به گزارش پارس به نقل از سایت شهر،  انسانها همواره نیاز به راهنمایی و موعظه و تذکر دارند. ایران و ایرانی نیز به این مقوله نگاه ویژه‌ای داشته و دارند‌‌، خدای‌نامه‌ها، اندرزنامه‌ها و پندنامه‌هایی که از ادبیات کهن ایران به جای مانده  گواهی بر این مدعاست. حضرت علی (ع) نیز در همین رابطه می‌فرمایند، همان گونه که انسان نیاز به غذای جسم دارد، نیازمند غذای روح نیز هست، پس سخنان حکمت آموز را بجویید.


نگاهی که به این پندنامه‌ها می‌اندازیم ظرافت و طبع لطیف و ادبیات دلنشین آن تا عمق وجود ما نفوذ می کند و دیدگاه جالبی را پیش روی ما می نهند، گویی دری دیگر مقابل‌مان باز می شود که ما را وارد دنیایی تازه‌ای می‌کند. سعدی شیخ اجل، حافظ شیرین سخن و حرف‌های ژرف و دلنشین مولانا، همه ارثیه معنوی ایرانیان است. اهل بیت (ع) هم که دیگر برای ما ایرانیان و مسلمانان حجت و گواه هستند و طرز رفتار و سیره آنان آنچنان ذهن ما را تسخیر کرده که الگوی رفتار دنیا و آخرتمان شده‌اند. حال ملتی که وارث چنین فکر و اندیشه و ادبیات غنی است، چطور باید با دیگران ارتباط برقرار کند؟

نگاهی که به این میراث ارزشمند می‌اندازیم می‌بینم که امامان و بزرگان ما علاوه بر اینکه حرف خوب می‌زدند، به خوبی نیز منظور و کلام خود را بیان می‌کردند. به بیان دیگر حرف خوب را خوب می‌زدند. اما متاسفانه ماجرای امر به معروف و نهی از منکر در کشورمان در همین حوزه دارای مشکلاتی است. نگاه بعضا از بالا و احساس در موضع حق بودن، بعضا آمر به معروف را دچار خطای محاسباتی می‌کند و متاسفانه در مواردی، این نگاه گول زننده سبب می‌شود که آمرین به معروف حق گویی را کافی بدانند و بر روی ادبیات و لحن بیان خود کمتر توجه ‌کنند.

شاید روایت بهنوش بختیاری، بازیگر سینما و تلویزیون در همین مورد جالب توجه باشد. بهنوش بختیاری که حضور پررنگی در شبکه اجتماعی اینستاگرام دارد، چندی پیش درباره فردی که به زیبایی تذکری درمورد حجابش به او داده بود، نوشت: «من همیشه رنگی میپوشم چون معتقدم رنگ شاد به انسان نیروی مثبت میده..با زننده پوشی مخالفم... اما حجابم یک حجاب معمولیه... مسلمانم ومثل خیلی از شما اعتقادم تو یه چیزایی قوی وتو یه چیزایی معمولیه..البته دلایل خودمو دارم که بنا به عرف جامعه گفتنش درین فضا غیر منطقیه... نه ازروی ترس... چون من فقط از خدا میترسم و بس... درین مدت خیلیا فاز گشت ارشاد در این محیط گرفتن... به بهانه امربه معروف بی ادبی ها کردن... به اندازه عقده ها ازار کلامی رساندن... وچون من دختر بختیاریم اصولا وقتی کسی از بالا نگام میکنه لج میکنم و امکان نداره به نصیحت توخالیش گوش بدم. اما وقتی این کامنت رو دیدم با تمام وجود به این فکر کردم که حتماً مشکل از من بوده که شخصی با این حجم ادب و شخصیت ازم درخواست کردن که حجاب بهتری داشته باشم... آدمی که اگه ببینمش به دلیل شعورش... ایمان واقعیش... تربیت واصالتش... نه به دلیل تعریفش از من... بلکه به دلیل لحن پراز ادبشون... که اگه میخوای انتقادی از شخصی بکنی انقدر نرم ودرست بگی که اون فرد تحت تاثیر قرار بگیره... سرتاپاشو گل بارون میکنم... و به احترام این شخص که زیباترین کامنتو راجع به حجاب من گذاشته و به حرمت خدای عزیزی که این شخص میپرسته... سعی میکنم دقت بیشتری بر پوششم داشته باشم... وبا جان ودل دست ایشونو میبوسم. نوکرشم هستم... این یعنی مومن واقعی... خیلی ممنونتم عزیزم چشم قربان... و برای هزارمین بار بنده هیچ جا نگفتم من الگوامممممممم... من خودم دنبال الگو میگردم. من الگوی دختر خانمایی هستم که تو خیابون میبینیم؟ ؟ماشالله که همه این روزا خودشون یه پا الگو هستن که صدتا مث من وشما بایدبریم درس پس بدیم. خلاصه که دمت گرمممممممم. گارد منو شکستی..ارزوی ایرانی پر از ایمان راس راسکی...یاعلی»

موضوع اینجا بود که فردی برای این خانم بازیگر کامنتی می گذارد که بسیار مودبانه و خیرخواهانه و در صورتی که ویژگیهای مثبت خانم بختیاری را هم دیده و ذکر کرده درباره حجاب تذکری دوستانه داده است. متن طوری است که شنونده احساس نمی کند نویسنده خودش را برتر و مومن تر از خانم بازیگر دانسته و این همان نکته اسلامی و اخلاقی است که در بسیاری از مواقع آن را نادیده می گیریم. اینکه حق نداریم در مقام آمر به معروف و ناهی از منکر هم خودمان را بالاتر و برتر از فرد روبه رو ببینیم و باید بدانیم که او به احتمال زیاد و به علت سایر ویژگیهایش در نزد خداوند جایگاه بهتری نسبت به من دارد پس بهتر است مودبانه و از این منظر نکته ام را بازگو کنم.

در مورد مقوله حجاب که یکی از حساسیت‌های جامعه نیز هست، رهبر معظم انقلاب با بیانی زیبا همین موضوع را تبیین می کنند و در عین تواضع می فرمایند: «مدارا کنید، ممکن است ظاهر زننده‌اى داشته باشد (خب) داشته باشد. بعضى از همین‌هایى که در استقبالِ امروز بودند، در عرف معمولى به آن‌ها می‌گویند «خانم بدحجاب»؛ اشک هم از چشمش دارد می‌ریزد. حالا چه کار کنیم؟ ردش کنید؟ مصلحت است؟ حق است؟ نه، دل، متعلق به این جبهه است؛ جان، دلباخته‌ى به این اهداف و آرمان‌هاست. او یک نقصى دارد، مگر من نقص ندارم؟ نقص او ظاهر است، نقص‌هاى این حقیر باطن است؛ نمى‌بینند. ما هم یک نقص داریم، او هم یک نقص دارد. با این نگاه و با این روحیه برخورد کنید. البته انسان نهى از منکر هم میکند؛ نهى از منکر با زبان خوش، نه با ایجاد نفرت.»

با این اوصاف به نظر می‌رسد همانطور که باطن امر به معروف ونهی از منکر حق است و زیبا، بایستی رنگ ظاهر آن نیز با باطن آن همخوان باشد. البته خوش رویی و رفتار حسنه از صفات مومن است و در مساله امر به معروف نیز حساسیت این مساله صد چندان می‌شود. و صد البته شکی نیست که رفتار حسنه و اخلاق پسندیده خود بزرگترین معروف‌هاست و تاثیر آن هزار برابر بیشتر. اینکه آمر به معروف چنان رفتار کند که در اجرای امر به معروف دچار منکر اخلاقی (بدرفتاری) و رنجش خاطر دیگران و متعاقب آن تشدید دیدگاه منفی فرد نسبت به دین نشود، مساله‌ای مهم است که مورد اشاره بزرگان دین بوده و هست. به هر حال جامعه‌ای که خود بتواند خود را اصلاح‌ کند و نگاهی اصلاح‌گرانه خصوصا در حیطه اخلاقی داشته باشد‌، قطعا جامعه رو به پیشرفتی است و افراد می‌تواند به خوبی هم در جهت رشد مادی و روحی خود در آن زندگی کنند.