۱- طهارت یک باب از ابواب فقه است که فقهای عظیم‌الشأن مدرس درس خارج معمولا یک دور با شاگردان و طلاب آن را مرور می‌کنند.
مسلمان اگر احکام نجاسات را نداند در عبادت خود دچار مشکل می‌شود.
۲- اواسط دهه ۱۳۵۰ یک فتوایی بیرون آمد که ۸ فقیه برجسته پای آن امضا گذاشتند که به فتوای نجس- پاکی سیاسی معروف شد.
فقهای نامدار در بند رژیم ستم‌شاهی برای تطهیر انقلاب اسلامی و تمییز خطوط سیاسی کشور پای بیانیه کوتاه و مختصری امضا گذاشتند که متضمن سلامت فکری و معنوی مبارزان و انقلابیون پای کار مکتب امام خمینی بود.
متن فتوا به شرح زیر بود:
«با توجه به زیان‌های ناشی از زندگی جمعی مسلمانان با مارکسیست‌ها و اعتبار اجتماعی که بدین‌وسیله آن‌ها به دست می‌آورند، با در نظر گرفتن همه جهات شرعی و سیاسی و با توجه به حکم قطعی نجاست کفار ازجمله مارکسیست‌ها، جدایی مسلمان‌ها از مارکسیست‌ها در زندان، لازم است. هرگونه مسامحه در این امر موجب زیان‌های جبران‌ناپذیر خواهد بود.»
پای این فتوا حضرات آیات طالقانی، منتظری، مهدوی کنی، ربانی شیرازی، انواری، هاشمی رفسنجانی و حجج اسلام معادیخواه و گرامی امضا گذاشتند.
۳- هژمونی تفکر مارکسیسم در دهه ۳۰و۴۰ و اوایل ۱۳۵۰ به‌ویژه در دانشگاه باعث شده بود حتی کسانی که وارد تشکیلات مجاهدین خلق که یک تشکل سیاسی – نظامی اسلامی بود تغییر ایدئولوژیک می‌دادند. جوان نماز شب خوان را به خانه تیمی می‌بردند از آن طرف یک مارکسیست دوآتیشه بیرون می‌دادند در داخل زندان هم همین بساط بود و منافقین سرپل این تغییر و تحول بودند. فتوای آن
۸ فقیه نامدار در زندان نقطه پایانی بر این رویکرد ناگوار بود و توانست جوانان زیادی را در زندان و بیرون از زندان از افتادن در دام مارکسیست‌ها نجات دهد. نقش علامه طباطبایی و آیت‌الله شهید مطهری در نقد مارکسیسم هم عاملی شد در مباحث تئوریک مارکسیست‌ها به سکوت و بن‌بست برسند و حرفی برای گفتن نداشته باشند فرادستی و سلطه فکری خود را از دست بدهند.
۴- بعد از انقلاب نفوذ مارکسیسم رو به نقصان گذاشت اما تفکر سکولاریسم و لیبرالیسم به عنوان یک تفکر هژمون به میدان آمد و برخی علما متوجه «نجاسات فکری» لیبرالیسم و نفوذ آن در اندیشه سیاسی کارگزاران نشدند و لذا فتوایی هم صادر نشد و آن نجاسات فکری بر اقتصاد، سیاست، فرهنگ، حقوق و مسائل اجتماعی کشور و … نشست. هشدارهای امامین انقلاب هم گوش شنوایی پیدا نکرد.
۵- پنج‌شنبه گذشته کنگره حزب عهد ایران (عدالت، همبستگی و دموکراسی) برگزار شد. این جماعت همان کسانی هستند که با بیانیه «روزنه‌گشایان» با امضای جمعی از اخیار سیاسی کشور قهر با انقلاب و انتخابات و صندوق را جایز ندانستند و با یک عقلانیت سیاسی به عنوان یک ضلع رقابت در انتخابات شرکت کردند. بیانیه آن‌ها نوعی فاصله‌گیری از «نجاسات فکری» بود که همه روزه از سوی رسانه‌های امپریالیستی بر سر و روی برخی پادوهای رسانه‌ای در داخل ریخته می‌شود! باید از این رویکرد به عنوان یک حرکت سالم سیاسی استقبال کرد.
۶- خدا رحمت کند امیرحسین آریانپور، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران و از ایدئولوگ‌های مارکسیسم در ایران او با آن‌که یکی از رهبران فکری مارکسیسم قبل از انقلاب بود، بعد از انقلاب نه به حزب توده رفت، نه به چریک‌های فدایی خلق پیوست و نه دعوت منافقین را برای حضور در شورای مرکزی آنان پذیرفت.
او به خود من گفت: «من به هر سه این جماعت گفتم از مبارزه با جمهوری اسلامی دست بردارید اگر در مبارزه با امپریالیسم صادق هستید.»
در پایان باید گفت: «طهارت سیاسی» ما را از کید دشمن در جنگ روانی و جنگ شناختی محفوظ خواهد داشت.