موضوع بلافاصله به پلیس اعلام شد. این درحالی بود که همزمان همسایه‌ها با شعله‌های آتش روبه‌روشدند که از خانه همسایه زبانه می‌کشید.بعدهم صدای فریادهای پیرمرد صاحبخانه را شنیدند که کمک می‌خواست.

همسایه‌ها بلافاصله دست به‌کار شدند وهمزمان با تلاش برای اطفای حریق، موضوع را به آتش‌نشانی اعلام کردند. با حضور مأموران پلیس و آتش‌نشانی، آتش خاموش شد و مأموران پس از ورود به خانه با جسد سوخته زن 57 ساله و پیکر نیمه جان شوهر 67 ساله‌اش روبه‌رو شدند. مرد مصدوم بلافاصله به بیمارستان منتقل  و مرگ همسرش نیز به بازپرس کشیک قتل مشهد اعلام شد.

بدین ترتیب بازپرس  و تیم بررسی صحنه جرم راهی محل حادثه شده و تحقیقات در این خصوص آغاز شد. درنخستین بررسی‌ها مشخص شد که آتش‌سوزی عمدی بوده وهمسرصاحبخانه، قربانی جنایت خاموش شده است. از آنجا که شوهرش نیز بشدت دچار سوختگی شده بود و وضع جسمی خوبی نداشت، امکان تحقیق از او ممکن نبود اما نوه 12 ساله آنها که شاهد ماجرا بود، شوهر عمه‌اش را به‌عنوان عامل آتش‌سوزی معرفی کرد.

 تحقیقات بعدی تیم جنایی هم نشان داد دختر زن میانسال به دنبال جدایی از همسر اولش با مردی به نام فرهاد ازدواج کرده است.شوهرش نیزقبلاً ازدواج کرده و دو بچه از همسر سابق خود و یک بچه از همسردومش داشت اما ازدواج دوم نیز موفق نبود و همین مسأله باعث اختلاف بین زن وشوهرشده بود تا اینکه زن جوان شب حادثه از خانه قهر کرده و رفته بود. داماد عصبی نیز با این تصور که همسرش به خانه مادرش پناه آورده، شبانه به آنجا رفته و خانه را به آتش کشیده بود.

ازسوی دیگر کارآگاهان جنایی درمحل حادثه سوئیچ خودرو، گوشی تلفن همراه و کاپشن مردانه سوخته‌ای پیدا کردند که نشان می‌داد عامل این آتش‌سوزی خود نیز دچار سوختگی شده اما فرار کرده است.

باتوجه به شناسایی هویت عامل جنایت، تحقیقات برای دستگیری‌اش دردستورکارقرارگرفت. تا اینکه با ردیابی‌های ویژه پلیسی مرد جوان که دچار سوختگی شده بود، به دام افتاد.

 فرهاد بلافاصله به بیمارستان منتقل شد و بازپرس برای تحقیق از او راهی بیمارستان شد.مرد 38 ساله  گفت: «زمانی که همسر اولم متوجه شد من ازدواج مجدد کرده‌ام رهایم کرد و از من جدا شد. من هم با این باور که با ازدواج دیگری زندگی جدیدی برای خود دست و پا می‌کنم،زندگی دومم را آغاز کردم اما همسرم مدام بهانه می‌گرفت تا اینکه شب حادثه خانه را ترک کرد. از دستش عصبانی شدم و به خانه پدرزنم رفتم که با او صحبت کنم تا همسرم به خانه برگردد اما چون خیلی عصبی بودم مقداری بنزین تهیه کرده و به خانه پدرزنم رفتم. نیمه شب بود و بدون آنکه در بزنم، با لگدی محکم در را بازکرده و وارد خانه شدم و بنزین را روی زمین ریختم. نمی‌خواستم آنجا را آتش بزنم اما تصور می‌کنم که بنزین به شعله‌های آتش بخاری گرفت و باعث آتش‌سوزی شد. سرعت آتش هم به قدری زیاد بود که خودم هم دچار سوختگی شدم.»