به گزارش پارس به نقل از فارس، سجاد و بچه های مدرسه هنوز نگاه مهربانش را به خاطر دارند؛ هر چند که از آن حادثه ۵ سال می گذرد.

با نزدیک شدن به روز وداع آقا معلم، خاطره ها دوباره در ذهن شان مرور می شود؛ انگار همین دیروز بود؛ آن روز از طرف مدرسه، دانش آموزان به اردو رفته بودند و در حال بازی فوتبال بودند.

آقا معلم کنار زمین فوتبال ایستاده بود و داشت بازی و شیطنت بچه ها را تماشا می کرد؛ بچه های دبستانی از این سو به آن سو می دویدند و شادی می کردند؛ فریاد شادی آنها محوطه را در برگرفته بود و نمی دانستند که لحظه ای دیگر، غم جای این شادی را می گیرد.

آن لحظه آنقدر به سرعت گذشت که هنوز هم باورش سخت است؛ بچه ها فقط چهره خون آلود آقا معلم را به خاطر داشتند که روی زمین افتاده بود؛ همه فریاد می زدند و گریه می کردند و از آن روز دیگر آقا معلم مهربان شان را ندیدند.

تصویر زیر عکس آقا معلم دقایقی قبل از وقوع حادثه است.

* این ماجرا واقعی است

این ماجرا، داستان خیالی نیست بلکه در بیست و ششمین روز اردیبهشت سال ۱۳۸۷ به وقوع پیوست؛ محمودرضا واعظی نسب معلم ابتدایی دبستان شهدای ابراهیمی بود که در یک اردوی دانش آموزی و در هنگام بازی فوتبال دانش آموزان، با مشاهده افتادن دروازه فوتبال بر روی یک دانش آموز ابتدایی، به سرعت دانش آموز را از محل افتادن دروازه دور کرد اما دروازه آهنین بر سر خودش فرود آمد.

مرحوم واعظی نسب دچار خونریزی مغزی شد و به کما فرو رفت و پس از دو روز جدال با مرگ و زندگی در تاریخ بیست و هشتم اردیبهشت ماه ۱۳۸۷، چشمانش را برای همیشه بست.

آن روزها، صحبت های زیادی درباره ایثارگری آقا معلم شد؛ پیام های تسلیت متعدد آمد و مقرر شد تا این ایثارگری در کتاب های درسی وارد شود اما گذشت زمان، همه را به فراموشی سپرد.

محمدتقی فخریان، مدیرکل آموزش و پرورش خراسان رضوی به خبرنگار فارس می گوید: ایثارگری مرحوم واعظی نسب فراموش نمی شود و ما نیز نباید از این ایثارگری غفلت کنیم.

وی ادامه می دهد: همان زمان مقرر شده بود که ایثارگری این معلم فداکار در کتاب های درسی وارد شود که این موضوع را نیز پیگیری می کنیم.