طبیعتا هر جامعه ای به فراخور شرایط خاص فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی خود، با مشکلات و تهدیداتی مواجه است که هر یک به نوعی باعث تحمیل هزینه ها و صدماتی به گروه‌های هدف می شوند که جامعه ایران نیز از این قاعده نانوشته مستثنی نبوده و نیست.

در این میان، طلاق، قصه دیگری دارد، گسست خانواده ها و جدایی زوجینی که با هزاران امید و آرزو و با جشن و سرور و پایکوبی، زندگی مشترک را در زیر یک سقف آغاز می کنند و بعد از مدتی، ساز جدایی را کوک می کنند، آنقدر تلخ، تأسف آور و نگران کننده است که به اعتقاد برخی کارشناسان، حل و فصل و پیشگیری از آن نه تنها یک امر مطلوب، بلکه ضرورتِ اجتناب ناپذیرِ جامعه فعلی ایران به شمار می رود.

در ذیل این گزارش، تلاش می شود، فارغ از شعارها و سخن سرایی های کلیشه ای، راهکارهای موثر برای پیشگیری و مهار این معضل، مورد بحث و بررسی قرار گیرد.

اواخر سال گذشته، احمد تویسرکانی، رئیس سازمان ثبت، اسناد و املاک کشور در جمع خبرنگاران به تشریح آمار طلاق در ابعاد مختلف پرداخت.

بر اساس آمار عنوان شده از سوی وی، 34 درصد زوجین به دلیل فقدان تفاهم اخلاقی، 13 درصد دخالت خانواده ها، قریب به 8 درصد ترک زوجین و رها کردن زندگی و قریب به 4 درصد نیز به دلیل دچار شدن به اعتیاد از یکدیگر جدا می شوند.

کاظم سروری، جامعه شناس و آسیب شناس مسائل اجتماعی با اشاره به نقش حائز اهمیت مولفه ها و موارد فوق در جدایی زوجین از یکدیگر اظهار داشت: تردیدی وجود ندارد که عدم تفاهم، نقش بسیار تعیین کننده ای در چنین گسست هایی ایفا می کند، اما پشت پرده بسیاری از سوء تفاهمات، تنش ها، درگیری ها، عدم تعادل روحی، روانی و عصبی و بهانه گیری های زوجین در مشکلات و معضلات اقتصادی نهفته است.

وی افزود: به تعبیر دیگر، ضعف های اقتصادی و عدم تمکن مالی، زوجین را در معرض فشارهای متعدد عصبی قرار می دهد و این امر به تدریج مسبب ظهور و بروز اختلافات و چالش های بسیاری می شود.

جامعه شناس و آسیب شناس مسائل اجتماعی گفت: در شرایطی که برخی جوانان قدرت پرداخت اجاره بهای منزل مسکونی و گذران امور زندگی خویش را ندارند، طبیعتا انتظار لبخند شادی در شرایط سخت زندگی، چندان آسان و ساده به نظر نمی رسد.

وی افزود: تردیدی وجود ندارد که زندگی صحنه مبارزه، صبر،ت حمل و بردباری است، اما مسلما  نمی توان از تمامی زوجین  انتظار لحاظ کردن توقعات و تأمین چنین رویه ای را داشت و به تبع افراد و گروه هایی که از حیث روحی و روانی آن چنان که باید مستحکم نیستند، به صورت بالقوه مستعد واکنش های مخرب و تصمیم گیری های غلط خواهند بود.

سروری عنوان کرد: در سایه مشکلات سنگین مالی و اقتصادی، کم تر فرصتی برای تفریح، صله رحم، مسافرت، مطالعه و تأمین نیازهای مبرهن روزمره باقی می ماند و در چنین عرصه ای هر آن چه بر بار مشکلات افزوده شود، احتمال گسست و فروپاشی زندگی نیز تشدید می شود.

وی افزود: البته نگاه منصفانه و واقع بینانه ایجاب می کند که با برخی سطحی نگری ها، تمامی مشکلات در چارچوب مسائل اقتصادی تحلیل نشود، زیرا در شرایطی به سر می بریم که متأسفانه آمار طلاق در طبقات مرفه جامعه نیز نگران کننده و تأمل برانگیز به نظر می رسد.

جامعه شناس و آسیب شناس مسائل اجتماعی گفت: حل و فصل معضل طلاق و مهار آن، صرفا با نگاه تک بُعدی میسر و محقق نخواهد شد و حصول توفیق در این عرصه، مستلزم مجموعه ای از اقدامات فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، آموزشی و تربیتی در عرصه های گوناگون است و در صورت انجام اقدامات موثر و مقتضی، شاهد برون رفت از بسیاری چالش ها و ناهنجاری های اجتماعی خواهیم بود که طلاق نیز جزیی از آن‌ها به شمار می رود.

*وقتی تهاجم فرهنگی،بنیان های نظام خانواده را به لرزه در می آورد

محبوبه اکبری، پژوهشگر حوزه اجتماعی با اشاره به نقش حائز اهمیت فرهنگ در حفظ بنیان خانواده اظهار داشت: بسیاری از مشکلات اقتصادیِ امروزی در گذشته نیز وجود داشته و به تعبیری نارسایی های اقتصادی در نسل های پیشین به مراتب عمیق تر و شدیدتر از زمانه معاصر و فعلی ما بوده است.

وی افزود: با این اوصاف، بنیان خانواده در ادوار گذشته به مراتب منسجم تر و مستحکم تر از دوران کنونی بوده که عمق این تفاوت را باید در تحولات و هجمه هایِ هدفمندِ فرهنگی جستجو کرد.

اکبری گفت: متأسفانه تهاجم فرهنگی از منافذ و دریچه های گوناگون، پایه های زندگی را هدف قرار داده و در این میان جوانان بیش از دیگر اقشار جامعه در معرض لغزش ها و آسیب های اجتماعی قرار دارند.

وی افزود: روحیه تنوع طلبی، عدم پایبندی به تعهدات اخلاقی، تغییر نگرش ها و بسیاری از کوته بینی ها، شرایطی را ایجاد کرده که در برخی از زندگی های مشترک، کوچک ترین جرقه و آتش اختلاف به گسست و جدایی منتهی می شود.

*در عرصه آموزشی، ضعیف عمل کرده ایم

صدیقه نوبهار،روانشناس و کارشناس علوم رفتاری با اشاره به تأثیرگذاری و تقش نافذ و برجسته آموزش و تربیت اصولی و یادگیری مهارت های زندگی در حفظ بنیان و انسجام خانواده ها و زندگی های مشترک اظهار داشت: متأسفانه بسیاری از جوانان به مقوله ازدواج و زندگی مشترک نگاه واقع بینانه ای ندارند و ریشه این نارسایی و نقص را باید در عدم آموزش صحیح، هدفمند و سازنده جستجو کرد.

وی افزود: درک صحیح از روحیات جنس مخالف، نیازهای روحی، روانی، عاطفی و زناشویی و فقدان بینش عمیق نسبت به راهکارهای موثر برای برون رفت از بحران ها، باعث شده برخی از زندگی ها به کانونی برای تنش ها و اختلافات پی در پی و روز افزون مبدل شود.

نوبهار گفت: از سوی دیگر، خانواده ها و زوجین به مشاوره به عنوان موضوعی تشریفاتی و یا زینتی می نگرند، در صورتی که امر مشاوره نه تنها یک ضرورت بلکه مولفه ای حیاتی در تمامی حوزه ها به شمار می رود.

وی افزود: آن چنان که در امور اقتصادی، سیاسی، تحصیلی و غیره نقش مشاوره سازنده و تعیین کننده است، به همان میزان در زندگی مشترک نیز ضرورتی اجتناب ناپذیر محسوب می شود که نادیده انگاری و کم توجهی به آن به معنای نزدیک تر شدن به گسست های احتمالی خواهد بود.

نوبهار گفت: بعضا مشاهده می شود، زوجین جوان، زمانی به مراکز مشاوره مراجعه می کنند که پل های پشت سر تخریب و ویران شده و عملا مجال چندانی برای بازگشت مجدد به گذشته و اصلاح امور و بازبینی در روش ها، رفتارها و نگرش باقی نمانده است.

روانشناس و کارشناس علوم رفتاری در خاتمه تصریح کرد: بدون تردید، هر آن چه در حوزه تربیتی و آموزشی تلاش بیشتری شود، به همان میزان شاهد کاهش، مهار، کنترل طلاق و گسست های خانوادگی خواهیم بود که در نهایت خروجی آن به جامعه ای شاداب، با طراوت، پویا و بالنده منتهی خواهد شد.