تردیدی نیست که توسعه موشکهای بالیستیک قاره پیمای کره شمالی - در کناربرنامه تسلیحات هسته ای این کشور - چالشی جدی برای امنیت ملی آمریکا محسوب می شود. در رابطه با چگونگی برخورد با رژیمی که رهبر قانون شکن اش در استفاده از خشونت علیه دشمنان داخلی و خارجی اش تردیدی به خود راه نمی دهد، تحلیل های بسیاری ارائه شده است. از این رو با فقدان تحلیل و طرح درباره چگونگی واکنش آمریکا در قبال کره شمالی مواجه نیستیم. اما چیزی که مطرح است این است که معدودی از طرح های پیشنهادی از بخت واقعی برای از بین بردن تهدید کره برخودار هستند.

اقدامات مقطعی (Short-term fixes) راهکار غلطی برای مقابله با این تهدید است. آمریکا و متحدانش می بایست سیاست قاطعی را برای مهار و بازدارندگی کره اتخاذ کنند.

هفت راهکاری که در رابطه با کره جواب نمی دهد

توضیح اینکه چرا طرح های پیشنهادی مختلف در رابطه با از بین بردن تهدید کره جواب نمی دهد از یافتن طرح هایی که در این رابطه کارآیی دارند سهل تر است. پیش از آنکه به توضیح راهکار خود در رابطه با چگونگی واکنش آمریکا در قبال کره بپردازم، در ذیل به فهرستی از گزینه های مطرح شده اشاره می کنم اما مشکل این است که این گزینه ها یا جواب نمی دهند و یا هزینه گزافی دارند.

1. حمله پیشدستانه ( preemptive strike ) آمریکا برای برچیدن تسلیحات هسته ای و موشکهای بالستیک کره

حمله ای از این نوع اقدام تلافی جویانه سنگین پیونگ یانگ علیه ژاپن و کره شمالی را به دنبال خواهد داشت. کره شمالی با در اختیار داشتن 15,000 توپخانه مستقر در 50 مایلی سئول این توانایی را دارد که حتی بدون به کار گیری سلاح هسته ای تلفات سنگینی را به کره جنوبی وارد کند. یک جنگ تمام عیار در شبه جزیره کره احتمالا تلفات سنگینی را به آمریکا نیز وارد خواهد کرد. به علاوه، حتی اگر چنین جنگی با پیروزی همراه باشد، اعتراضات شدید مردم کره جنوبی برای قطع هم پیمانی با آمریکایی که آغازگر جنگ بوده را به همراه خواهد داشت. ضمنا این خطرهم وجود دارد که چنین جنگی، کره شمالی کنونی را به کره شمالی با توانایی های به مراتب بیشتر تبدیل کند.

2. مذاکره با کره شمالی بر مبنای توافق شش جانبه (آمریکا، روسیه، چین، ژاپن، کره شمالی و کره جنوبی) سال 2005

راهکاری از این نوع به دنبال پاکسازی شبه جزیره کره از تسلیحات هسته ای در ازای دادن امتیاز و کمک به کره شمالی از سوی آمریکا، ژاپن و کره جنوبی است. چنین راهکاری معقول و مطلوب است - کما اینکه دولت های اوباما و بوش هم در پی آن بودند - اما متاسفانه پیونگ یانگ نشان داد که به مذاکراتی از این دست هیچ علاقه ای ندارد. کره شمالی بر این امر تاکید دارد که یک قدرت هسته ای محسوب می شود و مالکیت بر سلاح هسته ای را در قانون اساسی اش درج کرده است. بنابراین چنین راهکار معقولی بختی برای موفقیت ندارد.

3. گزینه توقف در برابر توقف

چین و روسیه پیشنهاد کرده اند که کره جنوبی و آمریکا رزمایش های نظامی خود را متوقف کنند و کره شمالی هم در مقابل آزمایش های موشکهای بالیستیک و هسته ای خود را متوقف کند. طرح مزبور بر پایه ی موازنه رزمایش های دفاعی آمریکا و کره با آزمایش سلاح های هسته ای توسط تنها کشوری در دنیاست که هدفش توسعه قدرت ویرانگرانه و ارعاب همسایگان از این طریق است. کریستوفر هیل که یکی از مذاکره کنندگان سابق توافق شش جانبه کره است به این نکته اشاره می کند که گزینه توقف در برابر توقف به عنوان پیش شرط مذاکره با کره شمالی موجب از دست رفتن اعتماد کره جنوبی به هم پیمانی اش با آمریکا خواهد شد و این یکی از اهداف مهم دیپلماتیکی است که پیونگ یانگ در پی آن است.

4. مذاکره بدون پیش شرط

چنین راهکاری همواره یک گزینه معمول برای معامله با طرف های متخاصم بوده است اما با این وجود در مورد کره شمالی بختی برای موفقیت ندارد. کره شمالی نشان داده است که به مذاکراتی که کره را به عنوان قدرت هسته ای به رسمیت نشناسد هیچ علاقه ای ندارد. اگر کره تن به چنین مذاکره ای بدهد - کمااینکه برخی چنین تصوری دارند - انتظار می رود که به موازات مذاکره به توسعه سلاح های هسته ای و موشکهای خود ادامه دهد. از نظر کره ای ها چنین مذاکراتی مشابه مذاکره شوروی و آمریکاست که هر دو طرف همزمان با مذاکره، موشکها و تسلیحات هسته ای به تعداد مساوی و محدود در اختیار داشتند. ایالات متحده نباید قدم در چنین مسیری بگذارد.

5. سپردن موضوع کره شمالی به چین برای حل مشکل

ظاهرا پرزیدنت ترامپ بر این باور است که چین با اعمال فشارهای اقتصادی یا نظامی و یا هر دو بر پیونگ یانگ می تواند مشکل با کره را به راحتی حل کند. توییت های ترامپ را در ذیل ببینید

از چین بسیار مایوس هستم. رهبران احمق آمریکا به چین اجازه دادند تا صدها میلیارد دلار از ما استفاده ببرد. با وجود این.... [i]

چین در رابطه با کره شمالی هیچ کاری برای ما انجام نداده است. فقط حرف می زند. ما اجازه نخواهیم داد که چنین رویه ای را ادامه دهد. چین می توانست این مشکل را به آسانی حل کند. [ii]

هرچند که تردیدی نیست که چین می تواند فشار بیشتری را به کره شمالی وارد کند و البته بایستی چنین نیز کند، اما با این حال چنین فشاری برنامه توسعه سلاح های کشتار جمعی کره را خاتمه نخواهد داد. برنامه های کره شمالی بر اساس قابلیت های خودش و فناوری و قطعاتی که از راه قاچاق از خارج تامین می کند استوار است و هزینه ها و سرمایه این برنامه هم بر اساس صادرات محدودش انجام می گیرد. هم پیمانی چین و کره شمالی موضوعی مربوط به گذشته است. کره شمالی این را می فهمد که در حال حاضر تقریبا هیچ طرحی برای محافظت چین از کره مانند طرح سال 1950 وجود ندارد. چین و کره شمالی در بهترین حالت روابط سردی دارند که ممکن است بدتر هم شود. کره شمالی از حیث تجارت در پایین ترین رتبه های دنیا قرار دارد. فشار چین بر کره بایستی به عنوان بخشی از راه حل لحاظ شود اما به خودی خود سرنوشت ساز نخواهد بود.

6. تحریم شرکتهای چینی ای که با کره شمالی روابط تجاری دارند

چنین راهکاری دارای برخی از نقایص همان راهکار واگذاری حل موضوع کره شمالی به چین است. 90 درصد تجارت خارجی کره شمالی با چین است اما رقم آن جزیی است. توقف کامل تعاملات اقتصادی چین با کره شمالی اثر سختی بر اقتصاد کره خواهد داشت، اما پیونگ یانگ از طریق قاچاق، دستیابی به منافذی در کره جنوبی، خودکفایی بیشتر و سفت تر کردن کمر بندهای اقتصادی این تحریم ها را دور خواهد زد. اگر واشنگتن در تحریم شرکت های چینی فراتر از حد برود، چین از طریق قطع همکاری با آمریکا در موضوع کره شمالی دست به تلافی خواهد زد و چنین اقدامی از سوی چین، اثر زیانباری بر هرگونه نتیجه موفقیت آمیز در حل مشکل کره شمالی خواهد داشت.

7. منوط کردن رابطه آمریکا با چین به حل مساله هسته ای کره شمالی توسط چین

چنین راهکاری مشکل را مضاعف خواهد کرد یعنی به تهدید هسته ای کره شمالی مساله جدیدی اضافه خواهد شد و آن هم دشمنی قدرت شماره دوی دنیاست که برای همکاری در موضوعات زیادی در حوزه اقتصاد جهانی، امنیت و سیاست نیازمندش هستیم.

نظریه کنان در این رابطه چه می گوید؟

با این تفاصیل، آمریکا باید در مواجهه با تهدید امنیتی شدید از سوی کره شمالی چه کند؟ باید به این درک برسیم که هرچند اوضاع در برخی مواردممکن است برای ما غیرقابل قبول باشد، اما اقدامات مقطعی (Short-term fixes)هم پاسخگو نیست. موضوع کره شمالی از این دست موارد است. متفکر استراتژیست و دیپلمات برجسته اوایل دوران جنگ سرد یعنی جورج کنان (George Frost Kennan) در مقاله معروفی در فارین افرز تهدید مطرح شده از سوی شوروی در سال 1947 را مورد تحلیل قرار داد. وی در مقاله مزبور، به بحث در رابطه با بازدارندگی، مهار و فشار بر شوروی پرداخت. کنان در آن مقاله نوشت که به هنگام مواجهه با دشمنی که توان تغییر رژیم کشورش را از طریق جنگ نداریم - به خصوص کشورهایی که حیات نظامشان در خصومت با آمریکاست - باید به راهبردی متوسل شد که در مورد شوروی این راهبرد مبتنی بر ضعف نسبی شوروی در قیاس با آمریکاست. کنان مدعی بود که شوروی به مرور زمان در مقابل فشارهای اعمال شده از ناحیه آمریکا و متحدانش یا تن به اصلاحات خواهد داد و یا فرو خواهد پاشید. طی چهار دهه پس از ارائه نظریه کنان، سیاست مهار شوروی به شکل قاطع و فعالی از طریق تشکیل ناتو، اعمال تحریم های گسترده ی اقتصادی بر شوروی توسط آمریکا و متحدانش در ناتو، افزایش حضور نظامی و جنگهای نیابتی در سراسر دنیا ( که البته مورد اخیر برخلاف نظریه کنان بود) و جنگ تبلیغاتی و رسانه ای علیه شوروی دنبال شد.

البته تفاوت بین شوروی و کره شمالی خیلی زیاد است و منظور من از ارجاع دادن به مقاله کنان و راهبردی که از آن مقاله برگرفته شده این نیست که شوروی را با کره شمالی مقایسه کنم چرا که شوروی یک چالشگر جهانی بود که از نظر نظامی همتای آمریکا محسوب می شد و قدرتش بر پایه ایدئولوژی ضد امپریالیستی و سنت های درخشان استوار بود و از سویی دیگر صاحب امپراتوری کشورهای اقماری همفکر و شبکه وسیعی از ابزار و حربه های تبلیغاتی در سطح جهان بود و حال آنکه کره شمالی یک کشور فقیر و کوچک و منزوی است که در سطح منطقه یا دنیا از نفوذی برخوردار نیست. با وجود تفاوت های بنیادینی که بین شوروی و کره شمالی وجود دارند، این دو دربرخی چالشها مشابه یکدیگر هستند و این چالشها به قرار زیر هستند:

1- چگونه با دشمنی که از تسلیحات هسته ای برخوردار است و درگیری نظامی با او هم هر چند محال نیست اما حداقل، گزینه چندانی دلچسبی هم نیست، باید مقابله کرد؟

2- چگونه باید از مزیت های فراوانی که در اختیار داریم علیه دشمنی که از یک جنبه قوی و از سایر جنبه ها ضعفهای کشنده ای دارد بهره گرفت؟

3- اگر در پی سیاست مقابله فزاینده با دشمن و یا انگشت گذاشتن بر ضعفش هستیم، چگونه باید در روابط با متحدان مان از موانع جدی راهبردی اجتناب کرد؟

4- زمانی که با مشکلی حل نشده مواجه می شویم چگونه باید از تلفات انسانی پرهیز کرد و همزمان با بهره گیری از مزیت های فراوانی که در اختیار داریم، نتیجه نهایی را به نفع خود رقم بزنیم؟

یک سیاست قاطع بازدارند و مهار کننده ی کره شمالی می تواند در بردارنده ی مولفه های ذیل باشد:

1- فشار نظامی برکره شمالی ازطریق برگزاری رزمایش ها، نوسازی سیستم های تسلیحاتی منطقه، و اراده ی آمریکا و کره جنوبی برای پاسخ قاطع به ماجراجویی های نظامی کره شمالی یعنی چیزی که قبلا انجام نداده ایم.

2- توسعه و ارسال موشکهای ضد بالیستیک برای دفاع از خاک آمریکا، نیروهای آمریکایی مستقر در منطقه و کره جنوبی و ژاپن.

3- اعمال تحریمهای بین المللی بر تجارت و سرمایه گذاری در کره شمالی کما اینکه از توانایی اقناع جامعه بین المللی برای اتخاذ چنین رویکردی برخوردار هستیم.

4- گفتگوهای سه جانبه بین چین، آمریکا و کره جنوبی در رابطه با چگونگی واکنش دربرابر وقوع احتمالات گوناگون در کره از جمله بی ثباتی و فروپاشی.

5- درک اینکه ایالات متحده بدون همکاری نزدیک با کره جنوبی و چین - که همسایگان هستند که با کره شمالی مرز زمینی دارند - نمی تواند در نیل به اهدافش موفق باشد. در مورد چین باید توجه داشت که بایستی برای اعمال تحریم بر شرکت های چینی که معامله غیر قانونی با کره شمالی دارند آماده باشیم تا به آنها نشان دهیم جدی هستیم. اما این تحریم ها نباید تا جایی پیش رود که موجب قطع همکاری چین با برنامه هایی که برای کره شمالی داریم گردد.

6- تا پیش از خلع سلاح هسته ای کره هیچ تضمینی برای پذیرش رژیم کشورش ندهیم. اقدامات سری و پنهانی بر ضد کره باید بخشی از راهبرد مهار و بازدارندگی باشد.

7- اتحاد سیاسی و نظامی قوی با کره جنوبی و ژاپن از دیگر مولفه های سیاست بازدارندگی و مهار است. نباید هیچ یک از این دو کشور را به داشتن سلاح های هسته ای تشویق کنیم چرا که منطقه ای را که در حال حاضر در وضعیت شکننده ای قرار دارد با بی ثباتی بیشتر مواجه می کند. در عوض باید به آنها تضمین روشن بدهیم که در صورتی که مورد تهدید قرار گیرند، در زیر چتر حمایتی و گزینه های تلافی جویانه آمریکا قرار داند.

گزینه پیونگ یانگ

مهار و بازدارندگی (برای برخی) گزینه های جذابی نیستند کما اینکه بسیاری از افراد چنین راهکاری را در خلال جنگ سرد منفعلانه، غیراخلاقی و زبونانه می دانستند و محکوم می کردند. واقعیت این است که مهار و بازدارندگی نه در آن زمان منفعلانه و زبونانه بود و نه در زمان حال.

البته پیش از اینکه ضرورت اتخاذ سیاست مهار و بازدارندگی را بپذیریم می توانیم به کره ای ها - به شکل مستقیم یا از طریق چین و کره جنوبی - آخرین فرصت را برای دست کشیدن از مسیر فاجعه باری که قدم در آن گذاشته اند بدهیم. می توانیم به آنها پیشنهاد دهیم که عمده ی آن چیزی را که طالب آن هستند به آنها خواهیم داد و در مقابل آنها باید برنامه موشکی و هسته ای خود را به طور کامل تعطیل کنند. پیشنهادات ما در مقابل اقدام آنها برای خلع سلاح می تواند شامل موارد ذیل باشد:

1- برقراری روابط همه جانبه دیپلماتیک

2- پایان تحریم های اقتصادی و ارائه کمکهای اقتصادی و سرمایه گذاری در کره

3- پیمان صلحی که جایگزین توافق 64 ساله ی آتش بس با کره شمالی می شود.

در چنین توافقی، هر دو طرف نیازمند این هستند که گام های مرحله به مرحله و متقابل (staged and backloaded steps) بردارند چرا که اعتمادی بین آن دو وجود ندارد. هر یک از دو طرف می تواند بر اساس جدول زمانی و چهارچوب اجرایی ای که در مذاکره به دست آمده، از همان ابتدا پایبند به اهدافش باشد. این توافق شامل هیچ موردی که بر خلاف منافع امنیت ملی ایالات متحده باشد نمی شود و کره شمالی را از همان امنیتی که به ادعای خودش با تسلیحات هسته ای می خواهد داشته باشد برخوردار می کند. چنین توافقی این تضمین را به کره شمالی می دهد که هرگونه اضمحلالی در نظامش (رخ دهد) مربوط به اشتباهات و نقایص خودش خواهد بود و نه از ناحیه یک قدرت خارجی.

دلیل چندانی وجود ندارد که باور کنیم پیونگ یانگ چنین توافقی را می پذیرد کما اینکه در حال حاضر بر دستیابی به توان حمله هسته ای به خاک آمریکا اصرار می ورزد و انعطافی نشان نمی دهد. با همه اینها آنچه مهم است این است که به پرزیدنت مون (رییس جمهور کره جنوبی) نشان دهیم واشنگتن برای اینکه پیشنهاد جذابی را روی میز بگذارد آماده است چرا که مون در صدد راههایی برای آشتی با کره شمالی است. مون می تواند نقش مهمی در متقاعد کردن پیونگ یانگ برای پذیرش چنین پیشنهادی داشته باشد. اگر پیونگ یانگ این پیشنهاد را رد کند - کما اینکه محتمل نیزاست - احتمال اینکه مون از راهبرد بازدارندگی و مهار کره شمالی حمایت کند بیشتر خواهد شد.

پیشنهاد واشنگتن به کره شمالی موجب می شود که چین و روسیه از ادعای هر چندوقت یک بار خود مبنی بر اینکه برنامه سلاح های کشتار جمعی کره واکنش طبیعی و قابل فهم این کشور به تهدیدات آمریکاست دست بکشند چرا که با عاری شدن کره شمالی از سلاح های هسته ای دیگر تهدیدی از ناحیه آمریکا متوجه این کشور نخواهد شد. به علاوه، این توافق به آمریکا وجهه ی اخلاقی ای را خواهد داد و بنابراین احتمال حمایت چین و روسیه از راهبرد مهار کره بیشتر خواهد گردید.

راهبرد مذاکراتی آمریکا می تواند هم از طریق سئول و هم از طریق چهارچوب شش جانبه دنبال شود اما برای موفقیت آن نه باید خوشبین بود و نه ناامید. ایالات متحده بایستی یه طور همزمان به تلاش های درازمدت خود که احتمالا برای مهار، بازدارندگی و انزوای کره شمالی با قابلیت های هسته ای لازم است، طی سالهای آینده شتاب ببخشد تا زمانی که کره یا اصلاح شود و یا فروبپاشد. کره شمالی می تواند بین دو راه مذاکره و انزوا یکی را برگزیند اما راه سوم محال است.

منبع: بروکینگز [iii]

 

[i] https://twitter.com/realDonaldTrump/status/891440474132795392

[ii] https://twitter.com/realDonaldTrump/status/891442016294494209

[iii] https://www.brookings.edu/blog/order-from-chaos/2017/08/08/why-deterring-and-containing-north-korea-is-our-least-bad-option/