به گزارش پارس نیوز، در شرایطی که تلاش‌های دیپلماتیک برای دستیابی به توافقی پایدار به نتیجه نرسیده، نشانه‌هایی از آماده‌سازی نظامی در آمریکا و اسرائیل گزارش می‌شود؛ تحرکاتی که البته به‌تنهایی به معنای صدور فرمان قطعی برای آغاز جنگ نیست.

مسئله اصلی این است که اگر دور تازه‌ای از درگیری آغاز شود، دامنه آن تا کجا گسترش خواهد یافت و آیا طرفین می‌توانند زمان و محدوده جنگ را کنترل کنند؟

دیپلماسی در بن‌بست؛ اختلاف بر سر نقطه شروع توافق

تلاش‌های میانجی‌گرانه پاکستان و قطر همچنان یکی از معدود مسیرهای باقی‌مانده برای کاهش تنش است. با این حال، اختلاف تهران و واشنگتن بر سر ترتیب اجرای تعهدات، دستیابی به توافق را دشوار کرده است.

تهران خواهان کاهش فشارهای دریایی و اقتصادی، رفع محدودیت‌های فروش نفت و آزادسازی دارایی‌های مسدودشده است. در مقابل، واشنگتن تلاش می‌کند پیش از اعطای امتیازهای احتمالی، اهرم فشار خود را حفظ کند.

این اختلاف نشان می‌دهد که مسئله صرفا ادامه مذاکره یا قطع ارتباط نیست؛ دو طرف حتی درباره نقطه آغاز توافق نیز دیدگاه مشترکی ندارند. در چنین شرایطی، میانجی‌ها می‌توانند پیام‌ها را منتقل کنند، اما بدون انعطاف سیاسی طرفین، امکان شکستن بن‌بست محدود خواهد بود.

تهدید گسترش جنگ؛ از اهداف نظامی تا زیرساخت‌های اقتصادی

یکی از نگرانی‌های جدی درباره دور احتمالی بعدی جنگ، تغییر دامنه اهداف مورد تهدید است. در گزارش‌هایی که به نقل از منابع رسانه‌ای منتشر شده، به هشدار ایران درباره گسترش پاسخ احتمالی در صورت حمله مجدد آمریکا و اسرائیل اشاره شده است؛ پاسخی که می‌تواند پایگاه‌ها و شناورهای آمریکایی و همچنین برخی زیرساخت‌های اقتصادی و انرژی در منطقه را دربرگیرد.

چنین سناریویی می‌تواند کشورهای حاشیه خلیج فارس را نیز در معرض پیامدهای مستقیم درگیری قرار دهد. در این صورت، جنگ دیگر صرفا رویارویی نظامی تهران با واشنگتن و تل‌آویو نخواهد بود و امنیت انرژی، تجارت دریایی و ثبات اقتصادی منطقه نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

در سوی مقابل، دونالد ترامپ همچنان از برتری نظامی آمریکا سخن می‌گوید و گزینه حملات تازه را کنار نگذاشته است. گزارش‌هایی نیز درباره بررسی سناریوهای نظامی از سوی آمریکا و اسرائیل منتشر شده است. با این حال، باید میان آماده‌سازی نظامی، استفاده از تهدید برای امتیازگیری و تصمیم قطعی برای حمله تفاوت قائل شد.

نفت ۱۱۷ دلاری؛ هشدار بازار به احتمال گسترش بحران

روزنامه دنیای اقتصاد در این باره می‌نئیسد؛ بازار انرژی یکی از نخستین عرصه‌هایی است که از افزایش خطر جنگ تأثیر می‌پذیرد. بر اساس گزارش مورد اشاره دنیای اقتصاد، قیمت نفت برنت از ۱۱۷ دلار در هر بشکه عبور کرده است؛ افزایشی که نگرانی‌ها درباره اختلال در عرضه جهانی انرژی را تشدید می‌کند.

اهمیت این تحول زمانی بیشتر می‌شود که احتمال ناامنی در تنگه هرمز با نگرانی‌ها درباره دریای سرخ و باب‌المندب همراه شود. این گذرگاه‌ها برای انتقال نفت و کالا در تجارت جهانی اهمیت راهبردی دارند و هرگونه اختلال در آنها می‌تواند هزینه حمل‌ونقل و انرژی را افزایش دهد.

در چنین وضعی، پیامدهای جنگ از میدان نبرد فراتر می‌رود و به تورم، قیمت سوخت و هزینه تولید در کشورهای مختلف منتقل می‌شود.

ترامپ به دنبال چه نتیجه‌ای است؟

پرسش اساسی درباره دور احتمالی سوم جنگ این است که هدف نهایی واشنگتن چیست. آیا حمله احتمالی قرار است توان موشکی و پهپادی ایران را محدود کند، تهران را در پرونده هسته‌ای به عقب‌نشینی وادارد یا فشار اقتصادی و نظامی را به ابزاری برای تحمیل توافق تبدیل کند؟

این اهداف الزاما یکسان نیستند و ممکن است نتایج متفاوتی به همراه داشته باشند. اگر هدف سیاسی روشن و قابل دستیابی نباشد، حتی عملیات نظامی گسترده نیز ممکن است به پایان پایدار درگیری منجر نشود.

از سوی دیگر، تهران با تأکید بر امکان گسترش پاسخ، می‌کوشد هزینه تصمیم به حمله را برای طرف مقابل افزایش دهد. اما همین منطق بازدارندگی می‌تواند خطر محاسبه اشتباه را نیز بالا ببرد؛ زیرا هر اقدام برای نمایش قدرت، ممکن است با واکنشی شدیدتر مواجه شود.

جنگ سوم اجتناب‌ناپذیر نیست

نزدیکی تحولات نظامی به تقویم انتخاباتی آمریکا و اسرائیل، بر پیچیدگی شرایط افزوده است. تصمیم‌گیران ممکن است برای نمایش قدرت تحت فشار سیاسی قرار بگیرند، اما آغاز جنگی طولانی و غیرقابل پیش‌بینی نیز می‌تواند هزینه‌های سنگینی برای آنها داشته باشد.

در نهایت، شواهد و گزارش‌های موجود از افزایش خطر رویارویی حکایت دارند، نه از قطعی بودن آغاز جنگ. ادامه فعالیت میانجی‌ها، هزینه‌های اقتصادی درگیری و نگرانی از گسترش جغرافیایی بحران همچنان می‌توانند مانعی در برابر حمله باشند.

با این حال، اگر دیپلماسی نتواند راهی برای کاهش فشارها و تعیین چارچوبی قابل اجرا پیدا کند، منطقه ممکن است وارد چرخه‌ای شود که در آن هر حمله، پاسخ شدیدتر و هر پاسخ، احتمال درگیری گسترده‌تر را افزایش دهد. در چنین سناریویی، پرسش دیگر فقط این نیست که جنگ آغاز می‌شود یا نه؛ مسئله این است که اگر آغاز شود، آیا کسی قادر خواهد بود به آن پایان دهد؟