نشسته ام به انتظار زمان
من می دانم! من می دانم!
لب بسته در قلب چاقو خورده،دره های سکوتِ نا آرامم...... ومن در روشنایی خود نشسته ام به انتظار زمان،... زمانی که خودِ بی زمانی آن را نا خواسته رقم زدم
به انتظارِ ....