پاسخ ناقص واشنگتن به شروط تهران
چرا توافق موقت ایران و آمریکا اینقدر دشوار شده است؟
تلاشهای دیپلماتیک برای پایان جنگ ایران و آمریکا در حالی ادامه دارد که اظهارات مقامهای ایرانی از بازماندن مسیر مذاکره حکایت میکند؛ با این حال، اختلاف بر سر شروط تهران، نحوه اجرای تعهدات متقابل و پرونده هستهای همچنان مانع اصلی دستیابی به توافق است.
به گزارش پارس نیوز، محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، گفته است آمریکا با بخشی از شروط هفتگانه ایران موافقت کرده، اما پاسخ واشنگتن همچنان ابهامهایی دارد که باید برطرف شود. همزمان، وزارت امور خارجه از ادامه تبادل پیامها از طریق میانجیها خبر داده است؛ روندی که هنوز به توافقی روشن و قابل اجرا منجر نشده است.
پاسخ ناقص واشنگتن به شروط تهران
محسن رضایی با اشاره به آخرین تحولات دیپلماتیک اعلام کرده است که آمریکا برخی مطالبات ایران را پذیرفته، اما برای ادامه مسیر باید ابهامهای باقیمانده را برطرف کند. به گفته او، روشنشدن موضع واشنگتن میتواند زمینه ورود به مراحل بعدی را فراهم کند.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، نیز در نشست خبری هفتگی خود از تداوم تبادل پیامها از طریق میانجیها خبر داد. به گفته او، تهران در حال بررسی نکات مطرحشده از سوی آمریکاست و پس از پایان این بررسیها، پاسخ خود را از مسیر میانجیها منتقل خواهد کرد.
این اظهارات نشان میدهد که کانالهای ارتباطی همچنان فعالاند، اما ادامه تماسها را نمیتوان به معنای نزدیکشدن قطعی دو طرف به توافق دانست. مسئله اصلی، نه صرفاً پذیرش یا رد شروط، بلکه چگونگی تبدیل تفاهمهای احتمالی به تعهداتی مشخص و قابل اجراست.
اختلاف بر سر نخستین گام
کوروش احمدی، دیپلمات پیشین، معتقد است اختلاف بر سر ترتیب اجرای تعهدات و امتیازدهی متقابل، حتی دستیابی به توافقی موقت را دشوار کرده است. به باور او، گره اصلی مذاکرات این است که هر طرف چه امتیازی را در چه مرحلهای و در برابر کدام اقدام طرف مقابل ارائه کند.
بر اساس گزارشهای مطرحشده، ایران در قالب شروط هفتگانه خود خواستار اقداماتی از جمله رفع محدودیتهای صادرات نفت، آزادسازی داراییهای مسدودشده و پایان محاصره دریایی شده است. تهران همچنین خواهان اجرای این اقدامات در فاصلهای مشخص، حدود پنج تا هفت روز پیش از بازگشایی تنگه هرمز، است.
در مقابل، به نظر میرسد واشنگتن تمایلی ندارد این امتیازها را صرفاً در برابر بازگشایی تنگه هرمز ارائه کند و میخواهد آنها را به پیشرفت مذاکرات هستهای و اقدامات ایران در این حوزه پیوند بزند. به این ترتیب، هر طرف میکوشد پیش از واگذاری امتیازهای مهم، از اقدام طرف مقابل اطمینان حاصل کند؛ رویکردی که با توجه به بیاعتمادی انباشتهشده، دستیابی به توافق را پیچیدهتر میکند.
آیا روسیه میتواند میانجی مؤثری باشد؟
در کنار تلاشهای قطر و پاکستان، اعلام آمادگی ولادیمیر پوتین برای کمک به پایان جنگ، توجهها را به نقش احتمالی روسیه جلب کرده است. دیدار پوتین با مسعود پزشکیان و تماس تلفنی رئیسجمهور روسیه با همتای آمریکایی نیز بر اهمیت این موضوع افزوده است.
با این حال، هنوز نشانه روشنی از شکلگیری ابتکاری رسمی با مشارکت مسکو وجود ندارد. روسیه نیز در تعاملات خود با واشنگتن، از جمله در پرونده اوکراین، محاسبات راهبردی خاصی دارد؛ بنابراین، آمادگی اعلامشده کرملین لزوماً به معنای میانجیگری مستقل یا دستیابی به نتیجهای تعیینکننده نیست.
توافقی که مسئله اصلی آن دوام است
در شرایط فعلی، ادامه فشار اقتصادی و محاصره دریایی، در کنار احتمال حملات محدود، از سناریوهای قابل تصور است؛ هرچند نمیتوان وقوع آنها یا گسترش دوباره جنگ را قطعی دانست.
حتی اگر تهران و واشنگتن به تفاهمی محدود دست یابند، اختلاف بر سر پرونده هستهای، زمانبندی رفع محدودیتها و تضمین اجرای تعهدات میتواند آن را شکننده کند. از نگاه تهران، دریافت امتیازهای ملموس پیش از واگذاری اهرمهای چانهزنی اهمیت دارد؛ در مقابل، واشنگتن نیز خواهان اطمینان از اقدامات ایران در حوزه هستهای است.
در نهایت، بازماندن مسیر دیپلماسی بهتنهایی تضمینکننده پایان جنگ نیست. تا زمانی که دو طرف درباره ترتیب اقدامات، امتیازهای متقابل و سازوکار اجرای تعهدات به تفاهم نرسند، حتی توافق موقت نیز با موانع جدی روبهرو خواهد بود. مسئله تعیینکننده، صرف اعلام آمادگی برای مذاکره نیست؛ بلکه یافتن ترتیبی است که هیچیک از طرفین آن را واگذاری یکجانبه امتیازها تلقی نکند.

ارسال نظر