• لینک کوتاه
  • کد خبر: 322577

    کارشناسان معتقدند که احیاء جایگاه بین المللی، توسعه نفوذ و تحکیم موقعیت ژئوپلیتیک در خاورمیانه و شرق مدیترانه و دور کردن بحران از محیط امنیتی از جمله اهداف واقعی روسیه در سوریه به شمار می رود.

    به گزارش پارس به نقل از مهر، کارشناسان معتقدند که احیاء جایگاه بین المللی، توسعه نفوذ و تحکیم موقعیت ژئوپلیتیک در خاورمیانه و شرق مدیترانه و دور کردن بحران از محیط امنیتی از جمله اهداف واقعی روسیه در سوریه به شمار می رود.

    در بخش اول میزگرد «راهبرد روسیه در سوریه» پیرامون برخی اهداف روسیه از حمله هوایی به مواضع تروریست ها در سوریه از قبیل موازنه قدرت میان مسکو و واشنگتن در دریای مدیترانه در برابر دریای سیاه مباحثی مطرح و اصول مورد نظر «ولادیمیر پوتین» رئیس جمهور روسیه درباره «اوراسیاگرایی» مطرح و مورد واکاوی قرار گرفت.

    در بخش دوم این میزگرد پیرامون جزئیات اهداف روسیه و نیز مسیر حملات هوایی مسکو در سوریه در گفتگو با دکتر عباس نادری، کارشناس مسایل بین الملل؛ سعید یاری، کارشناس حوزه اوراسیا و سید قاسم ذاکری کارشناس مسائل خاورمیانه به ابعاد مختلفی از مطالب فوق پرداخته شده است که از نظر می گذرد.

    *اگر حملات هوایی روسیه در سوریه را به تغییر قطب بندی ها در جهان مربوط ندانیم، پس اهداف روسیه از اقدام نظامی علیه تروریست ها در سوریه چیست و چرا مسکو در مقطع زمانی کنونی به چنین اقدامی روی آورده است؟

    یاری: اهداف روسیه در سوریه از دو منظر «اهداف اعلامی» و «اهداف واقعی» قابل تجزیه و تحلیل است. در بُعد اعلامی، مقامات این کشور گفته اند که بنا به درخواست دولت قانونی سوریه و نیز برای مقابله با گروههای تروریستی مبادرت به اقدام نظامی در سوریه کرده اند. پوتین در مصاحبه ای که با شبکه یک تلویزیون دولتی روسیه داشت گفت: تضمین قدرت مشروع بشار اسد و فراهم کردن شرایطی که وضعیت را برای مصالحه میان گروه های مختلف سوری اعم از معارضین و دولت مهیا نماید، جزء اهداف روسیه به شمار می آید. در نگاه اول به نظر می رسد اتخاذ چنین مواضعی بیشتر در جهت مشروعیت بخشیدن به اقدام نظامی در سوریه و مستند کردن آن به اصول پذیرفته شده حقوق بین الملل باشد؛ ولی سوال اساسی این است که انگیزه ها و اهداف واقعی روسیه چیست؟

     مطالعه اسناد سیاست خارجی و امنیتی این کشور که در سالهای پس از فروپاشی شوروی منتشر شده است و نیز، رفتار سیاست خارجی این کشور در عرصه تعاملات بین المللی و منطقه ای گویای این است که کرملین سه هدف کلان و اساسی زیر را از اقدام نظامی در سوریه دنبال می کند:

     اول؛ احیاء جایگاه بین المللی این کشور به عنوان یک «قدرت بزرگ». در واقع اقدام نظامی در سوریه به معنی به چالش کشیدن سیاست خاورمیانه ای آمریکا و اروپا است. اقدام نظامی در سوریه حامل این پیام برای آمریکا و اروپاست که کنشگری روسیه به عنوان یک قدرت بزرگ را بپذیرند و به جایگاه بین المللی و منافع جهانی روسیه احترام بگذارند. 

    دوم؛ توسعه نفوذ و تحکیم موقعیت ژئوپلیتیک روسیه در خاورمیانه و شرق مدیترانه؛ با این توضیح که پایگاه نظامی روسیه در «طرطوس» واقع در مرزهای غربی سوریه و شرق مدیترانه تنها نقطه اتکا ژئوپلیتیک روسیه در خارج از مرزهای شوروی سابق است و حضور در چنین موقعیتی این امکان را به کرملین می دهد که عمق راهبردی و ظرفیت عملیاتی خود در سراسر شرق مدیترانه را توسعه داده و منافع اش در حوزه مدیترانه را بطور موثرتری دنبال نماید. ضمنا، روسیه توانسته جای پای نظامی خود در سوریه را به لاذقیه گسترش دهد و این دستاورد بسیار بزرگی است.  

    سوم؛ دور کردن بحران از محیط امنیتی روسیه.

    در کنار اهداف فوق الذکر مجموعه ای از اهداف عملیاتی را نیز می توان ذکر کرد که فراهم کردن شرایط برای ارتش سوریه در جهت بازپس گیری موقعیتهای حساس و مهم از دست رفته، کسب آمادگی برخورد نظامی با تروریستها و رفع نگرانی کرملین از حضور اتباع این کشور (گفته می شود عموما چچنی هستند) و برخی کشورهای مشترک المنافع از جمله تاجیکستان در بدنه فرماندهی و عملیاتی داعش که علیه دولت قانونی سوریه می جنگند.

    در پاسخ به سوال مطرح شده در خصوص چرائی انتخاب زمان کنونی برای اقدام نظامی توسط روسیه می توان به عوامل زیر اشاره کرد:

    احتمالا روس ها به این تحلیل رسیده بودند که زمان به نفع آنها نیست و اگر اقدام موثری در حمایت از بشار اسد بعمل نیاورند ناگزیر باید عرصه رقابت در خاورمیانه را به دیگر بازیگران و رقبای خود واگذار کنند. لذا به فکر حضور فعالانه و عملیاتی در معادله سوریه افتادند.

    دوم اینکه اطلاع از راهبرد غرب برای اعمال فشار بیشتر به روس ها در مسأله اوکراین آن ها را به فکر نوعی موازنه انداخته است.

    البته در برخی تحلیل ها این گونه مطرح شده که روسیه برای مواجهه با ایران پسا برجام دست به چنین اقدامی زده است. این گروه بر این باورند که گسترش تعاملات ایران با غرب پس از اجرای برجام، روسیه را به طرف حوزه ای کشاند که برای ایران نیز مهم است تا از این طریق تهران گرایش کمتری به غرب پیدا کند. این بدین معنی است که روسیه دنبال مهار ایران پسا برجام است. شخصا نشانه ها و شواهد متقنی برای اثبات درستی این تحلیل سراغ ندارم.

    نادری: از نگاه دیگر اقدام روسیه را می توان از احساس خطر این کشور از ناحیه امنیت ملی خود به دنبال بحران گرجستان در سال ۲۰۰۸ ناشی دانست. نگاه دقیق به آنچه در بحران مذکور برای روسیه اتفاق افتاد، نشان می دهد که مسکو همانطور که قاطعانه و قدرتمندانه تهدید مستقیم به امنیت ملی خود را مهار کرد، در سوریه نیز به آمریکا نشان داد که خط قرمزی به نام تهدیدِ امنیت ملی اش را تحمل نکرده و حوزه خارج نزدیک را مهم و راهبردی تلقی می کند.

    تحولات نوین عربی از دیگر عواملی بود که موجب بازتعریف سیاست های روسیه در خاورمیانه گردید و نوع برخورد خود را با این تحولات تعیین کرد. روسیه در ابتدا با این تحولات همراهی کرد، اما پس از مدتی با چینشی که در لیبی، مصر، تونس و ... به وقوع پیوست، مسکو نیز به نسبت هر کشور و به طور جداگانه به تعدیل سیاست خود در قبال آن ها پرداخت. این در حالیست که مثلاً ترکیه و قطر به دنبال روی کار آمدن ژنرال سیسی مواضع تندی را در قبال مصر اتخاذ می کنند. روسیه اما اولین کشوری بود که با رئیس جمهور مصر وارد تعامل شد؛ به گونه ای که سفر پوتین به قاهره در تکمیل همین بازتعریف به وقوع پیوست.

    نکته دیگر در این خصوص، سوء استفاده آمریکا و مشخصاً ناتو از قطعنامه ای بود که حمایت روسیه با مجموعه شورای امنیت سازمان ملل متحد در موضوع لیبی را به همراه داشت. اروپا و آمریکا برای اولین بار قطعنامه ای را با موضوع «مسئولیت حمایت» در شورای امنیت به تصویب رسانده و با استناد به آن حمله به لیبی را آغاز کردند. آنچه روسیه را به حمایت از قطعنامه فوق ترغیب کرده بود، حملات محدود با هدف حفظ جان غیر نظامیان و جلوگیری از کشتارهای جمعی بود که بیم آن می رفت رژیم مخلوع قذافی علیه مخالفان خود داشته باشد. سوء استفاده آمریکا از نوع نگاه قبلی روسیه به این موضوع باعث شد که کرملین در موضوع سوریه با نگاه انحصاری-استعماری غرب و توجیهاتی که می توانست به تکرار سوء استفاده لیبی منتهی شود به مخالفت برخواست تا آنجا که در مقاطع زمانی متعددی از تصویب قطعنامه های تحت فصل ۷ و مواد ۴۱ و ۴۲ علیه سوریه جلوگیری کرد.

    بررسی سیر تحولات مذکور علل پیدا و پنهان حضور مسکو در عرصه مبارزه مستقیم با تروریست ها در سوریه را بیش از پیش آشکار می سازد.

    مقامات روسی پیش از استناد به قطعنامه «تعریف تجاوز»، به قطعنامه دیگر مصوب شورای امنیت با موضوع «مبارزه با گروه های تروریستی» استناد می کنند. لذا درخواست بشار اسد تکمیل کننده این قطعنامه شده و حملات هوایی کرملین مشروعیت خود را حتی نزد افکار عمومی جهانیان نیز به اثبات رسانده است.

    مخالفت جریانات غربگرای حاضر در روسیه با اقدام پوتین، با توجه به دو قطعنامه شورای امنیت از بین رفته و وی از این جهت نیز منتقدان داخلی خود را آرام ساخت.

    تثبیت جایگاه جدید روسیه در منطقه با زنجیره اقداماتی که این کشور در نوع مدیریت «تصمیم گیری در بحران» به انجام رساند نیز حائز اهمیت است. آنچه بیش از هر عامل دیگری در این راستا مهم تلقی می شود، مؤلفه زمان در تصمیم گیری حین مواجهه با بحران است. دراین راستا، روسیه در برهه زمانی کنونی و با انتخاب زمان مساعد برای حضور در سوریه قدرت مدیریت خود در شرایط بحران را نیز به غرب نشان داد.

    نگاه ژئوپلیتیک روسیه به منطقه راهبردی خاورمیانه به عصر تزارها برمی گردد. روسیه تحولات خاورمیانه ای را در ارتباط با نزدیک شدن آمریکا به مناطق مرزی خود تلقی می کند. هر روندی که مرزها، امنیت ملی روسیه و حوزه کشورهای مستقل مشترک المنافع (CIS) را تهدید کند، از نظر روس ها نوعی تزلزل قدرت در مقابله با آمریکا به شمار می رود.

    انتخاب زمان کنونی اقدامات توسط روسیه از چند بُعد قابل توجیه است:

    - نزدیک شدن بیش از اندازه تروریسم افراطی به مرزهای «خارج نزدیک» روسیه با توجه به یارگیری های داعش در افغانستان و حتی اعلام تهدیدِ این گروه علیه چین در منطقه «سین کیانگ».

    دلیل اثبات این رخداد را می توان در مواضع اتخاذی چین در منطقه و تحرکات نظامی اخیر این کشور برشمرد؛ چرا که تروریسم آشکارا این کشور را نیز مورد تهدید قرار داد و در صورت انفعال پکن، ممکن است گروه های افراطی از این فرصت برای مبارزه مستقیم با چین بهره برداری کنند.

    - تلاش روسیه برای معامله بر مبنای واقعیات روی زمین با توجه به پیاده کردن تجهیزات ویژه در لاذقیه و طرطوس.

    اشتون کارتر در سخنانی پیرامون موفقیت ایران در سوریه خطاب به برخی کشورهای منطقه گفته بود که ایران در سوریه و...در بطن بازی حاضر است، روی زمین... ولی شرکای عرب ما ۳۰ هزار پا فراتر از متن مسائل در آسمان سیر می کنند. (لازم به ذکر است که ایران تنها حضور مستشاری در سوریه دارد.)

    رفتار سه دهه اخیر روسیه نشان داد که سه ویژگی فرصت طلبی، منفعت طلبی و تعقیب منافع در سیاست خارجی این کشور پررنگ تر از سایر کشورها به نمایش درآمده است. لذا انتخاب این مقطع زمانی برای اقدام نظامی در سوریه را نیز می توان در این راستا مورد تحلیل قرار داد.

    روسیه در تلاش است تا با متوازن کردن اوضاع در دمشق به یک راه حل سیاسی برسد. مقطع زمانی کنونی را می توان برای رسیدن به این هدف نیز توجیه نمود.

    ذاکری: تصمیم کرملین برای مداخله در سوریه تصمیم عقلانی بوده است و اغلب روس ها نیز با آن موافق بوده اند. برای درک رفتار روسیه در سوریه، لازم است اهداف راهبردی و بلندمدت از اهداف کوتاه مدت همچنین پیامدهای حضور نظامی روسیه در سوریه از همدیگر تفکیک شوند.

    الف- اهداف راهبردی و بلند مدت:

    برای فهم رفتارهای روسیه باید توجه داشت که غرب، به ویژه آمریکا و ناتو کلیدِ فهم سیاست خارجی روسیه و مبنای بسیاری از تصمیمات در حوزه سیاست خارجی و برخی سیاستگزاری های داخلی در این کشور است.

    پوتین -معمار روسیه پس از فروپاشی- نشان داده است که بر خلاف دوران شوروی با غرب مشکلات ارزشی، هنجاری و ایدئولوژیکی ندارد، بلکه به دنبال سهم مشارکت خود در مسائل بین المللی است. به عقیده وی کشورش پیش تر نیز تجربه های شکست و ناکامی در قرون گذشته را داشته است اما پس از مدتی روسیه دو مرتبه توانسته از خاک سیاه بلند شود. وی در تلاش است تا مجد و عظمت روسیه را دوباره احیا کند.

    پوتین در دوران ریاست جمهوری «مدودوف» ماهرانه تمایل خود برای مشارکت با غرب در اداره جهان را نشان داد اما غرب به هیچ وجه نمی تواند روسیه را به عنوان شریک در کنار خود ببیند؛ گویا آمریکا تصور می کند که سهم روسیه باید در شورای ناتو تعیین شود. دو موضوع باعث شد که زنگ خطر برای مسکو به صدا درآید:

    ۱) گسترش سپر دفاع موشکی در شرق اروپا و قطب شمال

    قطب شمال نزدیک ترین مسیری است که روسیه می تواند از آنجا آمریکا را مورد هدف قرار دهد. سپر دفاع موشکی در قطب شمال و شرق اروپا آسیب جدی به بازدارندگی روسیه در مقابل غرب و ناتو وارد خواهد آورد و بقول معروف به مثابه جنگ ستارگان در دهه ۸۰ میلادی کلید رمز مقابله با روسیه تلقی شده و در راستای گسترش ناتو به شرق قابل تبیین است. در حوزه خاورمیانه نیز روسیه مدودف در قضیه سرنگونی رژیم قذافی در لیبی از غربی ها رو دست خورد. علاوه بر اینها شخص پوتین از جانب مسئولین آمریکائی بارها تهدید شد و سفیر وقت آمریکا در مسکو نیز آشکارا دنبال راه اندازی انقلابهای رنگین در مسکو و سنت پترزبورگ بود لذا پوتین در فوریه و مارس سال ۲۰۱۲ میلادی و شش ماه قبل از ورود دوباره به کرملین بعنوان رئیس جمهور روسیه با نگارش مقالات مهمی از قبیل «روسیه در جهان متغیر» و «نیرومندی؛ ضامن امنیت» که در رسانه های روسی منتشر گردید راهبردهای نوین خود را در پذیرش مسئولیتش اعلام کرد و نشان داد که ایده «اوراسیاگرایی» را مطلع سیاست های خود قرار داده و با پوتینِ پیشین متفاوت خواهد بود. وی در آثار منتشره مذکور به روس ها خاطرنشان کرد اگرچه ما با غرب کاری نداریم؛ ولی غرب برای مداخله و رویارویی به سراغ ما آمده است. برخی شواهدِ این واقعیت عبارتند از:

    - «سامانتا پاور نماینده وقت آمریکا در سازمان ملل» در ماجرای تصمیم گیری درباره سوریه در شورای امنیت سازمان ملل خطاب به «ویتالی چورکین» نماینده روسیه گفت شما باید بدانید که قدرت شکست خورده در دنیا هستید. این امر به وضوح تصمیم آمریکا برای مقابله با روسیه را آشکارا نشان داد. واژه شکست، نه تنها به معنای حذف از صحنه معادلات بین المللی است؛ بلکه مفهوم غرامت دادن را نیز با خود به همراه خواهد داشت.

    -«جان مک کین» با اشاره به رخداد موسوم به بهار عربی خطاب به روسیه گفت: سرنوشت پوتین سرنوشت قذافی است. «جو بایدن» معاون رئیس جمهور وقت آمریکا در جریان سفری به مسکو خطاب به پوتین توصیه ای را مطرح کرده و می گوید: به شما توصیه می کنیم خود را نامزد انتخابات ریاست جمهوری نکنید!!؟؟

    در مجموع می توان گفت که پوتین راهبرد خود را اوراسیا گرایی، تقویت صنایع نظامی، تقویت اقتصاد روسیه و توسعه نظامی دریاپایه عنوان کرده است.

    بر این اساس، روسیه به قرن ۱۹ یعنی زمانیکه این کشور قدرت دریا بود، بازگشته است. اینکه مسکو اعلام کرد راهبرد نظامی دریاپایه را برگزیده است، منظور دریای سیاه است. میراث دریایی روسیه ناوگان دریای سیاه این کشور در کریمه تلقی می شود که غرب با ایجاد بحران در اوکراین در واقع این میراث را هدف قرار داده است. وقتی غربی ها برای پوتین در اوکراین بحران درست کردند در واقع حلقه زرین و طلائی راهبردهای پوتین در اوراسیاگرائی و توسعه نظامی دریاپایه را هدف گرفتند زیرا اوکراین کلید رمز موفقیت پوتین در ترویج اوراسیاگرائی و شبه جزیره کریمه در اوکراین نیز بعنوان مرکز ناوگان دریائی روسیه تنها میراث باقی مانده روسها از مجد و عظمت دریائی در قرون ۱۹ و ۲۰ بوده است. 

    یکی از ویژگی های مهم رئیس جمهور روسیه، رفتارهای غیرقابل پیش بینی وی است که به دنبال خلق تنش در اوکراین توسط غرب، خود را به منصه ظهور رساند. موضوع کریمه و حمله به تروریست ها در سوریه از این دست عکس العمل ها محسوب می شود.

    کرملین با موفقیتی که در مدیریت بحران اوکراین به دست آورد، در یک اقدام ماهرانه امنیت دریای مدیترانه را به دریای سیاه متصل و در واقع این پیام را ارسال کرد که اگر بخواهید ناوگان دریای سیاه روسیه در «سواستاپول» (در کریمه) را مورد هدف قرار دهید، امنیت مدیترانه یعنی امنیت اروپا نیز به خطر خواهد افتاد.

    در واقع رفتار کنونی روسیه در ورود نظامی به سوریه به معنی هشیاری در برابر غرب بوده و این هوشیاری در دو موضوع متبلور شده است؛ اینک ترکیه به معنی عضوی از ناتو و شرق اروپا به عنوان مأمنی از حضور گسترده آمریکا و ناتو توسط روسها به گروگان گرفته شده اند.

    ب- اهداف مقطعی و کوتاه مدت:

    اما درباره مقطع زمانی کنونی در اقدامات مسکو باید گفت که سقوط سوریه از سویی به معنی تهدید روسیه از سوی دریای مدیترانه است زیرا امکان انتقال برخی تروریست های آموزش دیده از سوی کشورهای عربی آموزش دهنده از مسیر دریای مدیترانه به سمت مسکو وجود دارد.

    فاصله مدیترانه تا مسکو در مقایسه با مسیرهای دیگر انتقال ترورست ها به سمت مسکو کوتاه تر و موانع امنیتی آن نیز کمتر است. چون امنیت روسیه به مراتب از سوی مدیترانه پرمخاطره تر از جایی مثل افغانستان است. کرملین به این اطمینان رسید که اگر در حوزه مدیترانه با تروریست ها به مقابله برنخیزد، گروه های تروریستی به زودی پس از سوریه به سوی این کشور حرکت خواهند کرد. در نتیجه امنیت دریای سیاه را به امنیت دریای مدیترانه متصل کرده و به اقدامات جاری کنونی دست زد. حتی شلیک به پایگاه های تروریست ها از سوی دریای خزر نیز این پیام را به همراه داشت که مسکو دارای چنین قدرتی است که در صورت به خطر افتادن امنیتش در دریای سیاه می تواند علاوه بر امنیت دریای مدیترانه امنیت دیگر نقاط جهان را نیز به مخاطره افکند؛ اقدامی که مفهوم دیگر آن به نمایش گذاشتن «ظرفیت ژئوپلیتیک روسیه» بود.

    توافق هسته ای موسوم به «برجام» نیز به دلیل آنچه روسیه تصور تمایل ایران به غرب را دارد در انتخاب زمان حضور مسکو در سوریه حائز اهمیت است.

    اعلام نوعی اعتماد بنفس روسیه در مدیریت بحران اوکراین پس از سه سال و برخورداری از دست بالاتر برای چانه زنی در مقوله اوکراین در برابر غرب با ایجاد توازن دریای سیاه در برابر دریای مدیترانه از دیگر دلایل حملات هوایی مسکو دراین مقطع زمانی است.

    البته روسیه همانگونه که قبلاً نیز اعلام کرد، به دنبال حل و فصل سریع سیاسی بحران در سوریه است؛ از این رو با ایجاد یک کمپین سیاسی رسماً اعلام کرد که هدف این کشور از حضور نظامی در سوریه دستیابی به راه حل دیپلماتیک در کوتاه مدت است بنابراین فعلا ابتکار نشستهای دیپلماتیک وین را می توان ثمره تلاشهای روسیه در کوتاه مدت دانست. بهترین ایده آل روسها دستیابی اطراف منازعه در سوریه به راه حل مرضی الطرفین در کوتاه مدت است.

    روسها مدعی شده اند که  برای کمک به کردهایی که مورد هجمه تروریست ها قرار گرفته اند و نیز کمک به دولت مشروع و قانونی سوریه در مبارزه با تروریسم به سوریه آمده اند؛ این مسأله موجبات نگرانی دو سویه ای را برای ترکیه فراهم ساخته است.

    برخی صاحبنظران اوضاع میدانی نامطلوب به ضرر ارتش و نظام سوریه را از جمله دلایل انتخاب مقطع زمان کنونی برای اقدام نظامی روسیه در سوریه دانسته اند زیرا سقوط سوریه به ضرر منافع و امنیت ملی روسیه است و شکسته شدن محور مقاومت ضدغربی از تهران تا بیروت نیز به ضرر مسکو است.  

    از طرف دیگر، روس ها در نقاطی از سوریه مستقر شده اند که هم به لحاظ سوق الجیشی و هم از نظر تأمین راهبرد، بهترین منطقه این کشور است؛ یعنی طرطوس و لاذقیه در شرق مدیترانه و غرب سوریه:

    - سهل الوصول به سوی شمال سوریه و مراقبت از ترکیه از سمت شمال

    - منطقه خوب و مساعد غرب برای کشاورزی

    - مشرف بودن بر دمشق

    - تسلط بر هرگونه تحرکات احتمالی اردن، عربستان و رژیم صهیونیستی به عنوان متحدین آمریکا

    - حضور فعال و رصد تمامی اوضاع و تحولات

    روس ها از سوی دیگر با آگاهی از به وجود آمدن فاصله میان آمریکا و متحدینش در این منطقه (رژیم صهیونیستی و آمریکا؛ قاهره و واشنگتن؛ ریاض و قاهره؛ آنکارا و واشنگتن و ...) بر آنند تا به تثبیت جایگاه خود پرداخته، متحدان جدیدی را در این منطقه با اعتبار جدید خود به دست آورند.

    روسیه در این راستا به صنایع نظامی خود نیز دستور آماده باش داد تا هم با آزمایش تسلیحات نوین و هم از طریق ایجاد شغل و درآمدسازی، این بخش را نیز به جریان انداخته و نیز از رقباء خود عقب نیفتد.

    ج- پیامدهای احتمالی حضور نظامی روسیه در سوریه:

    اینک سوریه و خاورمیانه بر سر دو راهی تشدید تنش یا حل و فصل مرضی الطرفین اطراف منازعه در فرایند چند جانبه منطقه ای و بین المللی قرار گرفته است. در صورت گزینه تشدید تنش طبیعتا بحران سوریه می تواند واجد پیامدهای ذیر باشد:

    - ترسیم نقشه جدید خاورمیانه.

    - نقش و جایگاه آتی روسیه بعنوان قدرتی جهانی.

    - اثرگذاری بر سرنوشت نظامهای سیاسی اسلامگرا در منطقه و جنبش های اسلامی در سرتاسر جهان.

    - سرنوشت آینده ترکیه.

    - تبدیل بحران سوریه از یک مقوله منطقه ای به یک مسأله مهم جهانی.

    - درک و اذعان جهانیان به ناتوانی غرب به سرکردگی آمریکا در حل و فصل سریع و سیاسی بحران ها.

    اما در صورت انتخاب گزینه دیپلماسی از جانب اطراف منازعه در سوریه نظیر تکمیل فرایند گفتگوهای ژنو و وین در آنصورت می توان شاهد شکل گیری نظم نوین منطقه ای با مشارکت قدرتهای جهانی ومنطقه ای باشیم.

    *چرا مسیر حملات جنگنده های مسکو به جای اینکه از جنوب سوریه و با تمرکز بر دمشق باشد، از غرب سوریه به سوی شمال و شرق این کشور متمرکز شده است؟  

    یاری: هدف اصلی اقدام نظامی روسیه مقدم بر حفظ بشار اسد، حفاظت و تحکیم موقعیت ژئوپلتیک روسیه در خاورمیانه و مدیترانه است. برای روسها مرزهای غربی سوریه (شرق دریای مدیترانه) بواسطه پایگاه نظامی طرطوس از اهمیت استراتژیک برخوردار است. به همین دلیل روس ها متوجه این نکته شدند که در صورت تأخیر، دیگر جایی در سوریه و به ویژه در نقاط مهم طرطوس و لاذقیه نخواهند داشت. ترکیب قومی این منطقه نیز به دلیل برخورداری از اکثریت علویان برای روسیه درخور توجه است.

    در پاسخ به علت تمرکز حملات داعش در غرب و شمال سوریه باید بگویم که دلیل این اقدام را باید در اهداف اعلامی روسها جستجو کرد. مقامات روسیه از ابتدا گفتند که برای سرکوب داعش و تروریسم دست به عملیات نظامی هوایی زده اند. لذا طبیعی است تمرکز حوزه عملیاتی نیروی هوایی این کشور مرزهای غربی و شمالی سوریه یعنی مرزهایی که داعش حضور پر رنگی در آنها دارند، باشد.

    ذاکری: روسیه  می داند که امکان نابودی تروریستها در سوریه با اقدامات نظامی این کشور علیه تروریستها احتمال بعیدی است چون قبل از روسیه دیگر قدرتهای جهانی در عراق، افغانستان و جاهای دیگر نظیر چنین تجارب نظامیگری علیه تروریسم را داشته اند که اغلب ناکام بوده است. اما با توجه به دو رخداد زیر در اولین ساعات حضور جنگنده های کرملین در سوریه می توان حدس زد که روسیه تصمیم گرفته هشدارهای محکمی را برای کشور ترکیه بعنوان حامی اصلی گروههای تروریستی ارسال نماید.

    مشکلات پیش آمده در آنچه غرب و ترکیه ادعایی موسوم به نقض حریم هوایی ترکیه توسط روسیه را مطرح کردند و نیز سخنان پوتین درباره کمک به کردها برای مقابله با گروه های تروریستی این سیگنال به آمریکا و ناتو داده شد که تکرار هرگونه اقدام تجاوزگرایانه ترکیه مانند هدف قرار دادن هواپیمای سوریه بی پاسخ نخواهد ماند.

    از دیگر اهداف روسیه می توان به حمایت از مناطقی از غرب سوریه که در اجاره مسکو بوده و در ساحل دریای مدیترانه است، نام برد. روسیه بر این باور است که اکنون بیشترین تهدید از سوی مدیترانه مطرح بوده و به دلیل بی اهمیت بودن اردن و عربستان، نیازی به عملیات های هوایی در جنوب سوریه نیست.   

    آنچه در سیاست خارجی روسیه مشهود است، تلاش برای تجمیع اضداد در عین حفظ استقلال خود است. در این راستا، مسکو در سوریه داعیه دار همکاری با عربستان، ایران، ترکیه، آمریکا و ... محسوب شده و می تواند منافعی را از سوی هر یک از آن ها بنفع خود جلب نماید.      

    نادری: روسیه در دوران گذار تلاش می کند تا در عین برخورد قاطعانه در راستای بهره مندی از الزامات ابرقدرت بودن، هم زمان مواظب باشد تا طرف های حاضر در دمشق را چه در میان مدت و چه در بلند مدت علیه خود تحریک نکند. این کشور در این راستا، الزامات همکاری با ایران، اروپا و آمریکا را رعایت می کند تا جاییکه انگلیس و فرانسه به عنوان برجسته ترین کشورهای اروپاییِ مخالف با تحرکات مسکو نیز نتوانستند دلایل روشنی را دال بر چراییِ ممانعت از حمله کرملین به تروریست ها مطرح نمایند.   

    روسیه می داند در صورتی که آمریکا  و همپیمانانش موفق به آسیب رساندن به دولت مشروع و قانونی سوریه شوند؛ این اقدام می تواند به بدعتی نامیمون مبدل شده و برای کرملین نیز به بوته اجرا درآید.

    تلویزیون خاورمیانه روسیه سوریه گرجستان

    ارسال نظر

    آخرین اخبار
    پربحث ترین ها
    سایر رسانه ها