به گزارش پارس به نقل از ویزه نامه نوروزی مشرق، کارشناسان و اساتید حوزه و دانشگاه در گفتگویی که پیش روی شماست در مورد نقش نوروز و اهمیت آن و همچنین بهره گیری و غنیمت دانستن این سنت و فرهنگ ایرانی اسلامی تأکید کرده اند.

شادیهای نوروز جملگی اندیشمندانه است

دکتر محمد بقایی (ماکان) کارشناس زبان و ادبیات فارسی در این باره می گوید: از آنجا که نوروز اساسا بر محور اندیشه‎ های الهی شکل گرفته و آئینی است که در آن از عطایای الهی که با تغییر فصل نوید داده می‎ شود ستایش به عمل می‎ آید. بنابراین مورد تأیید هر اندیشه وابسته به عالم بالاست. تأملی در مراسم نوروز به خصوص سفره هفت سین نشان می‎ دهد مقصود نهایی این آئین معطوف به مفهوم یاد شده است. مانند گذاردن شمع روشن که تجسم نور است. آب که نشانه پاکی و روشنایی است و سبزه که مبین بالندگی و وحدت است و دیگر عناصر وابسته به سفره هفت سین جملگی سبب می‎ شوند ذهن آدمی متوجه عالم بالا شود و از آنجا که هر دین در نهایت بر سر آن است که ذهن پیروان خود را به خالق عالم هستی معطوف سازد. بنابراین نوروز توانسته عامل مؤثری در فهم دستگاه خلقت و هدایت ذهن خلق به خالق و جهان آفریده او شود.

این کارشناس زبان و ادبیات فارسی در مورد اینکه گاه شماری ایرانیان مبدأ مناسبی برای آغاز سال تقویمی از سوی بزرگان اسلام دانسته شده هم اظهار داشت: وقتی دین اسلام وارد سرزمین ایران شد اعراب با مدنیتی روبرو شدند که برای تقویت دین جدید چاره‏ ای جز پذیرش آن نداشتند. از همین روست که بسیاری از مفسران تاریخ اسلامی بر این عقیده‎ اند که اگر فرهنگ و مدنیت ایرانی نمی‎ بود فرهنگ اسلامی هرگز به این شکوفایی دست نمی‎ یافت.

این محقق و پژوهشگر حوزه فلسفه و ادبیات افزود: به تأیید همه اخترشناسان در طول تاریخ، گاه شماری جلالی که دانشمند و شاعر و فیلسوف بزرگ ایرانی خیام آنرا وضع نمود دقیق ترین تقویم در تاریخ گاه شماری است.

وی در مورد صله ارحام در ایام عید هم گفت: دید و بازدید از دوستان و اقوام و آشنایان یکی از آدابی بوده که ایرانیان از ایام باستان به آن بسیار تأکید داشته‏ و به آن بسیار احترام می‎ گذاشتند. در متون دینی ایران باستان به توصیه‎ های بسیاری بر می‎ خوریم که بر این معنا شهادت می‎ دهد. شادیهای نوروز جملگی اندیشمندانه است و با تأمل و دقت در آیینهای پیشوازی، میانی و پسینی نوروز مبین آن است که شادیهای نوروزی اندیشمندانه و متعالی است.

وی در ادامه تصریح کرد: فراموش نکنیم که آئین نوروز و شادیهای خردمندانه مکتوم در آن زمانی شکل گرفت که فرهنگ و مدنیت کهن یعنی یونان، شادی را در خدایانی مانند باکوس جستجو می‎ کرد که خلق را به مستی و از خود بی خودی سوق می‎ دادند و شادی را از دست رفتن نیروی خرد می‎ دانستند. از اینجاست که نوروز به عنوان کهن ترین جشن جهان به جای ماند و رمز ماندگاری آن پس از هزاران سال در ارزشهای معنوی والاست که هر بهاری منادی آن است.

وی در پایان سخنانش اذعان کرد: از اینروست که نوروز به رغم تهاجمات سهمناک و خانه براندازی که در تاریخ ایران روی داده همیشه پیروز بوده است و بی جهت نیست که ایرانیان از قدیم‎ ترین ایام که ادب فارسی به آن مهر تأیید می‏ زند این عبارت معروف را در ایام نوروز با دیدن یکدیگر بکار می‎ برند که: نوروزتان پیروز

.

نوروز نماد تحولات روحی انسانهاست

دکتر حسن قنبری، استاد گروه فلسفه دانشگاه ادیان و مذاهب هم طی سخنانی در این باره گفت: هر نیتی با پشتوانه فکری باید انجام گیرد و نباید صرف آرزوی محض باشد. یعنی به آن از قبل اندیشیده باشیم و در تحقق و عملی کردن آن تلاش و کوشش کنیم. اگر تحولات به ظاهر بسنده نشود و تحولات روحی هم در ما با آمدن بهار ایجاد شود طبعا این تحول روحی در جهت تحقق خوش اخلاقی ما هم قرار می‎ گیرد. دعای سال تحویل اگر مستجاب شود و با خلوص نیت دعا کنیم خودش خوش خلقی و خوش اخلاقی را تا آخر سال به همراه می‎ آورد.

این محقق و پژوهشگر حوزه فلسفه اسلامی در مورد اینکه نوشدن طبیعت و آمدن بهار چه درسهایی برای زندگی دنیوی و اخروی ما دارد هم تصریح کرد: به نظر می‎ ‏ رسد نوروز نماد و رمزی برای تحولات روحی انسانهاست. درظاهر که روز با روز و ایام با ایام در مورد لحظه و ساعت با هم تفاوتی با هم نمی‎ کند اما نکته آن در اینجا است که در ایران باستان نیاکان ما رستاخیز طبیعت را رمز تحول درونی و پیشرفت معنوی تعبیر می‎ کردند و اسلام هم بر آن برای عبرت گرفتن از مرگ و زنده شدن یعنی معاد تأکید کرده است. نوروز نماد طبیعی است که باعث تحول طبیعت می‎ شود و در اصل باید با تحول انسانی و انسانیت همراه شود. یک نماد خوب و قشنگی است در جهت پیشرفت انسانیت و خوش خلقی و اخلاقیات و دوستیها و محبتها.

قبولی هر عمل محدود به نیت است

دکتر سید محمد تقی چاوشی، استاد گروه فلسفه دانشگاه مفید قم طی سخنانی گفت: فرمایشی از حضرت امیر (ع) نقل شده که" العطیة بقدر نیة" یعنی هر چیزی که به ما اعطا می‎ شود در حد نیتی است که داریم. قبولی هر عملی محدود به سنخ نیت است. ممکن است ظاهر کاری که انجام می‎ دهیم یا حتی قصد انجام آن را داریم اخلاقی، پسندیده و مقبول باشد اما آنچه نصیب ما می‎ شود و از طریق فعلی که در قالب رفتارهای ما ظهور می یابد محدود و منحصر در حدود تهیأ (آمادگی) ماست و آن حدی که برای انجام فعل آماده شده‏ ایم.

این استاد گروه فلسفه دانشگاه مفید قم ادامه داد: از این رو به هر اندازه برای کاری که قصد انجام آن را داریم آمادگی کسب کنیم و در مسیر آن قرار گیریم به همان میزان عمل، صالحانه و مطابق با نیت خالص شکل می‎ گیرد. خلاصه کنیم نیت چیزی جدا از آمادگی برای عمل نیست. امکان ندارد نیت سمت و سویش شر باشد اما آنچه عاید ما می‎ شود خیر باشد و بالعکس. بنابراین برای پایداری نیات آمادگی برای اعمال لازم است و این آمادگی با عنایت حق و طلب بنده محقق می‎ شود. آنچه از جانب ما رقم می‎ خورد طلب است و آنچه از جانب حق، ولایت.

چاوشی اظهارداشت: برای هر عمل نیکو نیازمند به نیتی هستیم که سمت و سوی آن فطرت پاک انسانی است که ریشه در باطن ایمان و حقیقت تدین دارد. این فطرت چیزی جدای از عقل خالی از ناخالصیهای حسی و خیالی نیست و با روح تکریم گره خورده است. اخلاق نیکو در گرو نیت پاک انسان است و نیت مساوی با آمادگی است.

اخلاق محصول تمرین و ممارست است

دکتر منوچهر صانعی دره‎ بیدی، استاد گروه فلسفه دانشگاه شهید بهشتی در ابتدای سال نو در مورد استمرار نیتهای خوب این ایام به خبرنگار مهر گفت: بنابر تجربه‎ ‏ های تاریخی معیار استمرار بخشیدن نیتهای خوب، لحظات آغازین بهار عقل است. اگر ما ضوابط عقلی را الگوی زندگی خود قرار دهیم حداکثر منافع را کسب خواهیم کرد و اگر عقل را الگوی زندگی خود قرار ندهیم از حداکثر خطرها و زیانها درامان نخواهیم بود. منظور از عقل هم فهم مشترک و درک عامه تمامی انسانهاست، یعنی اکثریت مردم آنچه را که درک می‎ کنند و می‎ خواهند که در اصطلاح سیاسی به آن آرای عمومی می‎ گویند، این باید معیار و مبنا قرار گیرد. رفتار هریک از ما باید منطبق با خواست و رأی عمومی یعنی احکام عقلی باشد.

استاد گروه فلسفه دانشگاه شهید بهشتی اظهار داشت: مسئله اخلاق مسئله تمرین و ممارست است. انسان فطرتا مستعد این است که از اخلاق حسنه برخوردار باشد، اما واقعیت این است تا آنجا که به فطرت آدمی مربوط می‎ شود آن چیزی بیش از یک استعداد نیست و استعدادها در شرایط تجربی و تربیتی تحقق می ‏ یابند.

این محقق و پژوهشگر حوزه فلسفه تصریح کرد: ضمن اینکه اصول اخلاقی را از گفتار و آثار بزرگان و پیشوایان دینی می‎ شنویم و می‎ خوانیم و مرور می‎ کنیم باید تمرین و ممارست کنیم که مسئله تخلق اخلاق مثل یاد گرفتن و به کار بستن رانندگی و مهارتهای کامپیوتر در ما نهادینه شود. هر کس اگر به این ممارستها توجه داشته باشد عملا رفتار اخلاقی او کاملتر می‎ شود و بهتر متخلق به اخلاق می‎ شود. اگر هم چنین ممارستی نباشد متناسب با موقعیت رفتار می‎ کنیم که گاهی هم ممکن است بنا بر شعر سعدی که می گوید: « گاه باشد که کودک نادان به غلط به هدف زند تیری» تصادفا یک عمل خیری هم از ما سر بزند.

این نویسنده و مترجم اذعان داشت: اگر که آگاهانه مواظب رفتارمان باشیم و به معنای عام کلمه مواظب حقوق مردم باشیم از حقوق آشنایان و بیگانگان گرفته تا حقوق همه آدمها، مراعات کنیم کم کم متخلق به اخلاق حسنه می‎ شویم. درس نو شدن یعنی ما هر لحظه باید نو شویم به این معنی که فضایل اخلاقی بهتری را در خود پرورش دهیم و از رذیلتها و شرارتها فاصله بگیریم. همه ما محتاج ممارست برای کسب فضایل و دفع رذایل بیشتر هستیم. سعی کنیم شخصیتمان را با آراستگی به فضایل اخلاقی تازه و باطراوت و نو به نو کنیم.

نوروز نوعی زندگی دوباره‎ است

دکتر علی اکبر عبدل آبادی، استاد گروه فلسفه دانشگاه شهید بهشتی در مورد زندگی دوباره طبیعت گفت: به نظر می‎ رسد که اگر در طول سال به عوامل زیر صادقانه و سخت کوشانه توجه کنیم، می‎ توانیم به نیاتی که در آغاز سال از ذهن و ضمیرمان گذشته اند، جامه عمل بپوشانیم یا، دست کم، به تحقق بخشیدن به آنها نزدیک شویم. باید نیاتمان را در پرتو همه اطلاعات و دانسته‎ های بالفعل، توجه به همه وجوه توانایی های بالفعل، توجه به وجوه ضعفهای موجود و در نهایت، برنامه ریزی برای وصول یا تقرب به نیت ها از طریق برداشتن گامهای کوتاه، کوچک و آهسته عملی سازیم.

استاد گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به اینکه آدمی پیش از اینکه مرگ واقعی را تجربه کند مرگ زمانی و تقویمی را تجربه می کند، گفت: نوروز نوعی زندگی دوباره‎ است که انسان می‎ تواند با فهم صحیح این زندگی به مرحله جدیدی از صیرورت و تکامل بپیوندد.

اخلاق برگرفته از حیات است

دکتر قاسم پورحسن، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی به مناسبت نوروز درباره استمرار نیتهای خوب آغاز سال نو گفت: در سنت ایرانی نوروز به معنای حیات مجدد و زندگی دوباره یادشده است. این تفکر در اندیشه دینی ما هم وجود دارد که انسان در نسبت با جهان است، گرچه حیات در جهان سبب زندگی دوباره آدمی خواهد شد. نسبت آدمی با جهان یک نسبت کاملا مستقیم است یعنی هر تحولی با این عالم حیاتش مورد دگرگونی و تجدید قرار می گیرد از همین روست که انسان می تواند با درک درست عالم و از منظر تفکر ایرانی با درک درست نوروز تغییرات اساسی در زندگی خود بدهد.

وی افزود: این تغییر اساسی که به نحو تکامل و به سمت و سوی ترقی و تعالی است در اندیشه ایرانی مورد تأکید قرار گرفته است. نوروز درپیوند با نور است، نور مرکز و حیات قلب آدمی است سراسر وجود انسان برگرفته از تفکر و ساحت نوری است. انسان مستقیما از عالم انوار آنچنانکه در اندیشه ایرانی وجود دارد نور می‎ گیرد و ظلمت و مردگی را کنار می‎ زند این معنای نوروز است. عالم نور هم با ساحت وجودی انسان همچنین با ساحت کردار او در تناسب است. اخلاق انسان با دیگران تحت تأثیر همین پرتو نور قرار می‎ گیرد. آدمی از مرگ و ممات به حیات می‎ رسد. این به معنای آن است که انسان می‎ تواند استمرار در حیات نوری خود داشته باشد. فیض مداوم عالم نور به انسان سبب می‎ شود که وجود انسان در حیات و فضای نوری قرار گیرد. این اساس تفکر نوروز است. نوروز به معنای نورافشانی و نورانی بودن یا حیات مجدد است.

این محقق و پژوهشگر حوزه فلسفه اظهار داشت: اخلاق انسان برگرفته از حیات انسان است یعنی اخلاق کاملا برگرفته از جوهر و گوهر آدمی است و عرضی نیست. وقتی گوهر آدمی نورانی شد از دنیای ظلمت خارج می ‎ شود. اخلاق نوری هم برای خود انسان و هم برای دیگران سبب رستگاری و سعادت می‎ شود. اخلاق خوب برگرفته از اندیشه نوری است و سبب می‎ شود که آدمی زندگی خود و دیگران را در نسبت این نور قرار دهد. بنابراین تأکید شده که آدمی باید اخلاق صحیح و نیکو داشته باشد، چنانچه در اندیشه ایرانی ما علاوه بر پندار و اندیشه نیک به کردار و اخلاق نیک هم تأکید شده است. کردار در پیوند با اندیشه است این دو وجه که پیوندی ناگسستنی با هم دارند سبب می‎ شوند که حیات انسان نورانی شود.

وی درمورد درسهای نو شدن طبیعت برای انسان هم گفت: همواره مرگ برای انسان نوعی پایان و تولد، نوعی آغاز تلقی می‎ شود. اما فهم صحیح در اندیشه دینی و ایرانی این است که این دو در پیوند با هم هستند. انسانها از مرگ عبرت می‎ گیرند و آنرا تولد دوباره می دانند، نوروز هم به معنای تولد دوباره هر آدمی است. آدمی پیش از اینکه مرگ واقعی را تجربه کند مرگ زمانی و تقویمی را تجربه می کند این مرگها به انسان امکان می‎ دهد که بتواند حیات را تجدید کند و تولدهای دوباره را تجربه بکند. زندگی دوباره انسان در رأس هر اعتدال بهاری به معنای این است که انسان هم می‎ تواند از این فرصت کیهانی بهره ببرد تا بتواند اشتباهات و زیانهای وارده به ساحت وجودی خود را کنار بزند و سراسر در عالم نور قرار بگیرد. نوروز تنها زمان صرف نیست بلکه نوعی زندگی دوباره‎ است که انسان می‎ تواند با فهم صحیح این زندگی به مرحله جدیدی از صیرورت و تکامل بپیوندد.