خرداد ماه گذشته و بعد از چند مورد هذیان گوئی سران حزب کارگزاران در مورد «لیبرالیسم» که موید جهل ایشان با این مفهوم بود . ذیل مقاله «حزب ابن الوقت ها» به طعنه ایشان را حزب «خود سرکارگزاران» نامیدم.

http://bit.ly/1vkG1wH

اکنون و با اظهاراتی جدید از مشاهیر این حزب ظاهراً این بزرگواران رسماً مایلند تا اثبات کنند «شاد» تشریف دارند!

این که 24 ساعت قبل از اعلام بلافرجامی مذاکرات اتمی و تمدید 7 ماهه آن حسین مرعشی و محمد هاشمی (ولو آنکه فعلا اعلام کناره گیری از حزب کرده) طی دو مصاحبه جداگانه «رویا اندیشی» بفرمایند! موید آنست که ظاهرا این بزرگواران حالشان خیلی «خوش» است!

حسین مرعشی:
خوشحالم که این افتخار را داریم بعد از کمتر از 15‌ ماه استقرار دولت، یکی از مهم‌ترین ماموریت و قول‌هایی که آقای روحانی به مردم داده بود، درحال تحقق است و ان‌شاالهن در هفته‌های آینده خبرهای نهایی باعث خوشحالی مردم شود. من همین جا مردم را برای شرکت در جشن پیروزی رهبری، ملت و رئیس‌جمهور در پرونده هسته‌ای دعوت می‌کنم.
(مصاحبه با روزنامه آرمان یکشنبه 2 آذر 93)

محمد هاشمی:
من مطمئن هستم که توافق انجام خواهد شد. ممکن است امروز سوم آذر مذاکرات ادامه پیدا کند، اما اخبار و منابع توافق را برای ما در دسترس به تصویر می کشند. توافق جامع در چند روز آینده و در کوتاه مدت رخ خواهد داد ... با توجه به رصدی که انجام دادیم و اخباری که دریافت کردیم. مطمئن هستیم که توافق جامع در دسترس است. به هر حال ایران تصمیم خود را گرفته و دیشب به گوش مقام غربی رساند ... من به حصول توافق جامع میان ایران و 5+1 اطمینان کامل دارم.
(مصاحبه با ندای ایرانیان دوشنبه 3 آذر 93)

محمد قوچانی دیگر عضو نو پیوسته به کارگزاران نیز در مهر ماه گذشته از موضع پُــز دادن به «روحانی» با ادبیاتی مبتهج و احساسی فرمودند:
روحانی در نقطه خوبی از مذاکرات قرار گرفته است. برخلاف تصور افکار عمومی نیویورک 2 از نیویورک 1 موفق‌تر بود و گرچه انتظار بیهوده‌ای برای دیدار روحانی ـ اوباما ایجاد شده بود اما تماس تلفنی نیویورک 1 در نیویورک 2 به صورت مذاکرات حرفه‌ای دنبال شده و نتایج آن به زودی جلوه‌گر خواهد شد. روحانی بلد است که میوه را کی بچیند!
(مصاحبه با هفته نامه مثلث 24 مهر 93)

پیش تر در مذمت و ناممکن بودن حکومت متکی بر قدرت سرنیزه می گفتند:
با سر نیزه هر کاری می توان کرد اما نمی توان بر آن نشست!
بر همان سیاق می توان گفت با رویا نیز می توان شاد بود و شاد زیست و اما قطعاً نمی توان دنیای واقعیت را با رویاهای خود گریم کرد و گریم خود را نیز باور هم کرد!
البته انشاالله پرونده مذاکرات طی مدت تمدید شده با درایت و همت طرف ایرانی و بنفع ایران مختومه شود و اما این نافی استفاده ارزنده از مشاعر خود در فهم و تحلیل مسائل پیچیده سیاسی نیست تا از قبال آن «کوتاهی ذهنی» موجبات سرور و وجد دیگران شویم!
اما نکته جالب تر اظهارات فیلسوفانه جناب مرعشی در مورد تنفیذ حکم ریاست جمهوری در ایران است.

ایشان در ادامه مصاحبه خود برای دفاع از سیاست های دکتر روحانی فرموده اند:
«رئیس جمهور با انتخاب مردم و تنفیذ رهبری برسمیت می رسند و تنفیذ رهبری تنفیذ شخص نیست بلکه تنفیذ یک بسته برنامه‌ای است یعنی بسته برنامه‌ای که رئیس‌جمهور ارائه کرده و مردم به آن بسته رای داده‌اند که شامل رئیس‌جمهور، افکار و برنامه و حامیانش است. وقتی رهبری تنفیذ می‌کنند یعنی این سیاست‌ها، سیاست‌های اصلی اجرایی کشور می‌شود.»

صرف نظر از بی ربط بودن این تفسیر من درآوردی جناب مرعشی اما حتی با فرض قبول این «فتوای محیرالعقول» جناب مرعشی موظفند بفرمایند چرا خود واعظ نامتعظند و لااقل خود و حزب شان ملتزم به این فتوا نیستند!؟

ایشان در حالی مدعی شانیت و محوریت کلیت پکیج اعتقادی و سیاسی و اقتصادی و فرهنگی رئیس جمهور با «تنفیذ رهبری» شده و هستند که چند پاراگراف پائین تر دچار فراموشی شده و خود را به تله ای انداخته اند که پیش تر با دست خودشان تعبیه شده!

جناب مرعشی ـ اگر به اعتقاد جنابعالی با تنفیذ رهبری کلیت برنامه های رئیس جمهور مورد تائید و لازم الاتباع می شود قطعاً چنین فتوائی ناظر به همه روسای جمهور در ایران می شود از جمله احمدی نژادی که شما و هم حزبی های شما طی 8 سال ریاست جمهوریش بقول آقای نوبخت «هرگز دل تان با ایشان صاف نشد» و جنابعالی در همین مصاحبه حزن انگیزانه فرموده اید:

یادمان باشد که تحریم‌های اقتصادی نتیجه گرایشات سیاسی دولت قبل بود و دوم اینکه تمام آنچه در اقتصاد کشور طی دو دولت گذشته اتفاق افتاد، متاثر از تحریم‌ها نیست. بخش مهمی تحت تاثیر این بود که تجربه 27 ساله بعد از انقلاب به کنار گذاشته شد و آن دولت (احمدی نژاد) سعی کرد با آزمون و خطا کشور را اداره کند که نتیجه آن مشکلات اقتصادی‌ای بود که به ملت تحمیل شد.

جناب مرعشی!
عزیز دل برادر ـ بنده نیز مانند جنابعالی منتقد و بلکه مخالف برخی رفتار و سیاست های متخذه آقای احمدی نژاد بودم. اما عزیز دل برادر! برای انتقاد از ایشان لزوماً نباید از ایشان متنفر بود و تنفر خود را چاشنی هذیان و تناقض گوئی کرد!

با استدلال محیرالعقول حضرتعالی، قطعاً شما و حزب متبوعه تان موظف بودید بجای آنکه طی 8 سال ریاست جمهوری احمدی نژاد بر طبل مخالفت با وی بکوبید مطابق فتوای خودتان ملزم بودید به نشانه تبعیت از «تنفیذ مشروعیت دهنده رهبری به جمیع برنامه های احمدی نژاد» در خط نخست دفاع جان نثارانه از ایشان می ایستادید!

مگر آنکه بپذیریم در منشور حزب کارگزاران، شان رهبری برخوردار از حیثیت و شانی ذو جنبتین است تا وقتی رئیس جمهوری مورد وثوق مان بود تنفیذ رهبری را امضای همه رفتارها و گفتارها و برنامه های رئیس جمهور معنا کنیم و در غیر آن صورت رهبری و تنفیذشان علی السویه محسوب شود!

برادر گرانقدر ـ اشکالی دارد در هنگام سرایش اشعار بکوشید اشعاری بسرائید که در قافیه آن دچار تناقض نشوید!؟