من آموخته ام، پس از هر رگبارِ ناگهان، به ناگهان، آسمان پیراهنِ فیروزه می پوشد به مهر. من یاد گرفته ام، دستی که می بُرد، مبتلا به تنهایست و کودکی که ناپدید می شود، کبوترِ میانِمان بود که مسمومِ این فاصله هاست