کد خبر: 33162 0

هرچند در هیچ‌کجای دنیا، فرهنگ و هنر نمی‌توانند از مناسبات‌ سیاسی کشورها عاری باشند اما قرار هم نیست که تا این حد با برنامه‌های سیاسی اخت شوند و به نوعی شاهد بندگی کردن قدرت از سوی فرهنگ باشیم. قرار نبوده و نیست که هنر و فرهنگ، ابزار سیاسان شود و کوچک‌ترین استقلالی از خودشان نداشته باشند. حداقل از صاحبان ادعای آزادی بعید است که تا این حد، پشت هنر را به سیاست گرم کنند و به این شدت، آشکارا اعلام کنند که همه‌ی هنر ما را سیاست ما شکل می‌دهد.

به گزارش پارس به نقل از بولتن نیوز، انگار دشمنان ما در گذشته حرفه ای تر بودند. چون نمی شد به این راحتی ثابت کرد که: « آقا، پشت این همه فیلم و آهنگ و رمان، دست های کثیف سیاست مداران غربی و امریکایی خوابیده. » تا دیروزها، خیلی غیرمستقیم تر عمل می کردند. خیلی هنری تر و زیرپوستی تر رفتار می کردند. حرفه ای تر بر ناخودآگاه مخاطبان شان تأثیر می گذاشتند. اما این روزها خیلی تابلو شده اند. عین بعضی از دوستان ما شده اند که بجای ساخت فیلم دینی، بیانیه ای مذهبی می سازند.

همه چیز از اسکار" جدایی نادر از سیمین" شروع شد و اوجش هم در اسکار" آرگو" بود. اما بلوغ این رفتار تابلو را باید در آکادمی گوگوش دید که جایزه ی بهترین خواننده را به دختری محجبه می دهد به نام ارمیا. حرف زدن از پیام این رفتارها دیگر چیز تازه ای نیست. اینکه این کارها سیاسی ست و اینکه این کارها نشان از ابزاری دانستن هنر از سوی مدعیان هنر برای هنر دارد. اما وقتی به دامنه ی این رفتارها نگاه می کنیم، به یک چیز جدید می رسیم و آن اینکه از پشت پرده ی اسکار آرگو تا پشت پرده ی ارمیای گوگوش، یک سیاست نهفته است.

وقتی به تمرکزی که در همه ی رفتارهای مثلاً هنری و در اصل سیاسی آنها وجود دارد نگاه می کنیم، متوجه می شویم که اولاً، یک برنامه ریز و یک برنامه در کنه این اعمال قرار دارد و ثانیاً، متوجه می شویم که تا چه حد این برنامه برای آنها مهم است. تا جایی که اینقدر شتاب زده و عریان، تمنای خویش را فریاد می زنند. اگر در گذشته، موضوعات مختلفی که البته وجه اشتراک شان ایران و اسلام بود، مورد توجه سفارش دهندگان آثار هنری غربی قرار می گرفت، این روزها تنها یک موضوع در کانون توجه آنها قرار گرفته و آن، رابطه ی غرب و امریکا با ایران است.

معلوم است که این برنامه، تنها یک برنامه ریز دارد، اما جالب اینجاست که این برنامه، چقدر برای صاحبانش مهم است. اینکه غرب و امریکا بتوانند با ایران رابطه داشته باشند. یک رابطه ی عمیق و پر از همکاری های اقتصادی و سیاسی. و حالا با روش های مختلف دنبال این هستند که به گوش عالم و آدم برسانند که ما دنبال چه هستیم. یکبار از اسکار مایه می گذارند و یکبار از گوگوش.
این وسط می ماند تکلیف ما و هنرمندان مان. هرچند از الان تکلیف بعضی های شان که دل به جوایز آن طرف آبی بسته اند معلوم است، اما باید تکلیف هنرمدان داخل در گفتمان انقلاب اسلامی با رویکرد جدید بنگاه های فرهنگی-هنری غرب معلوم شود. در این میان، توجه ویژه ی ایشان به بیانات رهبر انقلاب در حرم رضوی بسیار راهگشاست، به ویژه آنجا که فرمودند: « ملت ما ثابت کرد که وابسته نبودن به آمریکا و قدرت های بزرگ نه فقط موجب عقب افتادگی نیست، بلکه موجب پیشرفت است. »

به نظر می رسد نشان دادن" این پیشرفت بدون آن وابستگی" یکی از مهمترین موضوعاتی ست که هنرمندان متعلق به گفتمان انقلاب اسلامی باید به آن بپردازند و از اساسی ترین روش های ایجابی برخورد با تولیدات غربی و امریکایی، پرداختن به این واقعیت غیرقابل انکار است.

اقتصادی و سیاسی انقلاب اسلامی ایران پشت پرده جدایی نادر از سیمین حرم رضوی رهبر انقلاب ساخت فیلم فرهنگ و هنر فرهنگی هنری

ارسال نظر

آخرین اخبار
پربحث ترین ها
سایر رسانه ها