زندگی‌اش هم تصمیم بگیرد.

من از بینندگان برنامه خندوانه نبوده‌ام به دلیل این که این برنامه را دوست نداشتم. در ابتدا فکر می‌کردم برنامه جذابی است در جهت ایجاد شادی. اما بعد دیدم محل کسب درآمد برای رامبد است و به سمت مهمانانی رفته که واقعا صرفا برای پر کردن برنامه و ظاهرسازی هستند.

به خاطر همین از یک جایی به بعد این برنامه را ندیدم، اما مردمی که آن را نگاه کردند، الان به خودشان این حق را می‌دهند که درباره آن نظر بدهند.

چرا رامبد محکوم است؟

رامبد جوان دلش خواسته است که این برنامه را اینطور طراحی کند و بسازد، پول آن را هم گرفته است و نوش جانش‌.

اما، اما وقتی شما برنامه ای را می‌سازی و در آن برنامه روی یک سری‌ اصول تاکید می‌کنی و مردم را به آن اصول دعوت می‌کنی و کشور خود را یک کشور خوب و در حال پیشرفت معرفی‌می‌کنی، البته با دیدن یک سری از بدی‌ها، چون نمی‌گویم همه اش همین بوده است و بدی‌هایی هم دیده شده است و بعد خودت می‌آیی و خلاف آن اصول را انجام می‌دهی و با پولی‌که به زعم و نظر مردم و از همین برنامه به وجود آمده می‌روی فرزندت را در کشور دیگری به دنیا بیاوری آن خشم را شکل می‌دهی.

همان کشوری که ادعایت می‌شد باید آن را بسازیم و درستش کنیم و در آن بمانیم و بخندیم و شاد باشیم، را محل مناسب تولد فرزند نمی دانی، پس با این کار می‌گویی که من این کشور را صلاح نمی‌دانم برای‌ این که فرزندم در آن بزرگ شود و تابعیت آن را داشته باشد.

با پولی‌این کار را می‌کنی که از همان موضوع وگسترش آن حقایق به دست آورده ای، پس مردمی که این برنامه را دیده‌اند و به آن پیامک زده‌اند و آن اپلیکشین را نصب کرده‌اند و عملا درآمدزایی برنامه را برعهده داشته‌اند، در اینجا فکر می‌کنند که حق آنان ضایع شده است. و من فکر می‌کنم که حق آنان واقعا ضایع شده است.

وقتی اعتماد نیست

متاسفانه این مسئله به ساختار غلط صدا و سیما و این بار منفی که رسانه در حال دروغ گفتن به مردم است، برمی‌گردد و این اعتمادی که الان هم، بین صداو سیما و مردم وجود ندارد آن را دامن می‌زند.

شاید بهتر است فرزند نداشته باشید

یک نکته را بگویم که نظر شخصی‌ من است که اگر فردی فکر می‌کند که کشورش جای مناسبی برای‌ بچه‌دار شدن نیست و می‌خواهد برود بچه اش را در جای‌دیگری به دنیا بیاورد، بهتر است بچه‌دار نشود، چون من در کشوری زندگی می‌کنم که فرزندانم هم باید در آن کشور زندگی کنند و من باید همه کارها و وظایفم را انجام دهم که آن کشور را به جای‌ بهتری برای فرزند خودم و فرزند دیگران تبدیل کنم، اگر من فرزند خودم را به کشور دیگر می‌برم، پس باید به همه مردم حق بدهم که بقیه مردم نیز، فرزند خود را به هر قیمتی‌ که شده از این کشور ببرند و این کشور را دارای صلاحیت برای‌ بزرگ شدن فرزند خود ندانند یا حداقل برای‌آینده اش نگران باشند و بخواهند پاسپورت کشور دیگری را هم برای اطمینان داشته باشند.

پس من فکر می‌کنم پدر و مادری که در یک کشوری‌زندگی‌ می‌کنند، اگر در حال بچه‌دار شدن هستند، باید با این دید بچه‌دار شوند که بچه آنها در آن فضا بزرگ شود و تلاش کنند جامعه را برای‌ همه بچه‌ها به جامعه‌ای‌ بهتر تبدیل کنند و این شعاری‌ دارد که رامبد جوان می‌داده است که می‌خواهد ایران را به جای‌خوب و بهتر و شادتری برای همه مردم ایران و همه فرزندان ایرانی انجام دهد.

ماجرای ژوله

در ابتدا من به عنوان یک روان‌پزشک از آقای ژوله ممنونم که افراد را به خاطر عصبانیت و خشم به مراجعه به روان‌پزشک توصیه کرد و می‌دانم که ایشان با آن پست به جامعه بزرگی از زنان و متخصصین زنان توهین کرد اما فردی که در فضای مجازی صفحه ایشان را دنبال می‌کند هم حق ندارد به خاطر خشم به ایشان توهین کند. می‌تواند مثلا به خاطر این حرف دیگر صفحه او را دنبال نکند.

ضمن اینکه داستان این است که آقای ژوله اگر شما می‌گویید کسانی از به دنیا آوردن فرزند در جای دیگری‌ عصبانی هستند، باید به روان‌پزشک مراجعه کنند، شما که پستی‌ می‌گذاری و برای‌همان پست خودت بعدا از مردم عذرخواهی‌می‌کنی و می‌دانی که برخی از مطالب پستت توهین‌آمیز بوده است،اگر این موضوع به خاطر عصبانیت است، پس خود شما نیز به روان‌پرشک مراجعه کنید و این انگ نیز به شما می‌چسبد چون شما نیز عصبانیت خود را کنترل نکردید. شما که سلبریتی هستید و بیش از دو میلیون دنبال کننده دارید، در مقابل آنان مسئولید و اجازه ندارید که هر حرفی‌ را بزنید و اگر هر حرفی‌ می‌زنید باید تبعات آن را نیز بپذیرید و بهتر بود که شما هم با منطق و به عنوان فردی که به دلیل این تعداد دنبال‌کننده مسئولیت بیشتری دارد،باید حرف خود را با عصبانیت کمتری می‌زدید.

حامد محمدی‌کنگرانی